کیرهای رنگارنگ
من و سجاد شوهرم بچه دار نمیشدیم مادر شوهرم خیلی اصرار داشت بچه دار بشیم اما مشکل از سجاد بود اون روز کل فامیل خونه ما بودن مادر شوهرم منو برد تو اتاق و به همه گفت عروس گلم حاملس و باید استراحت کنه از تعجب شاخ در آوردم! بعد مدتی با پسر عموی سجاد […]
