2013

ماجراي كون دادن زنم شيوا

سلام من رضا هستم ، چند مدت پیش خواهر زنم با یک پسر ه دوست می شه به نام وحید که باشگاه سوار کاری داشتند. بعد از مدتی که از دوستیشون می گذره توسط زنم متوجه می شم که شادی (خواهر زنم ) داره اسب سواري ياد مي گيره . زنم شيوا قد بلند هست و باسن […]

ماجراي كون دادن زنم شيوا Read More »

پانیز

  سلام من پانیزم تو یک خونواده ی 4 نفره هستم یک برادر دارم که 1 سال ازش بزرگترم و مامانم و بابام به خاطر موقعیت کاریشون معمولا صبح زود میرن و اخر شب برمیگردن و تمام روز رو با مانی داداشم میگذرونم اگه خونه باشم که معمولا هم خونم زیاد اهل بیرون رفتن نیستم.تو

پانیز Read More »

سکس با گلناز خانم

  من امیر هستم حدودا بیست وچهارسالمه یک مغازه تو یکی از پاساژهای شهرمون دارم نویسنده خوبی نیستم اما خواستم یکی از خاطرات سکسی زندگیم براتون بگم در صورتی که خوشتون بیاد بازم مینویسم برای شما عزیزان! خب بریم سراغ خاطره من : گفتم که مغازه دارم اما مثل اکثر جوون های ایرانی منم فکرم

سکس با گلناز خانم Read More »

سکس در مراسم عزادارى

  سلام من سارا22 سالمه.خاطره ای میخوام براتون تعریف کنم برمیگرده به اسفند سال 89،پدربزرگم آخرای اسفند بودکه عمرشو دادبه شما ماهم مجبوربودیم ازتهران بریم شهرستان خونه مادربزرگم ازیطرف خیلی ناراحت بودم پدربزرگموازدست دادم ازطرفیم خوشحال بودم که بعدازشیش ماه میتونم سروش و ببینم. سروش پسرخالمه 25 سالشه تقریبأ خیلی وقته همو دوست داریم خیلی

سکس در مراسم عزادارى Read More »

مامان منم جنده از آب درومد…!

  سلام دوستان.ماجرایی که براتون میگم نه داستانه ونه فانتزی سکسی،متاسفانه حقیقته محضه!دقیقا پنجشنبه مورخ5/11/91 اتفاق افتاد،تقریبا 20 روز پیش.من نیما هستم 19 سالمه وامسال دانشجو شدم،یه برادر دارم به اسم مانی که 6 سال ازم کوچیکتره.پدرم کارمنده و هر سه چهار ماه یه بار میره جنوب کشور برای ماموریت کاری وهر بار معمولا بین

مامان منم جنده از آب درومد…! Read More »

راحله جون

  تو یه شرکت کار میکردم و محصولات شرکتو برای نمایندگی هاشون تو تهران جابجا میکردم اینم بگم (که من متولد کرجم ولی تو یکی از شهرهای هم جوار تهران زندگی میکنیم خیلی خوشتیپ و جذاب نیستم ولی تو زبون کم نمیارم قد متوسط میانه اندام) در حین برگشت به خونه بودم که گوشی همراهم

راحله جون Read More »

من و خانم بلیط فروش مترو

  من علی 20 ساله دانشجو هستم.قضیه از اونجا شروع شد که من ترم تابستون ورداشته بودم و میرفتم میدان امام حسین ساختمون شماره 2 دانشگاهمون. اولا همه چی عادی بود تا اینکه یکی از کارمندای مترو که تو قسمت فروش بلیت اعتباری مترو بود و یه مرد هم بود عوض شد و به جاش

من و خانم بلیط فروش مترو Read More »

ضربدری درحد لالیگا

سلام.رویا سکسی هستم و میخوام خاطره یکی از بهترین سکس هایی که داشتم رو براتون تعریف کنم.این داستان به نوعی ادامه داستان های شکار شوهر خانوم مدیر وشبی دراغوش برادرمه.بعد از کسکشی من برای برادرم که زمینه سکس داداشم وشهلا رو فراهم کردم و بعد ازاون سکسی که خودم با داداش رضا داشتم به فکر

ضربدری درحد لالیگا Read More »

سکس با خواهرم مهشید

من نیما هستم 23ساله.این خاطره ماله 6 سال پیشه.وقتی که من 17 سالم بود و خواهرم 13 سالش.بابام شغله آزاد داره.مامانم هم معلمه.معمولا تو طوله روز خونه خالیه. 🙂 .من محشیدو از کوچیکیش خیلی دوست داشتم.اصلا هم نظری روش نداشتم.حتی گاهی اوقات معمولا ظهر ها پیشش میخوابیدم.یواش یواش محشید رشد کرد.هیکلش درشت تر شد.و هیکلشو

سکس با خواهرم مهشید Read More »

من و زن عمو مریم

  سلام من یه زن عمو دارم که 24 سالشه خیلی تپله ولی بدن نازی داره یه بدن سفید با سینه های گنده اختلاف سنیش با عموم زیاده تغریبا 10 سال با هم هختلاف دارن خیلی کم پیش میاد که با هم سکس داشته باشن عمو مینا با پدر بزرگم زندگی میکنن البته تو یه

من و زن عمو مریم Read More »

Scroll to Top