داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

جمعه داغ مامان داغ

بابای من یه جراحی سنگینی داشت و باید چند شبی رو در بیمارستان بستری می بود یکی دو شبی رو من شبا کنارش بودم و شب سوم عموم به من گفت تو خسته ای و امشبه رو نیا برو خونه استراحت کن . به جای استراحت گفتم بهتره این شب جمعه ای دوستامو بگیرم و […]

جمعه داغ مامان داغ Read More »

زن بابای خیانتکار

اسم من سعیده و متولد 71. پدر و مادرم 5 سال پیش از هم جدا شدن. من و پدرم هم برای درس من اومدیم به شهرستان … . من اون موقع اول دبیرستان بودم. پدرم اون موقع 60 سالش بود. یه دختری که من فکر می کردم فقط منشی بابامه , گاهی اوقات می اومد

زن بابای خیانتکار Read More »

خواهر کوچولو

-آرمان؟! .. آرمــــان؟!! … پاشو دیگه! ظهر شدا! … خودت باید جواب مامانو بدی، از من گفتن… بهت میگم پاشو!یه بالش گرفت و پرت کرد و خورد تو سرم… اعصاب آدم رو خورد میکرد این دختر!-خفه شو آیسا… بدو بیرون بذار بخوابــــــم ..(یه بالش دیگه هم خورد تو سرم، دیگه نمیشد تحمل کنم) پاشدم و

خواهر کوچولو Read More »

ماجراهای من و عموم

سلام اسم من طنازه تصمیم دارم خاطرات سکسی خودم براتون بنویسم دلم میخواد همونجور که من لذت بردم شما هم لذت ببرید . من بر خلاف همه که در سن 16 -17 سالگی یا بیشتر با سکس ومسایل جنسی آشنا میشن از 5 سالگی با این چیزها آشنا شدم .عموی من 7سال بزرگتر از من

ماجراهای من و عموم Read More »

من و ترانه پسر بلند کردیم

ترانه نزدیکترین دوستم بود. تو کلاس بغل هم می نشتیم. 16 سالمون بود و هیچ کدوم دوست پسر نداشتیم. روز تعطیلی بهش زنگ زدم حالشو بپرسم:– سلام.– سلام و زهر مار!– چیه، چه مرگته، باز جوش آوردی؟– آره، میخوام بدونم ما چرا اینقدر بی عرضه ایم. بیا اینجا یه خاکی تو سرمون بریزیم بلکه طلسم

من و ترانه پسر بلند کردیم Read More »

سکس با عمه 63 ساله

من شهرام هستم و امروز یک داستان نسبتا عجیب و غیر معمول رو براتون میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد.من یک عمه 63 ساله دارم که خدا بهشون بچه نداده این عمه خانوم چون تا به حال زایمان نداشته همچنان یک هیکل ترکه ای و مناسب رو حفظ کرده و چون شوهرش هم وضع مالی خوبی

سکس با عمه 63 ساله Read More »

شاگرد خوب من

۲۳ ساله بودم و در دفتر خودم مشغول کار و اکثر مواقع هم تدریس داشتیم ( از نام بردن شرکت و نوع تدریس خودداری میکنم ) یکی از شاگردانم یه پسر 18 ساله توپولی و سفید و ننر بنام حمید بود که هرچی بهش درس میدادم یاد نمیگرفت و تو عالم دیگه ای سیر میکرد

شاگرد خوب من Read More »

سکس با خواهرزن

من اسمم فرهاده، 24 سالمه و الان حدود چهار ماهه که ازدواج کردم، با خانمم (الهه) تو اینترنت آشنا شدم و حدود دو سالی با هم دوست بودیم… الهه دو تا خواهر داره که یکی اش از خودش بزرگتره و متاهل، اون یکی که اسمش المیراست کوچیکتره و مجرد، الهه و خواهر بزرگترش از لحاظ

سکس با خواهرزن Read More »

شیشکی کون به باد ميدهد

بازم تو درسام گند زده بودم دماغ آویزون میومدم خونه که صدای شیشکی منو از حال خودم کشید بیرون. برگشتم طرف صدا: امیر بود با دوتا از بچه های کوچه. پشتش به من بود، پاشو گذاشته بود رو یه توپ دولایه و باسنش قلمبه زده بود بیرون. تو دلم گفتم: این پسره کونش میخاره. سر

شیشکی کون به باد ميدهد Read More »

ماجرای جلق زدن های شوهرم

سلام. اسمم نيلوفره و تقريباً دو سالي میشه که ازدواج كردم شوهر مؤدب و با كلاسي دارم و از دستش راضيم از زندگيم هم بطور كلي راضيم از اونجايي كه هر جفتمون شاغليم از نظر اقتصادي هم مشكل چنداني نداريم همه چيز روال عادي خودش رو طي ميكرد. تا اينكه يه روز صبح زود وقتي

ماجرای جلق زدن های شوهرم Read More »

Scroll to Top