عشق پنهان من و وحید
مادر هامون عضو اولیا مربیان مدرسه بودند . آشنایی من با وحید طی رفت و آمد مادرهامون هر روز بیشتر میشد. یادمه ک ده یازده سال بیشتر نداشتم و وحید هم یک سال از من بزرگتر بود . به بهونه سگا بازی کردن بیشتر روزها با هم بودیم . تا اینکه یه روز به بهونه […]
عشق پنهان من و وحید Read More »
