راحله چشم و گوشم رو باز کرد
باسلام من امیررضام از شمال ایران این اولین باری هست که داستان مینویسم تا حالا باخیلیا سکس داشتم پسرو دختر بیشتر پسر وهمیشه فاعل بودم این داستان برمیگرده به حدود14.15سال پیش من اون موقع 6 سالم بود یه شب خونه پدر بزرگم برای خواب رفته بودم همون شب یکی از فامیلامون به نام راحله […]
راحله چشم و گوشم رو باز کرد Read More »
