داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با آبجی چادری

سلام دوستان. سهیلم.داستانم مال سال86 هستش که30ساله بودم، من و حمید (یکی ازهمکارام) برای مأموریت اداری 6 ماه رفته بودیم تهران. تویکی ازهتلهای بی ستاره مرکز شهرازطرف شرکت رزرو شده بودیم.   پنج شنبه جمعه ها دوستم گفت میرم خونه مادرزنم اگه میخای توهم بیا.چون داشت تعارف میکرد ازش تشکرکردم و بخداسپردمش. منم تایکماه اول […]

سکس با آبجی چادری Read More »

عشق مهسا قسمت من بود

سلام اسم من ماکانه 23 سالمه و بچه ی تهرانم…   از بچگی مو های قهوه ایم و چشم های سبزآبیم توی فامیل زبانزد بود و در کل از بچگی خوش قیافه بودم گذشت تا من بزرگ شدم و با استفاده از باشگاه و ورزش هیکل قشنگی هم برای خودم درست کردم ولی با این

عشق مهسا قسمت من بود Read More »

کشف یک لذت

سلام خدمت دوستان.   امیر هستم 25 ساله. قد 177 وزن 72. حقیقتش رابطه با دختر واسم عادی شده بود دیگه زیاد واسم لذت نداشت. یه بار که پیش دوس دخترم بودم به گفته او 69 شدیم که واسه هم بخوریم داشتم با لذت تمام کوسشو لیس میزدم اونم کیرمو. بعد 5 دقیقه لیسیدن کوسش

کشف یک لذت Read More »

ماجرای کردن فریبا زن دایی نازم

با سلام. اسمم كامرانه و الان ٣٤ سالمه. واقعيتي رو ميخوام براتون بنويسم مربوط ميشه به سال ٨٨ من يه زندايي دارم به اسم فريبا كه قد متوسطي داره با سينه هاي ٨٠ و كون خوشگل… *** داييه من سال ٧٠ ازدواج كرد با زنداييم و از وقتي كه زندايي وارد زندگي ما شد من

ماجرای کردن فریبا زن دایی نازم Read More »

آخرین سکس با زنم

داستان از جایی شروع شد که بهش اس دادم گفتم من امشب خونه تنهام میای پیشم که مثل قدیما ی شب تو بغل هم باشیم اونم بعد از کلی منو من کردن قبول کرد قرار شد ساعت هشت شب برم دنبالش…   ساعت هفت و نیم بود حرکت کردم رفتم دنبالش تو راه پیام دادم

آخرین سکس با زنم Read More »

سکس ضربدری در جزیره‌ کیش

با سحر خیلی‌ صحبت کردم که با شوهرش بیان و با همدیگه بریم کیش که آخر راضی‌ شد که بیان…   *** بالاخره روزه رفتنمون رسید،امیر علی زنگ زد گفت ساعت 8 شب پروازمونه، کلی خوشحال شدم و گفتم باشه به سحر میگم که گفت نیما بهش گفته،بعد از کمی صحبت خداحافظی کردیم.رفتم که وسایلمو

سکس ضربدری در جزیره‌ کیش Read More »

کس دادم که اخراج نشم

من چند سالی بود که تو شرکت خصوصی بزرگی کار می کردم تو شرکتم همه راحت بودن یعنی هر جور دلشون می خواست لباس می پوشیدن منم که عاشق لباس های چرم بودم…   یه روز می خواستم بعد از سره کارم برم خیابون به دوری بزنم گفتم خوش تیپ کنم خلاصه یه شلوار چرم

کس دادم که اخراج نشم Read More »

از تلمبه تا تلمبه

سلام محمدرضا هستم.اهل اصفهانم 31 سالمه… *** داستانی که براتون میگم مربوط به سال 92بود که پدرم و مادرم از زیارت اومده بودن-یک هفته ای رد شد که تقریبا مهمونهای درجه یک و دو وسه اومده بودن دیدنی و تک وتوک از آشناها می اومدند. یه آشنا داشتیم اسمش زهره بود -یک سالی از محلون

از تلمبه تا تلمبه Read More »

مالیات رفاقت

سلام دوستان. من با همسرم پرستو از طریق فرهاد همکارم آشنا شدم . بذارین باز تر کنم مطلبو… *** چند سال قبل من و فرهاد تو یه شرکت چند سالی همکار بودیم . فرهاد با یه دختر دوست بود به اسم پرستو که خیلی جیگر بود . یه دختر با قد 165 و نسبتا تپل

مالیات رفاقت Read More »

توی ده شلمرود

اون قدیما یه حسنی بود که تو روستای شلمرود زندگی میکرد… *** این حسنیه اسگل حموم نمیرفت.هرچی باباش بهش میگفت دیوس قرمساق بیا برو حموم پدر سگ.حسنی کون مینداخت نمیرفت (چرا حسنی با باباش نیرفت حموم؟چون باباش دو سه بار از قزوین رد شده بود بخاطر همین حسنی میترسید بره حموم ولی نیت پدر خیر

توی ده شلمرود Read More »

Scroll to Top