من و فرشید و امید و یک اتاق خواب
چند روزی بود که خونه یکی از دوستام جمع شده بودیم 3تا دختر بودیمو 5تا پسر که همه با هم دوست بودن غیر من و دو تا پسر که یکی از شمال اومده بود به اسم فرشید و یکی دیگه هم به اسم امید و فقط یک اتاق خواب.قرار شد هر شب دو نفر […]
من و فرشید و امید و یک اتاق خواب Read More »
