شیما جون
آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت زندگی من چو جویبار غریبی در دل این جمعه های ساکت متروک در دل این خانه های خالی دلگیر آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت بازم جمعه بود و از فكر به غروب دلگير جمعه ها داشت روانيم می كرد ، چند […]
داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.
آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت زندگی من چو جویبار غریبی در دل این جمعه های ساکت متروک در دل این خانه های خالی دلگیر آه ، چه آرام و پر غرور گذر داشت بازم جمعه بود و از فكر به غروب دلگير جمعه ها داشت روانيم می كرد ، چند […]
سلام این داستان مربوط به تقریبا یک سال پیش هست.من ترم هشت رشته مهندسی کامپیوتر پیام نورسبزوار ام.من اون موقع سبزوارخونه نداشتم ورفت وامد می کردم یک روز دو روز پشت سرهم کلاس داشتم حوصله رفتن نداشتم زنگ زدم یکی از دوستام(حمید) گفتم مشکلی نیست که من امشب بیام خونه شون گفت نه. منم
اولین سکس با خانم توی خونه دانشجویی Read More »
سلام اسم من ایدا و 22 سالمه و دانشجو رشته معماریم قدم کوتاه 1.73. متاسفانه من مثل بقیه که از خودشون تعریف میکنن میگن سینمون اندازه دوره کمرمونه نیست من سینهای کوچیکی دارم ولی رونام و کونم خوبه یکمم تو پرم شاید بخاطر سکسای زیادیه که دوران دبیرستان و دانشگاه داشتمو دارم موهایه مشکی
اسمم رضاست 29 سالمه و آتلیه عکاسی دارم و متاهل هستم. حدود 1 ساله با یکی از دوستای قدیمی خانومم به اسم بنفشه که 25 سالشه آشنا شدم که اونم متاهل هست. خیلی از آشناییمون نگذشته بود که ارتباطمون با بنفشه و شوهرش زیاد شد و زیاد خونه همدیگه میرفتیم.شوهر بنفشه مهندس بود و
ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺷﮑﻴﻨﻪ ﻭ24 ﺳﺎﻟﻤﻪ ﻭﺍﻫﻞ ﺗﻬﺮﺍﻧﻢ ﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ نیوشاﺱ 3ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻩ.ﺯﻳﺎﺩ ﮐﺸﺶ ﻧﺪﻡ ﺍﻗﺎ ﺑﺮﻡ ﺳﺮ ﺍﺻﻞ ﻣﻄﻠﺐ. ﻣﻦ ﻳﻪ ﺍﺩﻡ ﺿﻌﻴﻔﻲ ﺗﻮﻱ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺟﻠﻘﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﺷﺮﺗﻮ ﻭ ﺳﻮﺗﻴﻦ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻡ )ﻣﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ نیوشا ﻭﺳﻄﻴﺸﻮﻧﻪ(ﻣﻴﺰﺩﻡ. ﺍﺯ ﺳﻮﻡ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻱ ﻳﻮﺍﺵ
من عکاس هستم و برای سازمان بسیج عکس میگیرم. یک هفته مثل هفته های قبل رفتیم جماران تا تمرین امداد و نجات انجا بدهیم آخه بعد از زلزله در بوشهر تمام امید خلق مسلمان ایران به ماست. یک کاروان بزرگ و پرشکوه متشکل از مینی بوس ها که خواهران بسیجی را منتقل میکنند و اتوبوس
تمرین امداد و نجات Read More »
باسلام خدمت دوستان گلم من امیرم 18ساله ساکن…هستم من دختر خاله ای دارم به نام مهشید که هرچی از زیبایی و کمالاتش بگم کم گفتم درحال حاظر مهشید 17سالشه اما این داستان برمیگرده به سه سال پیش یعنی زمانی که من 15و مهشید14سال داشت یک سال عید که همه به روستا)خونه مادر بزرگ ها
اسم من هومن هست و 26 سالم هست. علت این که می خوام این داستان رو براتون بگم اینکه اولاً همیشه دوست داشتم این داستان رو تو این سایت برای شما بنویسم و ثانیاً چند داستان در مورد سکس خانوادگی و مخصوصاً سکس با خاله تو سایت هست که امیدوارم با این داستان این مجموعه
سلام . این چیزی که می خوام واسه شما بگم حدودا مال هفته پیش هستش.و ازتون راهنمایی میخوام.مامان من یه زن واقعا خوشگل و خوش اندام هستش اسمش هم میناست ولی اصلا فکر نمیکردم مال سکس و این حرفا باشه .من خودم دانشجو هستم و بابام هم سرپرست یه مدرسه شبانه روزی هستش که
با مامانم چیکار کنم؟ Read More »
این اولین خاطره سکسی منه: ساله دوم یا سوم راهنمایی بودم و سه ماه تعطیلات هم بود منم اون موقع صبحها تو کوچه و میلان های محلمون دوچرخه بازی میکردم و بعد از ظهر ها هم با بچه محل ها فوتبال.یادش بخیر دیگه اون زمان ها بر نمیگرده. تو کوچه ای که زندگی میکردیم یه
ندا دوست دختر دوران کودکی ام Read More »