داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

دختر عمه ی مهربون

سلام من سامانم ۳۶ سالمه که با یه ازدواج ناموفق الان مجردم وتنها زندگی میکنم. به خاطر پرداخت مهریه ( یکی‌ دیگه از قانونای کیری‌ اسلام که برای مفت خوری جنده‌های ایرانی تو کون ما مردا کردن) مجبورم بیشتر کار کنم وشغلم هم تولید تشک بالشت ولحافه که البته توی یک تولیدی حدود ۱۵ساله دارم کار میکنم… […]

دختر عمه ی مهربون Read More »

بردگی جنسی برای فاطی دزده

سارا هستم 22 سالمه سه سال پیش به خاطر یه سری مشکلات مالی دو ماه افتادم زندان زنان تو شهر ری که بدترین سال زندگیم بود… *** وقتی وارد زندان شدم یه حس خیلی بدی داشتم زنای داهاتی با قیافه های درب و داغون که موقع ورود همه بهم زل زده بودن و با هم

بردگی جنسی برای فاطی دزده Read More »

یه قلمبه دو تلمبه

راستش ما زوجیم 28 من و 25 خانومم باقد 170 وزن67 کمر باریک انقده کون داده به کیر کلفتا کونش خیلی تپلو سکسیه سفید با کس تپل ورونای پر وکشیده مو بلند بدنشم لیزر کرده بغیر از یه خط رو کسش یه خالکوبی رو کمرش ویه دونه رو مچ پاش سینه هاشم 95 اسفنجی سر

یه قلمبه دو تلمبه Read More »

جنده شدن برای فرمانده گروهان

سلام به همه. من هم مثل همه جوونها به سربازی رفتم البته بعد از دوره لیسانس و با درجه ستواندومی در یک مرکز آموزش ادامه سربازیمو پیگیری کردم. از نوجوونی گی بودم و به دلیل صورت مناسب و بدن سفید و بی مو مورد توجه بودم. وقتی رسیدم پادگان منو به گروهانی معرفی کردند که

جنده شدن برای فرمانده گروهان Read More »

ماجراهای اتاق ماساژ

سلام به همه، خلاصه بگم این یه خاطرس نه یه داستان، و اولین باره که میخوام داستان سکسی بنویسم…   برا احتیاط اسم شهر رو نمیارم.اسامی رو هم واقعی نمینوییسم،من بیست و سه سالمه قدم صدو هشتاد پوست سفید و هفتادو چهار کیلو وزنمه، بدنم ورزشکاری نیست ولی اصلا شکم ندارم اسممو هم میزارم محمد،باسنم

ماجراهای اتاق ماساژ Read More »

گی پر استرس

سلام . دوم راهنمایی که بودم تقریبا پسر پر رویی بودم و بچه ها ازم حساب میبردن یه اکیپی بودیم و با هم همیشه بودیم درسمون بد نبود ولی عالی هم نبود مدرسمون یکی از مدرسه های خیابون میرزای شیرازی بود و پاتوقمون پارک میرزای شیرازی(به قول بچه ها پارک میرزا) یه پسری تو کلاسمون

گی پر استرس Read More »

کردن کون مادر دوستم

ما تو یه مجتمع مسکونی چند طبقه زندگی‌ می‌کنیم که بغیر از خودمون یه خانواده ایرانی‌ دیگه هم زندگی‌ می‌کنن. دوستم رضا با مامانش و یه برادر کوچیکتر که مدرسه میره. خونه ما هم اکثرا خالیه چون همه از صبح می‌رن سر کار تا عصر که بر میگردن، فقط من هستم که اگر دانشگاه نداشته

کردن کون مادر دوستم Read More »

حکایتهای سکسی از عبید زاکانی

عبید زاکانی یکی از عاقل ترین افراد قرن خودش بوده. چند تا حکایتشو براتون به نثر امروزی دراوردم… *** یه روز پسر یه واعظی  (اخوند, یه چیزی شبیه سید علی‌ خامنه‌ای و روحانی) صبح زود بیدار میشه میبینه باباش داره خر شونو میکنه (مثل الان که تمام ملت ایران رو خر خودشون می‌دونن). بچه پیش خودش میگه

حکایتهای سکسی از عبید زاکانی Read More »

شب تابستانی در سان سیتی

هوای اون شب تابستونی در سان سیتی خیلی خوب بود. ما در یکی از بهترین هتلهای شهر اقامت داشتیم و تازه از گشت روزانه به هتل برگشته بودیم و وارد لابی بزرگ و مجلل هتل شده بودیم. من کمی خسته بودم و کمی خوشحال از این که بقیه شب رو می تونم توی اتاق زیبای

شب تابستانی در سان سیتی Read More »

لز زوری با خانوم معلم

اون موقع فقط 15 سالم بود لاغر و نازو خیلی خجالتی بودم درسم زیاد خوب نبود یه معلم ریاضی داشتیم که بعضی وقتا ناظممون میشد اسمش خانم ناصری بود حدودا 34 ساله چشمایه درشت عسلی قیافش تو مایه های لیلا اوتادی بود بدنشم پر،سینه و باسن بزرگ که از روی مانتو مشخص بود.   خیلی

لز زوری با خانوم معلم Read More »

Scroll to Top