داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

شوهر خواهرم و دامن بدون شرت من

سلام.من مریم هستم.شونزده سالمه.سال آخر دیپلم هستم.خانواده ما شیش نفره است و ما چهارتا خواهریم که دوتا خواهر بزرگ دارم.یکیشون بیست و هشت سالشه و اون یکی دوسال از خواهر بزرگم کوچیکتره. من و مژده هم یکسال باهم تفاوت سنی داریم و مژده کلاس دهم هست. *** داماد بزرگمون یه جوریه و من از پارسال […]

شوهر خواهرم و دامن بدون شرت من Read More »

سکس من ومامان تپلم

سلام دوستان .اسم من امین ،اسم مامانم حوریه هستش،مامانم درسن پانزده سالگی با پدرم که اونموقع بیست وهشت سالش بود در یکی از شهرهای شمالی ایران ازدواج کرد یعنی سیزده سال فاصله سنی،خب اونموقع بابام جونتر بود ومیتونست خارش کوس مامانمو ازبین ببره ولی الان مادرم حدود ۴۵سال و بابامم ۵۸سال سن داره،بابام بازنشسته شده

سکس من ومامان تپلم Read More »

قمار سکس

شبی سرد و پاییزی بود. چند دقیقه ای می شد که شوهرم ماشین رو خاموش کرده بود. ولی هیچ کدوم از جامون تکون نمیخوردیم. بالاخره خودم پا پیش گذاشتم و دستگیره ی در رو کشیدم که با ناله ای باز شد. باد ملایمی می وزید و دست نوازشش رو به موهای لختم می کشید. ساعت

قمار سکس Read More »

دو قلوهای افسانه ای

من و زري که خواهر دوقلوم باشه بدجوري به هم چسبيديم. اين کششي که به هم داريم نصفيش تو خونمون هست، نصفيش هم کار آدماي دور و برمونه که با رفتارشون ما دوتا رو بيشتر به هم ميچسبونن. هيچوقت نميگن: زري، حالت خوبه؟ ميگن: زري جون، پري جون حالتون خوبه؟ بعله، همه چيز ما هم

دو قلوهای افسانه ای Read More »

من و مادرم زیر کیر پدر و پسر

سلام.اسم من لیلاست.بیست و هشت سالمه..چند وقته یه مشکل خیلی بزرگ دارم که واقعا موندم باید چکار کنم… *** اتفاقی که برای من افتاد از جایی شروع شد که بخاطر هزینه های دانشگاه دنبال کار بودم.من با مادرم زندگی میکنم که مامانم اسمش لادن هست و ۴۶ سالشه و کارای حسابداری یه شرکت بزرگ رو

من و مادرم زیر کیر پدر و پسر Read More »

شریک جندگی‌های مامانم

سلام به دوستان. من اسمم امیره و 16سالمه و اسمه مامانمم مهساس.ماهمسایه پایینی مون یه زن فلیپینی که شوهرش ایرانیه.رابطه مامانم با اون زن فلیپینیه خوب بود هر چن وخ یه بار همو می دیدن تا این که قرار شد بره جشن کریسمس به خونه یکی از فامیلای همسایمون تو بالا شهر برن منم قرار

شریک جندگی‌های مامانم Read More »

معصومه

معصومه از جمله کارمندایی بود که تونسته بود با وسواسی که من تو کارم دارم کنار بیاد ، همیشه فعال و پر انرژی کار می کرد اما چند وقتی بود که حال و حوصله ی کارو نداشت البته من بهش حق میدم ، طلاق گرفتن و جدا شدن برای هر دو نفر (چه زن چه

معصومه Read More »

گی‌ با فرید‌ کیر طلا

سلام من اسمم آرمانه ۲۶ سالمه، من گی نیستم و این تنها داستان گی من با بهترین دوستم فرید هستش… *** من و فرید از ۶ سالگی همسایه بودیم تو بچگی بعضی وقتا شیطونی سکسی میکردیم، تهش این بود که دودولامونو نشون هم بدیم و ته تهش به دودولای هم دیگه دست بزنیم بچه بودیم

گی‌ با فرید‌ کیر طلا Read More »

زن واقعی‌ شوهر دوستم منم

زبونش رو روی کسم بالا پایین میکرد و فرو میکرد داخل و به سقف کسم ضربه وارد میکرد دیوانه وار آاااااه و ناله میکردم و به ملافه ی روی تخت چنگ میزدم ناله هام اتاق رو پر کرده بود برای دومین بار ارضا شدم و نالیدم : سامان کافیه کیرت رو میخوام … چوچوله ام

زن واقعی‌ شوهر دوستم منم Read More »

به گا رفتن زن رفیقم تو شرط بندی

با سلام خدمت دوستان عزیز خاطره ای که براتون تعریف میکنم  حدود چند هفته پیش رخ داد …البته پایه ریزیش از چند ماه پیش طی جریان های مختلف ریخته شده بود . *** من یه دوستی داشتم به اسم حامد که حالا بعد اون اتفاق دیگه باهام قطع رابطه کرده این دوست ما قبل از

به گا رفتن زن رفیقم تو شرط بندی Read More »

Scroll to Top