داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

چگونه رامين برده همسرش شد

من 25 سالمه و همسرم سهيلا 20سالشه راستش ما از طريق چت با هم اشنا شديم وقتي من براش مينوشتم که از بوي جوراب خانما خوشم مياد خيال ميکرد من دارم مسخره بازي در ميارم و اصلا باورش نميشد کم کم که به هم علاقمند شديم بلاخره راضي شد که تماس تلفني داشته باشيم و […]

چگونه رامين برده همسرش شد Read More »

بهترین روزهای زندگی ام با پسرخاله

سلام. من مژگان هستم 19سالمه. من تک فرزند خونوادم و به خاطر همین تو بچگی اکثر وقتا با پسر خالم بازی میکردم.البته بازی که نه معمولا پای کامپیوتر بودیم چون اون بزرگتر از من بود و حال و حوصله بازی نداشت. پسر خالم الان 26سالشه. همیشه وقتی پیشش بودم منو محکم بغل میکرد و به

بهترین روزهای زندگی ام با پسرخاله Read More »

عشقم نیلوفر

  سلام دوستان.ماجرا مربوط به 2 سال پیش ی روز تو خیابون ی دخترو دیدم خیلی خوشگل بود خیلی ی دختر با قد 165 اینا و سینه های کوچیک مثل کره ای ها و ی صورت (با اغراق)کپی جسیکا آلبا .خلاصه خیلی ازش خوشم اومد و اون روز گذشت و از اون روز به بعد

عشقم نیلوفر Read More »

من و رها

  تازه خونمون رو عوض کرده بودیم،تقریبا یه سال پیش بود:رفتیم به یه آپارتمان،اتفاقا واحد دوستم هم اونجا بود، بعده یه هفته که از اومدم به واحدمون تو راه پله ها یه دختر خیلی خوشگل و خوش اندام رو دیدم که ازکنارم رد شد،بهش نگا کردم و یه چشمک زدم و خندیدم اونم بهم نگاه

من و رها Read More »

عشق جدید

مثل همیشه ساعت 7از خواب بیدار شدم صورتمو شستم و صبحانه خوردم و حرکت کردم سمت مدرسه,طبق عادت هرروز تو تاکسی گوشیمو روشن کردم چندتا خیابون به مدرسم مونده بود که صدای زنگ مبایلم درومد خیلی تعجب کردم تاحالا سابقه نداشت اول صبح کسی بهم زنگ بزنه با کلی تلاش گوشیرو از جیبم دراوردم شمارش

عشق جدید Read More »

سکس عاشقانه یا انتقام جویانه؟

  سلام من محمدرضا مشهد زندگی میکنم و 19 سالمه. این اولین خاطره سکس منه.کاملا واقعی و اولین بارییه که دارم داستان مینویسم. آشنایی منو سحر تو آواکس شکل گرفت.اون عکسمو دید و خوشش اومد شمارشو خودش برام فرستاد.بعد از مدتی بهش وابسته شدم و خیلی عاشقش بودم و اصلا فکر سکس به مخم نمییومد.تا

سکس عاشقانه یا انتقام جویانه؟ Read More »

زنی در نزدیکی

  میلاد دوستم بود همیشه وقتایی که به خونه خالی احتیاج داشتم هوای منو داشت اون روز میخواست زنی رو که باهاش دوست شده بود ببره خونه، از من خواسته بود مواظب کوچه باشم منم قبول کرده بودم، قرار بود زنه رو که برد خونه من برم و مواظب باشم، اما مامانش قبل اومدن اون

زنی در نزدیکی Read More »

کون کن

  در این نوشته همه ی اسامی مستعار هستند. اسم من حمید هست و الآن حدود 40 سال دارم . 15 سال پیش درست چند ماه بعد از پایان خدمت سربازی به شهر اهواز مهاجرت کردیم . برای من که تمام زندگی ام را در شهر دیگری بودم و هیچ دوستی توی اهواز نداشتم روزها

کون کن Read More »

تست سرپرستي

سلام اسم من حميده و داستاني كه ميخوام براتون بذارم مربوط ميشه به سكس من با مدير توليد شركتمون… حدود 3 سال پيش من تو يه شركت توليدي كار مي كردم كه كارش توليد قطعات الكترونيك بود. اون زمان من با سرپرست بخش مونتاژ كه اونجا كار مي كردم حسابي كنتاكت داشتم و يه جورايي

تست سرپرستي Read More »

برده‏

اوضاع فرق داشت. این بار مرد عشق را بوسیده بود و کنار گذاشته بود. بالأخره ایستادند. دختر بالا را نگاه کرد و دیوار سیاهچالش را دید. صدای دسته‏کلید آمد و به دنبال آن، صدای باز شدن قفل‏ها، یکی پس از دیگری، در سکوت زیرزمین پیچید. در با سر و صدا باز شد. مرد برای اوّلین

برده‏ Read More »

Scroll to Top