روزهای هرات

سلام امید که خوب باشین سمیر هستم باشنده ی ولایت هرات . این داستان دومم است که از خاطرات زندگیم برای تان مینویسم . داستان اولم در مورد سکس با دختر خاله ام شبنم بود که چقسم توانستم همرای شبنم جان سکس کنم وحالی برای تان مینویسم که چقسم شبنم جان دختر خاله ام دو […]

روزهای هرات Read More »

اگه میزاشتم کسمو بخوره چی میشد؟

ساعت هفت و نیم صب دم در خونمون بود. با عجله و استرس داشتم پرواز میکردم به سمتش رسیدم سر کوچه و دیدم توی ماشینش خوابش برده. در ماشینو باز کردم و از خواب پرید. خودمو پرت کردم توی بغلش. خیلی دلم واسش تنگ شده بود. میدونستم حالا که صبح به این زودی داریم میریم

اگه میزاشتم کسمو بخوره چی میشد؟ Read More »

شبهای هرات

سلام من سمیر هستم از هرات افغانستان . من ۲۵ سال دارم و قد ۱۷۵ وزن ۷۵ یک دختر خاله دارم که اسم شبنم از شبنم بگم ۲۲ ساله است قد ۱۶۵ وزن ۵۷ کیلو اندام خیلی سکسی داره من و شبنم از بچگی باهم دوست بودیم اما هیچ گاه به فکر سکس نبودیم باهم

شبهای هرات Read More »

خوب میلیسیا کص لیس

من مهلا هستم اهل یزد نوزده سالمه یه دختر عمه دارم که باباش کُرد هستش اینم بزرگ شده کردستانه اسمش ساریناس و بیست و شش سالشه خیلی خوشگله چشماش به باباش رفته رنگی و پوستش سفید و قدشم از من بلند تره وقتی میومدن یزد همیشه با هم میرفتیم بیرون یا وقتی ما میرفتیم سنندج

خوب میلیسیا کص لیس Read More »

هنوزم اوب دارم

اسمم حامده و خاطرم مال سال 87 اون موقع 21 سالم بود که یه وانت خریدم وتو یه شرکت مشغول کار شدم از خودم بگم ازبچگی گی بودم وهنوزم هستم قدم175 وزنم 68 قیافه معمولی و تا حالا که سال ۹۸ این داستان مینویسم بالای 500 بار گی کردم و حداقل 100 بارش با همین

هنوزم اوب دارم Read More »

دودول طلای خوش شانس

سلام من یه دختردایی دارم که 25 سال از من کوچکتره اسمش مرجانه از وقتی که 15 سالش بود تو کفش بودم، من تهران زندگی میکنم و اونا کرج و بخاطر همین با توجه به اختلافاتی هم که با خانواده ها داشتیم کمتر میدیدمش. وقتی حدود بیست و یکی دوسالش هم که شده بود و

دودول طلای خوش شانس Read More »

قانون جنگل

ادمین: نویسنده این کوستان یک جقی بیسواد می‌باشد گاییدن مادر این گوساله که رکورد غلط املایی رو شکسته نه تنها ممنوع نیست بلکه به شدت توصیه میشود چند وقتی بود زنم باشگاه میرفت هیکلش رو فرم اومده بود کمکم داشتم حس میکردم زور گفتناش رو سر منو بازواش از مال من بزرگ تر شده بود

قانون جنگل Read More »

کون دادن به یه افغانی

سلام من میلادم ۱۸ سالمه سفیدم و تپل کون و رونای برجسته ای دارم از بچگی حسی به مفعول بودن داشتم دو سه باری لاپایی دادم ولی هیچ وقت کون نداده بودم…قدم ۱۷۲ وزنم ۷۶ کیلو یه کم شکم دارم ولی پوست شفاف و سکسیی دارم…من بچه شهرستان بودم و یه مدت اومده بودم تهران

کون دادن به یه افغانی Read More »

لحظه‌های فراموش نشدنی

روی تخت دراز کشیده بودم و ساعدم رو چشمام بود یهو دست گرمی رو حس کردم ک رو سینه و شکمم کشیده میشه و صدای خنده ی با ناز و عشوه ی بهار دستمو برداشتم و نگاش کردم یه تاپ مشکی یقه باز و کوتاه که شکم صاف و جذابشو نشون میداد و یه شرت

لحظه‌های فراموش نشدنی Read More »

فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم

من و مینا و منصوره قسمت قبل سر راه رفتم ندا و عاطفه را سوار کردیم و رفتیم خونه پیش مینا و منصوره وقتی رسیدیم خونه مهدیه به من اشاره کرد که برم قطره را اماده کنم ، منم رفتم و با آبمیوه ها برگشتم ، ابمیوه خودم و مهدیه رو هیچی نریختم مهدیه بهم چشمک

فعلا بکن تا دوباره بهت تجاوز نکردم Read More »

Scroll to Top