داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

من و سحر

منو سحر تلفني با هم آشنا شديم يعني يكي از بچه محلها شمارشو داد و گفت صداي نازي داره اما به من راه نميده ببين اگه تورش كردي مال خودت منم كه از خدا خواسته . دقيقا يادمه اولين اسي كه بهش دادم اين بود ميگن توپ وقتي وارد دروازه ميشه بهش ميگن گل شده […]

من و سحر Read More »

عشق بازی با عمه عزیزم

سلام داستان بر می گرده به4 سال پیش یادم رفت از عمم بگم اسمش … ولش کن اسمشو نمیگم من بهش میگم سوسو. قدش 165 وزنش 77 هستش و 34 سالشه خیلی پوست سفیدو خوشگلی داره یه بچه هم داره و شوهر هم داره من با سوسو خیلی صمیمی بودم از بچگی ولی خوب صمیمیتمون

عشق بازی با عمه عزیزم Read More »

مخ زدن توی اتوبوس

سلام بچه ها یه سری از تهران داشتم می رفتم شهرستان كه لحظه ورود به اتوبوس یه دختر خانم نظرم رو جلب كرد یه دختر 28 ساله با چشای سبز پوست سفید سینه ها 70 كون متوسط و خیلی نرم و باحال. با خودم گفتم یعنی می شه من باهاش دوست شم؟ وقتی رفتم تووی

مخ زدن توی اتوبوس Read More »

کردن آبتین واسه اولین بار

ماجرا از اونجایی شروع میشه که آبتین و خانوادش محل زندگیشونو عوض می کنند و آبتین تو محله جدید با میلاد آشنا می شه. میلاد چهار سال از آبتین بزرگتر بود. آبتین اون موقع 14 سالش بود و هنوز میل جنسی نداشت و نمی تونست درک کنه که چرا بعضیا بهش نگاهای خیره و عجیبی

کردن آبتین واسه اولین بار Read More »

سکس پریسا در هتل

من پریسا 35 ساله چند سالی است که خارج از ایران زندگی میکنم با شوهرم و پسرم. من میخوام در مورد ماجراهای سکسیم که در اینجا پیش آمده بنویسم. رابطه من با شوهرم بد نیست ولی از لحاظ ارتباط جنسی من همیشه در حسرت داشتن بیشترش بودم. شاید باور نکنین ولی ما ماهی یک بار

سکس پریسا در هتل Read More »

وحید و دختر فراری

سلام خدمت دوستان   این داستانی میخوام بنویسم برمیگرده به چند هفته قبل من اسمم وحید 22 سالمه قدم حدود 180 یا شایدم بیشتر من پسریم که کمبود سکس نداشتم ولی سکس کامل نبوده یا از عقب بوده (با دختر هااا) یا در حد مالیدن وبوس و این داستان خیلی برام غیره منتظره و خوش

وحید و دختر فراری Read More »

کوچه ای که عاشقم کرد

اسم من امیر هست. اول مثل همه بگم که این یه داستان گی هست و اگر دوست ندارید لطفا مطالعه نکنید. داستان کاملا واقعی است و فقط اسامی من جمله اسم خودم تغییر کرده است. من الان 20 سالمه و مدت هاست تو فضای مجازی از نیمباز و وی چت بگیرید تا حتی فیسبوک و

کوچه ای که عاشقم کرد Read More »

بهش دادم

چندوقتی بود که خواهرم با یکی از همکلاسی هاش دوست شده بود یه روز که باهم قرار داشتین منم با خواهرم رفتم از همون لحظه ی اولی که دیدمش چشمام روش ثابت موند واقعا خیلی جذاب بود و اولین چیزی که نظر آدمو جلب میکرد چشمای عسلیش بود هیکل خیلی خوبی هم داشت. اونروز سعی

بهش دادم Read More »

لذت تحقیر

اخطار: این داستان “فتیش”  و دارای متنی به قول خودمان “حال بهم زن” است. …………… به ساعت دیواری نگاه کرد. هنوز ظهر نشده بود. دوباره تنها و بی انگیزه بود.ناگهان زنگ در به صدا درامد و او را از جا پراند. در را که باز کرد زن همسایه طبقه بالایی را دید که منتظر ایستاده

لذت تحقیر Read More »

مامان بزرگ حشری

سلام من جلال هستم و باره اولمه دارم داستان مینویسم. من زیاد حاشیه نمیرم.   من دو تا مادر بزرگ دارم که در واقع پدر بزرگم دو تا زن گرفته که یکی از مادربزرگ هام نسبت به بابا بزرگم خیلی جوونه از همون پونزده سالگی تو کف سکس با مامان بزرگم بودم هیکل مامان بزرگم

مامان بزرگ حشری Read More »

Scroll to Top