2013

کیر شق تو ماه عسل

  سلام.من زنی 22 ساله ام و امروز میخوام یکی از سکسی ترین خاطراتم از روزهای داغ و شهوانی ماه عسلم را براتون تعریف کنم.3 روز بعد از شب عروسی و جر خوردن دردناک کسم راهی کیش شدیم.به هتل رفتیم و من واسه اینکه خستگی راه از تنم بیرون بره تصمیم گرفتم برم و دوش […]

کیر شق تو ماه عسل Read More »

لزبازی من و یه دوست قدیمی

سلام من رویا سکسی هستم ودوباره با یک خاطره دیگه اومدم.قبلا خاطرات دیگرم رو هم براتون نوشتم که دوستانم بهم محبت داشتن ومنو مورد لطفشون قرار دادن. ازسمیرا مدت ها بود که بی خبر بودم.یعنی درست ازهمون دوران دانشجویی وفارغ التحصیل شدنمون دیگه ندیده بودمش وتا اینکه مدتی قبل به صورت اتفاقی توی یکی ازپارک

لزبازی من و یه دوست قدیمی Read More »

جنده شدن من برای دو تا پسر گی

ساعت 3 بعد ازظهر بود ومن مثل همیشه در همون جای همیشگی درکنارخیابان منتظر وایساده بودم تا یه ماشین مدل بالا پیداش بشه ومنو سوار کنه وبعدش هم برسیم به جاهای قشنگ داستان.زمان زیادی نگذشته بود که یک مزدا 3 مشکی رنگ اسپورت جلوی پام توقف کرد.دو تا پسر جوان که شاید 18 یا 19

جنده شدن من برای دو تا پسر گی Read More »

من و همسرم و رامین

  به سونیا زنگ زدم و گفتم : خانمم امشب مهمون محترمی داریم ، خودتو خونه رو مرتب کن . اونم اطاعت کردو منتظر شد . منو رامین باهم برگشتیم . . . بگزارید یکم از جزییات بگم … شهر زندگیم کرج . شغلم آهنگساز و خواننده … حالا شاید زیر زمینی اما روی زمین

من و همسرم و رامین Read More »

رستگاری در ویلا

  سلام من کامرانم الان سی و هشت سالمه . این داستان که میخوام واستون بنویسم . مال 8 ساله پیشه وقتی 30 سالم بود.   تلفن دفترمون قطع شده بود و از مخابرات اومده بودن سیمکشی ها رو درست کنن.نردبون بلند نداشتنو من تو مغازه های بر خیابون دنبال نردبون بودم.همینجور که از این

رستگاری در ویلا Read More »

خواهر جنده من

سلام اسم من شایانه و 19 سالمه من تو خانواده 4 نفری هستم یک خواهرم دارم که اسمش شنای هستش و خیلی اندام سکسی داره.همیشه تو نخش بودم که یه روزی بکنمش.بالاخره فرصت جور شد و تنها شدیم پدرم تو تهران بود و مادر جنده ام هم که تقریبا به همه مردای کوچه مون داده

خواهر جنده من Read More »

طبقه سوم خونه ما

  سلام، من مریم هستم و توی یه خانواده شش نفری که شامل سه تا داداش و خودم و پدر و مادرم میشه زندگی می کنم . خونه ما سه طبقه است و هر طبقه یک واحد .طبقه اول پدر و مادرم دوم داداش بزرگم عماد که بیست و دوسالشه و چهار ماهه که زن

طبقه سوم خونه ما Read More »

منشی حشری شرکت بابا

  سلام من اسمم کاوه ست پدرم یه شرکت حمل و نقل دریایی داره البته خودم کمک خلبانم و وقتایی که رست هستم میرم او نجا و به کاراش رسیدگی میکنم و این خاطره یکی از چند بهترین خاطراته زندهگیمه یه روز وقتی از پرواز داشتم برمیگشتم خونه بابام بهم زنگ زد و گفت تو

منشی حشری شرکت بابا Read More »

سکس من ویک مرد 44 ساله

سلام.من شیما هستم ونوزده سال دارم.از16 سالگی  می دادم وبا اینکه یک دختر باکره بودم اما تجربه سکس ازعقب با پسرهای مختلف رو دارم.مدتی بود فکر سکس با یک مرد سن بالا به جونم افتاده بود ومن هم چون تا به حال با یک مرد سن بالا سکسی نداشتم خیلی دوست داشتم همچین سکسی رو

سکس من ویک مرد 44 ساله Read More »

مریمو تو مغازه کردم

  سلام دوستان چند وقته ب این سایت میامو داستان های دوستانو میخونم با خودم گفتم منم داستانمو آپ کنم . اولین باریه ک میخام داستان بنویسم پس لطفا اگه جایی رو غلط املایی داشتم ببخشید. از خودم بگم. میثم هستم 24 سالمه قدم 169 هستش وزنم 57 . این داستانی که میخام براتون بگم

مریمو تو مغازه کردم Read More »

Scroll to Top