2013

اولین سکس بهار

  تا در حمومو باز کردم عقربه های ساعت بهم دهن کجی میکردن …با عجله حوله تن پوش صورتیمو تنم کردم و به سرعت بدنمو خشک کردم … زمان زیادی برای حاضر شدن نداشتم پس بی خیال آرایش شدم …فقط یه رژلب صورتی ملایمو کشیدم رو لبام … دوست داشم بدنمو لوسیون بزنم ولی وقت […]

اولین سکس بهار Read More »

دنبال پول بودم به سکس رسیدم

  ‫من ساكن ایران نیستم، اما سالی یکبار میام ایران. راستش دوست دختر دارم و زیاد پی کس کردن هم نیستم،‬ ‫اما خوب اگر باشه، چرا که نه. بر و قیافه زیادی ندارم، اما در سکس بدک نیستم و بخصوص کیرم اندازه‬ خوبی داره و معمولا” وقتی دختری یکدفعه با من سکس داره، بعدا” بیشتر

دنبال پول بودم به سکس رسیدم Read More »

به اندازه موهای سرم کردمش

  سلام دوستان اسم من حامد 22سالمه مهم نيست کجايي هستم.مي خوام بدون مقدمه برم سر اصل مطلب تا شما دوستان عزيز در خاطرات خود شريک کنم.ماجرا از جايي شروع شد که من و خواهرزن پسر عمه ام با هم به صورت خيلي اتفاقي و از طريق دخترعمه ام دوست شديم و براي هم کلي

به اندازه موهای سرم کردمش Read More »

آخ جون دختر عمه جونم

  داستان مربوط میشه به 4 سال پیش. هدف از اینكه این خاطره رو نوشتم این است كه دوستاني رو كه‬ خاطرات واقعي دارند تشویق كنم كه بدون غلو و بزرگنمایي و با توجه به واقعیاتي كه باهاش روبرو هستیم‬ بنویسند‬ . ‫داستان از اینا شروع شد كه من با پسر عمم تابستون میرفتیم استخر.از

آخ جون دختر عمه جونم Read More »

شروع عشقی پاک

  پشت پنجره اتاق به تماشای عبور ومرور مردمی نشسته بودم که هرکدوم دغدغه ای واسه خودشون داشتن. ماشین علی جلوی خونمون ایستاد دلشورم شروع شد سریع جلوی ایینه رفتم سر ووضع خودم رو درست کردم.علی همراه خونوادش یا یه دسته گل از گلهای مریم ورز وارد خونه شدن.ازاتاقم رفتم بیرون عطر مردونه ی خیلی

شروع عشقی پاک Read More »

نازیلا گولم زد،دس به دولم زد

  سلام من امیر 18 سالمه قد و وزن هم بی خیال یه خاطره از بچگی دارم که تا حالا به هیچ کس نگفتم که بین هممون باشه. داستان بر میگرده به اون وقتی که من 9/10 سالم بود. …. ما تو یه محله ای هستیم که همه خونه هاش ویلایه . من اون موقع

نازیلا گولم زد،دس به دولم زد Read More »

آتیلا و زن داداش

  سلام من آتیلا 25 سالمه . . . یه چند وقتیه دارم خاطرات شما رو میخونم یهو به سرم زد یه خاطره که چند ساله با خودم نگهش میدارم واسه شما هم بگم . یه داداش دارم که 4 سال از من بزرگتره . داداشم یه مغازه ی بوتیک داشت که من هم باهاش

آتیلا و زن داداش Read More »

سارا و پسر پالتو فروش

سلام دوستان من زیاد حرفه ای نیستم .یه چند تا داستان خوندم دیدم همه تقریبا مثل خودمن و زیاد حرفه ای نیستند .ولی من میخوام براتون داستان اولین پسری که باهاش اشنا شدم رو بنویسم اگه خوب نبود و اگه زیاد سکسی نبود ببخشین دیگه ولی نمیخوام دروغ باشه این همش واقعیه من زیاد مذهبی

سارا و پسر پالتو فروش Read More »

خونه خالی و دوست دختر ملوس

  از سر کار اومدم خونه خیلی خسته بودم کلا چند روزی بود بی حوصله یودم کارم هم زیاد بود واسه همین دوست دخترام همش مشکل داشتن باهام.واسه همین قاطی کردمو گفتم گور پدر هرجی دختر.داشت خوابم می برد که مادر اومد گفت بیا ناهار تو گرم کردم.حال نداشتم بلند بشم ولی گرسنه بودم.داشتم غذا

خونه خالی و دوست دختر ملوس Read More »

ملاقات عاشقانه در طویله

  قضيه از اين قراره كه من روز هاي تعطيل به روستامون ميرم كه براي پدر بزرگ و مادر بزرگ ام كمك كنم تو همسايه همين پدربزرگيم اينا يه خانواده زندگي ميكنن كه 4 نفرن مادرو پدر و يه برادر و خواهر ديگه نميخوام اسم ببرم فقط اسم خواهره مهسا بود اونا تو روبه روي

ملاقات عاشقانه در طویله Read More »

Scroll to Top