کصی که از کیر سیر نمیشد
حدودا ۴ سال پیش توی ی شب سرد زمستانی, شب هشتم محرم که فرداش روز #تاسوعا بود طبق معمول با رفیقم بهزاد توی قهونه ی یکی از دوستای دیگم نشسته بودم که گوشیم زنگ خورد ! رو صفحه ی گوشی نوشته بود #سایه و ازین تماس تعجب کردم. سایه کیه : سایه دختریه که یک […]
کصی که از کیر سیر نمیشد Read More »
