داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با دوتا خواهر

با یه دختری دوست بودم از توی یه مهمونی با هم آشنا شدیم اسمش مهشید بود سبزه بود با موهای سیاه و چشمهای درشت عسلی خوشگل و خواستنی بود . خونه شون فردیس بود . راستش مهشید کاسب بود اما زیاد بیرون نمی رفت چندتا مشتری داشت که از طریق همونها زندگی ش تامین میشد […]

سکس با دوتا خواهر Read More »

کون دادن شیدا

سلام . داستانی ک میخام تعریف کنم مربوط به سه سال پیش وقتی 23سالم بود… *** من اسمم شیداست قدکوتاه با کون خیلی گنده و ی قیافه معمولی خیلیم دختر توسر خوری بودم همیشه و خیلی خجالتی…. تا اون موقع سکس هم نداشتم.  خلاصه ی شب خونه یکی از اقوام دور مادرم مهمونی دعوت شدیم

کون دادن شیدا Read More »

پسرداییم رو مامانم بود

سلام.اسم من شهره هست و الان اول دبیرستان هستم.یه داداش کوچیک دارم که پنجم دبستان هست.بابام سرگرد نیرو انتظامی هست و مامانم خیاطی میکنه… این موضوع برمیگرده به سه سال پیش که دوم راهنمایی بودم و داشتم برا امتحان میخوندم.یه پسردایی دارم که دیپلم هست و بعضی وقتا میومد به داداشم ریاضی درس میداد.اون خیلی

پسرداییم رو مامانم بود Read More »

ساعت سه صبح

سلام من سینا هستم و میخوام داستان سکسمو با مامانم براتون تعریف کنم: مامانم سایز سینه هاش هفتاد و پنج-کون بزرگ و سفید-نسبتا تپل-سی و سه سالشه و سفیده… *** یه شب که بابام کار داشت و مجبور بود تا پس فردا بره یه جای دیگه مامانم اومد رو تخت کنار من خوابید و منم

ساعت سه صبح Read More »

دیوونه ی سکس

من  دیوونه ی سکسم! یعنی‌ معمولا کارایی رو انجام میدم که نباید بکنم!! بعنوان مثال خدا نیاره اون روزی رو که حشری بشم وکیری دم دستم نباشه، اونوقت دیگه هیج کسی از دستم در امان نیست. از دوست پسرای خواهرم گرفته تا دوستای دختر خودم و همسایه ها و خلاصه هرکسی که بتونم باهاش حالی بکنم.

دیوونه ی سکس Read More »

سکس من با داداشم

سلام من ندا هستم ۲۴ سالمه چهار ساله ازدواج کردم. میخوام واستون خاطره اولین سکس با داداش کوچیکم مهدی رو واستون بنویسم امید وارم خوشتون بیاد… *** من یه دختری با قد متوسط هستم رون و باسنم پر و نرم هستن کمرم باریکه رنگ پوستم روشن چشم و ابرو مشکی و خیلی خوشکل و تو

سکس من با داداشم Read More »

هیچکدومشون به کسم رحم نکردن

با سلام.اسم من منیژه است.45 سالمه.دوتا دختر دارم که هر دوتاش شوهر کردن.دوماد بزرگم معلمه و خیلی سنگین و محجوبه ولی داماد کوچیکه ام ۲۸ سالشه و یه جانوریه برا خودش.اسمش یاسر هست و کیش توی یه شرکت بزرگ ساختمانی،مهندس ناظره. حالا از پررویی اش بگم،یادمه چهارماه بعد نامزدی عقد کردن و من و دخترم

هیچکدومشون به کسم رحم نکردن Read More »

مهسا جونم جنده ی خودمی

سلام من سعیدم ۳۸ متاهل ودوتا بچه دارم،ماجرای من ومهسا دخترباجناغم روبراتون خلاصه شده تعریف میکنم… *** خلاصه من یه باجناق دارم که ۱۵ سال ازمن بزرگتره وحدود پنجاه وخورده تی سنشه،خواهرزنمم پنجاه سالشه ولی خداییش آخرشه،خوشگلیش ،اندامش،قیافش،همه چی تمومه به اسم شیرین خانوم که این شیرین جون (خداییش هلاکشم ،خیلی نازه) یه دختر داره

مهسا جونم جنده ی خودمی Read More »

این آشی بود که خودم پختم

سلام.ببخشید.این نه داستان نه خاطره که ازش خوشحال باشم.یه واقعیت تلخه که خودم باعث شدم…. اسم من فریبا است.۴۴ ساله هستم ولی چون ورزش میکنم و به خودم میرسم خیلی کمتر ازین حرفا بهم میخوره.یه پسر ۱۸ ساله دارم که از ۶ سالگی اش عاشق این بودم که قهرمان کشتی شه و فرستادم اونو ورزش

این آشی بود که خودم پختم Read More »

میسترسی از تهران

سلام حامد هستم بیست سالمه. *** ۶ ماه پیش بود که تو اینستاگرام با یه میسترس آشنا شدم به نام شیوا ۲۹ ساله که اهل تهران بود و برده میخواست گفت بچه کجایی گفتم قصرالدشت شیراز و ازم عکس خواست عکسامو براش فرستادم ازم خوشش اومد تنها مشکلمون این بود که من شیراز بودم و

میسترسی از تهران Read More »

Scroll to Top