کصی که از کیر سیر نمیشد

حدودا ۴ سال پیش توی ی شب سرد زمستانی, شب هشتم محرم که فرداش روز #تاسوعا بود طبق معمول با رفیقم بهزاد توی قهونه ی یکی از دوستای دیگم نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد ! رو صفحه ی گوشی نوشته بود #سایه و ازین تماس تعجب کردم. سایه کیه : سایه دختریه که یک […]

کصی که از کیر سیر نمیشد Read More »

شبی که هیچ وقت فراموش نمیکنم

اسمم فرشاد ۱۷سالمه من از بچگی یه دختر و دوست داشتم که همیشه وقتی میدیدمش می رفتم پیشش تقریبا ده سال از من بزرگتره ولی اون بعداز چند سال با عموم که تقریبا ۱۵ سال از بابام کوچیکتره ازدواج کرد اینجوری اومد تو خانواده ما باعث شد بیشتر وقتا ببینمش اون الان یه پسر سه

شبی که هیچ وقت فراموش نمیکنم Read More »

احساس میکنم همین روزا میکنمش

سلام من یه مدتی هست که وارد دنیای عجیبی از سکس و شهوت شدم… میدونم این موضوعی که میخوام بگم شاید برا یه عده عقب مونده ی ذهنی که معمولا مسلمون و از خونواده‌های عقب افتاده ی بدبخت هستن یا افغانیا خوشایند نباشه ولی فکر میکنم که این موضوع تو ایران واقعا الان هستش تعدادشم

احساس میکنم همین روزا میکنمش Read More »

مجید کون قلمبه

سلام به همه شهوتناکیهای عزیز. اسمم مجیده سفید و بی مو با چهره بیبی فیس و کون قلمبه. اونموقع ۳۰سالم بود مجرد بودم و تو تاکسی تلفنی کار میکردم. سال ۸۸ بود من ماشینم دوگانه بود و سهمیه بنزینم داشتم. یه پسری هم بودبه اسم مجتبی تازه سربازیش تموم شده بود.لاغراندام بودوسبزه.ماشینش بنزینی بودوقتی فهمیدمن

مجید کون قلمبه Read More »

کون فقط کون علی

سلام سوم دبیرستان بودم و ذهنمم اون دوران به جز کنکور به چیزی فکر نمیکردم ولی خب پسرا بعضی وقت ها باید شلوغ کنند 🙂 داشتم از مدرسه مون برمیگشتم که اتفاقی یکی از همکلاسی های قدیمی ام را که با هم تو راهنمایی بودیم را دیدم البته اینم بگم که اون توی چند درس

کون فقط کون علی Read More »

حس سکس سه نفره

چند سالی هست ازدواج کردیم وقتی با زنم سکس میکردیم فانتزیمون یکی از دوستام بود که از زنش جدا شده بود و با ما رفت و آمد داشت و وقتی میکردمش ازش میپرسیدم دوست داری رضا پیشمون باشه و باهم بکنیمت که با حال مستانه پاسخ مثبت میداد یه چند باری هم وقتی میکردمش با

حس سکس سه نفره Read More »

لعنتی کوس نبود کلوچه بود

با سلام خدمت دوستان این داستان هنوز هم‌ بعد ۷ سال ادامه داره من یه هیکل معمولی دارم با کیر نسبتا بزرگ خانمم یه دوست داره به اسم پرستو که اونم ازدواج کرده و ۲ تا بچه داره ولی با هیکلی بسیار سکسی و بدنی سفید و اندامی این باربی داستان از اونجا شروع شد

لعنتی کوس نبود کلوچه بود Read More »

از شما بدبخت ترم کسی هست که اونم منم

سال ۷۷ بود قرار بود با خانواده خالم و داییم اینا بریم مشهد از ی طرف خوشحال بودم که واسه اولین بار (البته آخریش هم شد ) میخوایم بریم مسافرت و از ی طرف هم ناراحت … روز موعود فرا رسید و علاوه بر خالم و داییم اینا خانواده عمه پسر خالم هم بودن. ۱۸

از شما بدبخت ترم کسی هست که اونم منم Read More »

مستی و راست کیر

سلام ماجرا برمیگرده به دو سال پیش خواهر زنم ۲۱ سالش بود و یه پسر دوسال و نیمه داشت و من در حال جدایی بودم از زنم به دلایل خیلی سطحی . بگذریم من ۳۲ سالم بود ۱۹۰ قدمه و ۹۲ کیلو وزنمه اگه براتون مهمه من تو شهر خانومم اینا یک خونه تو یک

مستی و راست کیر Read More »

کص صورتی تر و تازه خیس

سلام من حامد هستم خاطره ای که براتون میگم شروعش از سال 92 بود   34 سالم بود تو یه کارگاه صنعتی کار میکردم اغلب پرسنل مرد بودند جز یکی دو نفر که یکیشون منشی بودند. به اسم مهسا قبل از ایشون هم منشی داشتیم اما من رابطه ای با اونا نداشتم. مهسا از خرداد

کص صورتی تر و تازه خیس Read More »

Scroll to Top