وقتيكه پسری باعشق كون ميدهد
اسم من آرشه من كوني هستم پسرخاله ام سعيد منو ميكنهخوشگلم(بخدا قسم)بدنم سفيده يه نمه تپلم 173قدمه كلا تو دل برواماسامي مستعار اما داستانم وافعيه ومربوط به زمانيكه داداش سعيد(پسرخاله بزرگم)1/5سال بعد از ازدواجش داشت بابا ميشد و خانومشو برده بود خونه مادرش تا بچه رو دنيا بياره 1/2روزي خونه دست سعيد بود. ظهر بهم […]
وقتيكه پسری باعشق كون ميدهد Read More »
