2013

گی با دایی کیرکلفت

سلام دوستان گی داستانی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به چهار ماه پیش من یک پسر تو پر قد 170 کون خوش فرم داستان از اینجا شروع میشه ی روز که ما می خواستیم بریم خونه پدر بزرگم پدر مادرم تمام خالهام اونجا بودن دایم هم طبق معمول اونجا بود چو تک فرزند بود […]

گی با دایی کیرکلفت Read More »

مهسا دوست قدیمی

  سلام دوستان  اميدوارم از خاطره اي كه ميخونيد خوشتون بياد!!! من اسمم ونداد31سالمه و 180قدو وزنم هم84 كيلو هستش خاطرم براي سه ماه بيشه يه روز سر كار يه كي به كوشيم زنك زد تا برداشتم قطع كرد بعد يه اس داد كفت كه منو دوست داره خيلي كنجكاو شده بودم ببينم كيه براي

مهسا دوست قدیمی Read More »

عاشقی ناکام من

  سلام من اولین بار که داستان مینویسم خوب هیچ دلیلیم ندارم که دروغ بگم و بخوام چرت بنویسم اسمم ساراست 17 سالمه به گفته ی خیلی ها بدن خوبی دارم یعنی یه دفعه یکی از همسایه ها تو اف بی گفت از چشمات آب کیر میاد خلاصه میگن حتی راه رفتنم هم حشریه.کلا دختر

عاشقی ناکام من Read More »

سکس با دخترخاله 15 ساله ام

  سلام دوستان .نمی دونم بعد از خوندن این داستان من درمورد من و داستانم چه فکری میکنید؟! فقط میتونم قسم بخورم که داستان من برخلاف اکثر داستانهایی که خوندم عین حقیقته…قبل از هرچیزی بگم که من اسمم آرشه و الان 24 سالمه و این داستان مربوط میشه به 7 سال قبل که من 17

سکس با دخترخاله 15 ساله ام Read More »

مهرداد و خاله جون

سلام من مهردادم 20سالم و تنها فرزند خانواده و از بچه هاي شيرازم . داستاني كه مي خوام براتون تعريف كنم بر مي گرده به امسال عيد ، ما هر سال عيد و تابستون مي ريم ويلاي پدربزرگم . مادر من دو تا خواهر ديگه غير خودش داره كه خاله بزرگم كه سر زندگي خودشه

مهرداد و خاله جون Read More »

وظایف همسری امین

  من و امین چند ماهی بود که دوست بودیم ، هیچ وقت از حد عشقبازی و مالیدن و خوردن و لیسیدن جلوتر نرفته بودیم تا اینکه یه روز امین زنگ زد بهم و گفت شام رو بریم بیرون منم که کلا عاشق این بودم که یه لحظه بیشتر باهاش باشم سریع آماده شدم و

وظایف همسری امین Read More »

گاییدن دختر خوشگل و حشری خالم

  سلام اسم من علی 25 سال سن دارم. این مطلبی رو که براتون مینویسم مربوط به پنج سال پیش میشه موقعی که هنوز مجرد بودم. من یک دختر خاله داشتم به اسم فرناز که تقریباً 10 سالی از من کوچکتر بود و این موضوع باعث شده بود که همیشه مثل یک دختر بچه بهش

گاییدن دختر خوشگل و حشری خالم Read More »

یه کابوس بد

  سلام این خاطره هیچ جنبه سکسی نداره فقط می خوام با تعریف اون بگم تو چه جامعه ای هستیم پدرم معتاد هست خیلی از این بابت رنج میکشیم مادرم تو 15 سالگیم فوت کرد از بس کار کرد تو یه خونه کوچیک مستاجر بودیم مواد پدرمو براش میاوردنو اون هم مصرف میکرد قبلا یه

یه کابوس بد Read More »

سورپرایز مادرزن

  چند سال بود تو کفش بودم … همیشه ی جورایی حالیش میکردم که ازش خوشم میاد مادرزنم وحشتناک خوشگله ولی پا نمیداد حس میکردم یه روابط مشکوک داره یه بار واسه وام ضامنش شدم تو بانک داشت واسه رئیس چشم و ابرو میومد با ایرانسل براش پیام گذاشتم که اره من ریس بانکم و

سورپرایز مادرزن Read More »

یه روز رویایی

  پنج /شش سال پیش یه رفیق داشتم به اسم محمد .خیلی عیاش بود .کمش فکر کنم سی چهل تایی دوست زن داشت. بهم میگفت ارمان همه دارن میدن تو چرا استفاده نمیکنی.منم میخندیدم و با خودم میگفتم :اینو باش “چند تا دوست زن پیدا کرده همرو جنده کرد.” اسمم ارمانه 29 سالمه .4 ساله

یه روز رویایی Read More »

Scroll to Top