2013

دست های بسته

سلام، داستانی که من نوشتم، داستانیه که دوست داشتم بخونم و همه جا دنبالش گشتم، توی سایت های ایرانی،خارجی، داستان ها و فیلم ها، اما هیچوقت پیدا نکردم، داستان های BDSM یا با بی سلیقگی و بدون جزئیات نوشته شدن، یا اغراق بیش از حد دارن، یا اینقدر کثیفن که حالم رو به هم می‌زنن، […]

دست های بسته Read More »

تجاوز برادرم به من

من مهسا هستم 20 سال دارم.دانشجوی معماری هستم یه داداش دارم به اسم مهدی.مهدی خیلی روی من غیرتی بود نمیزاشت زیاد بیرون برم یا خیلی بیش از حد رو من حساس بود.داداشم خیلی درشت هیکله و خوش اندامه باشگاه پرورش اندام میره.من خیلی تو کف سکس بودم دوستداشتم با یکی سکس کنم با دوستام زیاد

تجاوز برادرم به من Read More »

شروع کونی شدنم

سلام دوستان من علی هستم این داستانی که میگم بر میگرده به حدود 20 سال پیش . من اون موقع 13-14 سالم بود و دوم راهنمایی بودم و یه کم ریزه میزه هم بودم . یه همکلاسی داشتم به اسم آرش که اون یه سال از من بزرگتر بود و از من قد بلندتر و

شروع کونی شدنم Read More »

تجاوز به پدرام

این داستانی که براتون مینویسم کاملا واقعیه و سعی میکنم تا جائیکه حافظم یاری میکنه با جزئیات براتون بنویسم. من آرمانم و الان 33 سالمه. این خاطره مربوط میشه به موقعی که من 16 سالم بود . فکر میکنم اون موقع دوم دبیرستان بودم. اون موقع یک پسر لاغر سبزه دراز بودم که کیرم هیچ

تجاوز به پدرام Read More »

لیلی و اشکان

من لی لی 37 سالمه 3 ساله تنها زندگی میکنم تا به حال ازدواج نکردم هرکس منو میبینه میگه اصلا سنت بهت نمیاد قدم 167 وزنم 61 سینه های سفت 80 دارم ودر کل همه میگن خوبیییییییی …اتفاقات سکسی زیادی تو زندگیم افتاده الان می خوام یکی از اون اتفاقاتو براتون تعریف کنم…   دوسال

لیلی و اشکان Read More »

سکس با دختر عموی متاهل در خرابه

با سلام اسم من امین 20سالمه دختر عمویی دارم که با من هم سنه و اسمش شیرینه اون در حال حاضر نامزد داره من با اون تا قبل از نامزد کردنش رابطه دوستی داشتیم اما سکس نداشتیم داستان بر می گرده به قبل از ماه رمضون که می خواستیم با عوم شون بریم عزا که

سکس با دختر عموی متاهل در خرابه Read More »

وصال نیلوفر

سلا م دوستان اسمم اشکانه و درحال حاضر 22سالمه خاطره ی من برمیگرده به 6سال پیش . ما تو محله جزو خانواده های قدیمی بودیم بیشتراز دوازده سال بود که اونجا ساکن بودیم 13ساله بودم که یک خانواده سه نفره شدن همسایه ی دیواربه دیوارمون آقاوحید دخترش نیلوفر وهمسرش. آقاوحید راننده تاکسی بود ودرست 8ماه

وصال نیلوفر Read More »

شماره غریبه

گوشيم زنگ خورد،يه شماره غريبه بود،گوشيو برداشتم خيلي عادي جواب دادم بله؟ يه صداي خيلي ظريف پشت خط جواب داد سلام برنا حالت خوبه؟ تشكر كردم گفتم شما؟ گفت منم سعيده (س) خيلي تعجa داشتي؟ گفت نه فقط زنگ زدم صداتو بشنوم،دلم واست تنگ شده بود،از اون روز كه با دوران اومدي تا حالا مدام

شماره غریبه Read More »

خود کنی

سلام من حمید هستم 14 سالمه و بار ها خواستم بیام و داستان دوروغ بنویسم اما نشد این خاطره راسته! وزنم 45 قدم 165 و کیرم کلفت و 13 سانته لاغرم ولی خوش اندام تا حالا سکس نداشتم ولی سعی به فراهم کردن کس برای خودم تو خلوت کردم   خلاصه یو روز که تو

خود کنی Read More »

عاقبت عشق عفت

سلام اسم من علی 28سالمه من الان بیکارم واومدم یک خاطره براتون بگم درسته زیاد خوب نمبنویسم چون من ترکم وزیاد فارسی بلد نیستم بگذریم پارسال ما یک همسایه ای داشتیم که اسمش عفت ویدونه پسر سه ساله داشت من باهمسرش دوست بودم وبعضی موقع میرفتم خونه شون .من عفت را خیلی دوست داشتم وحاضر

عاقبت عشق عفت Read More »

Scroll to Top