آخرش کردمش
سلام به همگی من مرتضی هستم یه پسر معمولی و کمی خوش تیپ این خاطره ای که میخوام بگم اولین و اخرین سکس منه و تقریبا برای یک سال و نیم پیش هستش … *** حدود دو و نیم سال پیش من توی کافینت کار میکردم یه روز بعد از ظهر یه دختر خوشگل اومد […]
داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.
سلام به همگی من مرتضی هستم یه پسر معمولی و کمی خوش تیپ این خاطره ای که میخوام بگم اولین و اخرین سکس منه و تقریبا برای یک سال و نیم پیش هستش … *** حدود دو و نیم سال پیش من توی کافینت کار میکردم یه روز بعد از ظهر یه دختر خوشگل اومد […]
باسلام خدمت دوستان این داستان سال 90 اتفاق افتاده… *** جفت انگشتهای هردو پام کلا 6 انگشت از هرکدوم 3 انگشت بعلت قرارگرفتن زیر جک لیفتراک شکستن وپاهام دوماه توگچ بودن از اونجایی هم که زن من حشری وشهوتی هست براش سخت بود بدون کیر بودن دوهفته ای ازشکستن پاهام میگذشت که پسرخاله ام شب
سلام اسمم علیرضاست۲۵سالمه. حالابماند اهل کجام…من یه زندایی دارم انصافا سکسیه. ۳۵سالشه و دوتادخترداره یکیشون کوچیکه اون یکی ۳یا۴سال ازمن کوچیکتره اونم دافیه واسه خودش…این قضیه مال ۷سال پیشه یعنی تو ۱۸سالگیم. بریم سراصل مطلب.اولا بگم که من از۱۴سالگی تو کف زنداییم و دخترش بودم.اسمشو نگفتم.اسم دخترداییم پریاست.(چه اسم سکسی نه؟)درضمن من فقط قیافم
من سعید هستم 43 سالمه . متاهلم و بچه و زندگی عادی دارم. ما تو یه ساختمونی زندگی میکنیم که تو هر پاگرد دوتا واحد روبروی هم قرار داره خب ما هم بعضی وقتا میشه که دعوامون میشه حالا به هردلیلی یکی از شبها که با خانمم کلی بحث و دعوا داشتیم دیگه کار به
منتظر فرصت بود که به کیرم حال بده Read More »
سلام. منم با مادر زنم رابطه داشتم شاید باورتون نشه زنم خیلی زیبا بود ولی یه اخلاق گندی که داشت باهم دعوامون میشد باهام به هیچ وجه سکس نمیکرد منم دوست نداشتم زوری باهاش سکس کنم مادر زنم خیلی خونه ما میامد تنها یه دفعه من از سرکار اومدم متوجه شدم حمام هست اونم
سلام من نيوشا هستم ١٩ سالمه تاحالا سكس نداشتم ولي معاشقه و سكس چت چرا… *** خاطره هايي كه ميخوام براتون تعريف كنم مربوط به هر دوباري هست كه معاشقه داشتم، بار اولي كه با يه پسر قرار گذاشتم دوم دبيرستان بودم نزديكاي عيد بود، اون منو برد توي يه كوچه ي خلوت و باريك
تو اینه اسانسور یه دور دیگه تیپمو چک کردم 20 عالی با باز شدن در اسانسور رو پاشنه پام چرخیدم و تق تق کنان بسمت اتاقش رفتم.منشی داشت وسیله هاشو جمع میکرد که با صدای کفش من نگاهی بم انداخت و با لبخند مسخره ای سلام کرد لبخند زدم و گفتم:هستن؟ با همون لبخند مسخرش
یکسالی بود از شوهرم جدا شده بودم در عین حال که پدر و مادرم هوامو داشتن خیلی هم کنترلم میکردن تصمیم گرفتم با مسیح پسر ۳سالم جدا زندگی کنم با مهریه ای که گرفته بودم پشتوانه مالی خوبی داشتم گشتم دنبال یه خونه تا بلاخره پیدا کردم خونه یه طلافروش ۴۰ساله که به همراه زنش
سلام من امیر هستم 21 سالمه. این داستان که دارم تعریف میکنم مال 1 سال پیشه… *** یه همسایه داشتیم که تازه دو ماه بود تو محل اومده بودن. از بویی که از خونشون میومد معلوم بود باباش تریاکیه.یه دختر 18 ساله داشتن اسمش الهام بود با پدرش تنها زندگی میکرد. یه روز تو بالکن
من نغمه هستم 29 سالمه و با شوهرم که 35 سالشه حدود چهار ساله ازدواج کردیم زندگی خوب و آرامی داریم من از لحاظ سکسی خیلی شهوتی و داغم و دوس دارم هرشب سکس داشته باشم اما همسرم فقط یک یا دوبار در هفته بامن سکس میکنه که انصافا خیلی هم عالی منو ارضا میکنه
نقشه ی دوست شوهرم برای کوس من Read More »