ای کاش نمیرفتم
دوسال پیش بود اوایل تیرماه89 ..علی (دوست پسرم) بهم زنگ زد که خونه دوستش خالیه وخودش و دوستش هستن گفت : بیا قلیون بکشیم ! منم باکلی اصرار از مامانم اجاره گرفتم که برم خلاصه مامانم راضی شد.منم اماده شدم و خونه ما شهرری هست و خونه دوست علی تهرانپارس بود …و اینوبگم مامانم […]
