داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شوهر واقعیم کسیه که منو میکنه

سلام من الی هستم 25 سالمه 170 تا قد و 68 کیلو پوست سفید و چشمو ابرو مشکی موی بلند لخت سینه های درشت وهیکله خوبی دارم میگن خوشگلم 4 ساله ازدواج کردم ولی شوهرم کاملا سرد مزاج وسکس گریزه چندبارم دکتر رفتیم اما موثر نبوده … *** برعکس من که خیلی هاتم و کسم […]

شوهر واقعیم کسیه که منو میکنه Read More »

لاپایی با ستاره

سلام  من وحیدم 26 سالمه اولین باره داستان مینویسم … *** ی خواهر زاده دارم ب اسم ستاره که 18سالشه با رون درشت و سینه های کوچیک و پوست فوق العاده سفید که قدش بلنده 175وزنشم55 کلا از نظر من همه چی تمومه فقط سینه هاش کوچیکه اونم وقتی سوتین میبنده عالی میشه و اینو

لاپایی با ستاره Read More »

جناب سروان و کون من

سلام. این خاطره مربوط به 10 سال پیشه. زمانیکه سرباز بودم.قبل از سربازی با چند نفر جسته و گریخته گی داشتم اما عشقی در کار نبود فقط تخلیه جنسی مقصود بود. .. *** تو دوره سربازی بدجور هوس سکس میکردم اما شرایطش اصلا مهیا نبود . سکس با همسن رو هم اصلا دوست نداشتم. بخصوص

جناب سروان و کون من Read More »

کیرکلفت تلگرامی

سلام به همه  .من محمدم هستم یه کونی حرفه ای ازخودم بگم سنم ۲۰ .قدم ۱۶۸.وزنم ۷۰کیلو بدنم بدونه مو و کونه گنده ای دارم جوریه کونم همه بهم نظر دارن ۲سال کون دادنو شروع کردم میخوام یه بار از کون دادنامو براتون تعریف کنم … *** چندروزی بود توکفه کیربودم حسابی تو تلگرامم چندتا

کیرکلفت تلگرامی Read More »

مست بودم که پردمو زد

دومین باری بود که مشروب ميخوردم. بار اول ته ليوان بابام يه كم ویسكی مونده بود كه خوردم و از مزه اش حالم بهم خورد ولی اينبار اصلا اذيت نشدم.بگذريم…حدود ساعت ۸ شب بود كه شروع كرديم به خوردن .دو ساعتی گذشت كه ۴ تا قوطی آبجو تموم شده بود من از روی مبل بلند

مست بودم که پردمو زد Read More »

توبه ی گرگه مرگه

سلام دوستان.   ما یه خانواده شلوغی داریم ارزوم اين بوده که یه روز خونمون خالی بشه ما سه تا داداشيم من برادر بزرگم سی و سه سالمه داداشام ازمن سه چهار سال کوچيکترن ولی ماشالا قدشون از منم بلندتر شده خونه ما یه بدی که داره اینه که داره سر سفره شام و ناهار

توبه ی گرگه مرگه Read More »

چرا من اینقدر بدبختم

سلام دوستان من الهامم 21 سالمه داستانم مربوط به ساله اپیش که همیشه مثل یک کوه توی وجودم سنگینی میکنه… *** وقتی تازہ واردنوجوانی شدہ بودم پرازشوروهیجان باپسری به اسم علی اشناشدم کم کم این آشنایی به عشق تبدیل شدعشقی که شعله ش تموم وجودمو سوزوند ونابودم کرد هررابطہ ای باهاش داشتم به جزسکس وقتی

چرا من اینقدر بدبختم Read More »

اولین روز جندگی مامانم

سلام اسم من جواد و تو یکی از محله های حومه شهر تهران زندگی میکنم.همه چی از شیش ماه پیش شرو شد قشنگ تمام جزئیاتش یادمه چون از اون روز لعنتی به بعد تمام زندگی من تغییر کرد.دقیقا دوشنبه شب بود باد سرد پاییزی مثل نیش مار کل پوست نازکمو میسوزوند…   بابام اومد دنبالم

اولین روز جندگی مامانم Read More »

مامانم کیر میخواست

سلام دوستان.من احسانم.داستانی که میخوام واستون تعریف کنم مربوط میشه با زمانی که 16 سالم بود.ما محله های پایین شهر تهران زندگی میکنیم و هر سال تو محرم یه روز نذری داریم و علاوه بر شام جلو خونه چایی و شربت و خرما پخش میکنیم… *** محرم اون سال که رسید بابا بهش ماموریت خورد

مامانم کیر میخواست Read More »

کس زن شوهردار یه چیز دیگس

سلام.   من اصغر کس کنم الان 28 سالمه. سال 81 بود سرباز بودم با دوستم رفته بودیم پارک ابشار که دوست دخترشو ببینه وسایل قلیونم برده بودیم که از من خواست قیلیونو ببرم اب توش کنم خودم زیاد اهل قلیون نیستم یکی دو پک. خلاصه رفتم برگشتنی زنی رو دیدم روصندلی تو فکر و

کس زن شوهردار یه چیز دیگس Read More »

Scroll to Top