2013

عطیه

  هیچ وقت تو عمرم چنین شبی رو نگذرونده بودم . همین الانم نمیتونم باور کنم که اون شب همچین اتفاق بزرگی برام افتاد که سرنوشتمو عوض کرد ! … وای که شبی بود … اوه اوه اوه … ! وقتی تا آخر داستان رو بخونید شما هم عجیب بودن این داستان رو باور می […]

عطیه Read More »

فکرشم نمیکردم بده

  سلام من مجید هستم ساکن اهواز و الان 27 سالمِ داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان کاملاً واقعیه! من الان مدت 6 ماه که با زن جوانی به نام مریم دوست شدم که این مشخصاتو داره: پوست سفید حدود 60 کیلو وزن و حدوداً 170 قد با چشمو ابرویی مشکی و

فکرشم نمیکردم بده Read More »

عشوه خرکی

سلام. همه چیز از یه شب سرد شروع شد حدودا 3 ماه پیش بود . داشتم با دوستم از رستوران می اومدیم که بریم خونه .نمیخوام از خودم تعریف کنم اما هیکل خوشگلی دارم جوری ک حتی نظر خودم رو جلب میکنه. لاغر نیستم اما چاق هم نیستم. اسمم مهسا قدم 170 وزنم 65 کیلو.

عشوه خرکی Read More »

کون دادنم به آبدارچی شرکت

سلام من شاهين هستم آهنگ سازم سنم 19 سال هست پوستم بسيار سفيد و موهاي بلند و چشم هاي رنگي دارم اين داستاني که براتون مينويسم يک داستان از خودم هست که در يک شرکت کار ميکردم و اين اتفاق برايم رخ داد من تو يک شرکت پخش بودم هواليي نواب تهران ما يک ابدار

کون دادنم به آبدارچی شرکت Read More »

کاش نمی رفتم روستا

اسمم دانیاله 19 سال دارم و دانشجو هستم. این داستان من واقعی هست وبدون هیچ دروغ یا جلوه نوشته ام این ماجرا برمیگرده به دوسال پیش تابستون که با اتفاق خانواده طبق هرسال میرفتیم روستای پدری وبا اقوام دیدار میکردیم میرفتیم خونه عموم یک چند روزی بودیم بر میگشتیم .رسیدیم روستا رفتیم خونه عمو بعد

کاش نمی رفتم روستا Read More »

عشق مهران

  سلام من غزلم 15سالمه این داستان مال روزدوم عید91هست.من یه دخترساده بودم که نه سکس کرده بودم نه دوس پسرداشتم ولی همه مسایل سکسیروبه لطف دوستام یادگرفته بودم روزدوم عید خونه پدربزرگم بودم البته همراه خاله هام داییاموپدرمادرم که یه دفعه صدای زنگ اومد من رفتم دروبازکردم دیدم چندتاازفامیلامون که سالهابودباهاشون قهربودیم اومدن برای

عشق مهران Read More »

اولین سکس دوره نامزدی

  سلام اسمم سارا و 24 سالم و متاهلم و یه پسر 1ساله دارم و دوسال ازدواج کرد،178 قدم و 70 کیلوم و سایز سینه م 80 و پوست روشنی دارم،میخوام اولین سکس که باهمسرم حسین دوره نامزدی داشتم تعریف کنم تابستون 89 بود که یه هفته بعد از مراسم عقد منو حسین و به

اولین سکس دوره نامزدی Read More »

سکس خستگی ناپذیر

  تو ماشینش از شدت استرس و هیجان تموم تنم یخ کرده بود تا زمانی که به خونه اش برسیم من هزار جور فکر و نقشه تو سرم بود که هر چی زودتر سکس و شروع کنم اما چاره ای جز این که مثل یک دختر خوب بشینم و اشتیاقمو به رو خودم نیارم نداشتم

سکس خستگی ناپذیر Read More »

آشنایی با سمیرا تو عروسی داداشم

  عروسی داداشم بود تو تالار.منم داداش بزرگتر و وظایف خاص .رسوندن میوه شیرینی و اوضاع احوال تالار رو مرتب کردن بامن بود.تو تالار جندتا کس تو تاپ کار میکردن از 18 سال تا حدود 27 30 سال… تصمیم نداشتم مخ بزنم اما نمیدونم چی شد یکی از این کس کوچوولوها چشممو گرفت.اما بیخیالش شدم

آشنایی با سمیرا تو عروسی داداشم Read More »

به آرزوم رسیدم

با سلام به دوستان عزیزم.رویا سکسی هستم وبا یه خاطره دیگه که خیلی برام جذاب وخاطره انگیز بوده برگشتم.امیدوارم بازم باهام همراه باشین. یه روز سر ظهر که داشتم ازمدرسه به خونه برمیگشتم گوشیم زنگ خورد ودیدم که روژان پشت خطه.وقتی باهاش صحبت کردم دیدم حالش خرابه وحسابی آمپر حشرش زده بالا وازم کمک میخواد.بهم

به آرزوم رسیدم Read More »

Scroll to Top