داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

دختر خاله با حال من

همه چیز از اون جا شروع شد که یه روز بی خبر رفتم خونه خالم ؛ وقتی رسیدم دم در واحد شون دیدم در بازه من ام مثل گاوسرمو انداختم پایین و رفتم داخل در حین اینکه داشتم بند بوت هامو باز میکردم چند بار خالمو صدا زدم دیدم کسی جوابمو نمیده نگران شدم رفتم […]

دختر خاله با حال من Read More »

راهبه بى معرفت

شب پنجشنبه بود ، همه شايد مشغول مهماني و گشت و گذار خانوادگي آخر هفته و من تنها و خسته در حال نوشتن آخرين صفحات تز لعنتي. حدود ساعت ده شب به سمت خيابان اميرافشار راه افتادم خلوت شده بود و كمي تاريك ، كمي ذكام بودم و دنبال خريد چندتا ليمو كه وارد ميوه

راهبه بى معرفت Read More »

سکس از پنجره

با سلام من غلام هستم خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به 4 سال پیش زیاد حوصله نوشتنو ندارم برای همین میخوام خیلی خلاصه خاطره ام را براتون بنویسم من 5 سال عاشق دختر همسایمون شبنم بودم . شبنم تو محلمون تک بود واقعا خوشگل وناز بود واقعا خدا برای او خوشگلی

سکس از پنجره Read More »

جدایی بخاطر یک همکار

سلام من دختری 28ساله مجرد سال89 تو 1شرکت خصوصی شروع به کار کردم و با 1مرد متاهل آشنا شدمو بهش جواب دادم چون بهش جواب دادم این بود که مطمئن بودم که بهم خیانت نمیکنه و منم از اون دخترهایی بودم که اهل دوست پسر بازی نبودم بهش جواب دادم اوایل باهم خوب بودیم بهم

جدایی بخاطر یک همکار Read More »

دکتر و مامانم

ساعت هشت شب بود و من بايد ميرفتم دنبال مادرم تا ببرمش خونهء خالم که قرار بود نصفه شب از مکه بياد. همه اونجا جمع بودند و چون مادرم تا اون موقع بايد تو مطب دکتر ميموند من بايد با ماشين پدرم ميرفتم دنبالش. دکتري که مامانم براش کار ميکرد از دوستاي قديمي عموم بود

دکتر و مامانم Read More »

کس تپل

تقریبا 3 سال پیش بود و من با یکی از دوستانم به نام آرش با هم شریک بودیم و کار کامپیوتر میکردیم. این آقا آرش ما از اون آدمهای لانتوری اما بچه خوشگله. خلاصه یه روز گرم تابستان بود و 4 شنبه من در مغازه نشسته بودم که آرش هم اومد یکم کارامون رو رله

کس تپل Read More »

اتفاق مفيد

چند هفته اي بود كه سر كلاس آمار نرفته بودم. خيلي دلواپس بودم. بهر حال اين درس خيلي سختي بود و قبلا هم يكبار ازش افتاده بودم. وقتي وارد كلاس شدم تازه متوجه شدم كه استادمون چند تا جلسه هم جبراني گذاشته بود و بنابر اين خيلي از درس عقبم. به فكرم رسيد هر چه

اتفاق مفيد Read More »

خاله سوسن

این قضیه مال پاییز 1387 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم. دیگه یه جورایی منو خالم با هم زندگی می کنیم همه فامیل

خاله سوسن Read More »

مادر و دختر گدا

سر ظهر بود و خسته و كوفته داشتم از مغازه به خونه برميگشتم. بد جوري تو كف بودم. خيلي وقت بود كه سكس نداشتم و هردختري كه از كنارم رد ميشد را بد جوري نگاه ميكردم. خونه چندروزي بود كه خالي بود و به اين زوديها هم نميومدند. تو فكربودم كه چطوري يك نفر و

مادر و دختر گدا Read More »

سمیرا

سمیرا دوست خواهرم بود و بعضی وقتها خونه ما می اومد. دختر راحتی بود (البته یه دختر 11، 12 ساله که معنی مقید بودن را نمی فهمه) و تلاشی برای پنهون کردن بدنش از غریبه را نمی کرد. عمدتاً یه تاپ آستین‏دار با یه دامن زیرزانوئی می پوشید و وقتی بیرون می رفت یه چادر

سمیرا Read More »

Scroll to Top