داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

با مخ برید تو دیوار

سلام من اسم علی است 20سالمه من خاله هامو دوست درم ویک از خاله هام دختر 15ساله داره وخیلی خوشگله ما رفت آمدمون با این ها خیلی زیاده دختر خالم مریض شده بود تو خونشون فقطیه خواهر کو چیک بود و پدر مادرش رفته بودن یه جای دور م به یدفه گو شیم زنگ خورد […]

با مخ برید تو دیوار Read More »

شب پائیزی در دوسلدورف

سلام دوستان. من کاوه هستم. قبلا داستان “شب تابستانی در سان سیتی” رو براتون نوشتم. این بار تصمیم دارم یک داستان دیگه از خودم رو براتون بگم… *** ماه نوامبر بود و طبق برنامه هر ساله برای شرکت در نمایشگاه تجهیزات پزشکی “مدیکا” در دوسلدورف آلمان به اون شهر سفر کرده بودم. من و شهرام

شب پائیزی در دوسلدورف Read More »

اومد و کونمو کرد

امید هستم سفید قده کوتاه و تپلی و  خیلی‌ سفید و ناز… *** از مدرسه داشتم میرفتم خونه 18 سالم بود گوشیم زنگ زد واسه پیغامی که تو سایت گذاشته بودم بود صدایه یه مرد جا کلفت افتاده سلام پسر جون تو پیام گذاشتی گفتم بله گفت کونی هستی گفتم بله گفت ببین من داوودم

اومد و کونمو کرد Read More »

کس دادن من به مرد جا افتاده

اسم من سانازه ۱۹ سالمه‌ و حدودا یه سالی میشه که به خاطر دانشگاه از شیراز اومدم تهران… *** اینجا همه چیز واسم تازگی و جذابیت داشت بعد از دوماه که دیگه برنامه های کلاسیم و ‌دانشگاه منظم شده بود و افتاده بود روی روال تصمیم گرفتم برم سرکار البته هیچ تخصص خاصی نداشتم و

کس دادن من به مرد جا افتاده Read More »

زنم عروس شد

حدوﺩ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻗﺒﻞ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻦ ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ  ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﻋﻮﺗﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺷﺎﻡ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ… *** ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ۳ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺮﻭﺯ ۷ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﮐﯿﺶ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻨﻮ ﺩﻋﻮﺕ

زنم عروس شد Read More »

لز با خواهرزاده ی خوشگلم

عصر بود…   خسته از فرودگاه با همون لباس مهمونداری میومدم خونه اون روز 6 تا پرواز داشتیم طبق معمول پنجشنبه ها.تو پارکینگ مهرآباد سوییچو زدمو نشستم تو ماشین گوشیم زنگ زد دریا بود با خوشحالی جوابشو دادم الوووو سلااام خاااانوووم دریا:سلام خاله جون خوبی چه خبر_سلامتیت خاله جون تو خوبی چطوری دریا: خوبم خاله

لز با خواهرزاده ی خوشگلم Read More »

خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره

از وقتی سیزده چهارده ساله بود تحت نظر داشتمش.خیلی با هم صمیمی بودیم من ازش یک سال و اندی بزرگتر‌ بودم.اون هم به چشم یک برادر بهم نگاه میکرد و هر مشکلی داشت با من در میون میذاشت.یک سال قبل از این ماجرا برادر بزرگترش که از من دو سال بزرگتر بود مسائل جنسی رو

خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره Read More »

نامزد داشت ولی کردمش

سلام من امید هستم 23 سالمه این داستان بر میگرده به دوسال پیش من تو یه شرکت کار میکردم که کلی دختر هم اونجا کار میکردن البته بیشتر دخترا ترشیده بودن واز سر بیکاری سر رفتن حوصله اومده بودن کار کنن بعضی از دخترا هم از سر نا چاری و نداری برخی از این دخترا

نامزد داشت ولی کردمش Read More »

روانکاوی یک قربانی

نوه دختری اش که پرستار است او را به «آلاله» معرفی کرد و آلاله که مددکار اجتماعی است غم زده در حد یک گپ دوستانه جریان را برای من گفت. از او خواستم مرا با پیرزن آشنا کند. پیرزن نمی‌دانست دقیقا” چرا باید حرف بزند و ما چه کسانی هستیم، ولی به نوه اش اعتماد

روانکاوی یک قربانی Read More »

میسترس شدم میلیونر شدم

سارا هستم 23 ساله حدود سه سال پیش بود که دنبال یه دوست پسر خوب بودم که ساپورت مالیم کنه برای همین تو یکی از چت روم ها پیام گذاشتم سارا 20 یه دختر معمولی هستم دنبال یه دوست پسر که ساپورتم کنه فقط پیام بفرستید خواستم خودم میزنگم… *** چن وقتی گذشت اس ام

میسترس شدم میلیونر شدم Read More »

Scroll to Top