2013

حیف که نشد از جلو بکنمش

می خوام داستان سکسیم رو با زهره براتون تعریف کنم اما اول بزار یه چند تا مطلب رو براتون روشن کنم اسم دوست دختر زهره نیست یه جورای الکی گذاشتم تا کسی متوجه نشه و کلا از کس شعر گفتن بدم میاد هرچه هم اینجا میخونید عین حقیقته خوب بریم سر اصل مطلب.. اسم من […]

حیف که نشد از جلو بکنمش Read More »

نمی کنمش

چیزی که بیشتر از همه بین اون و من مشهود بود اعتماد بود , همیشه می دونست به باکره بودنش احترام می گذارم به خاطر همین همیشه می گفت خیلی بهت اعتماد دارم اما خیلی وقتها ازم می خواست و التماس می کرد تا بکونمش اما من می دونستم تو اون لحظات اینقدر داغ و

نمی کنمش Read More »

کون سفید خالم

سلام منم یه خاله دارم که حدود یک ساله با هم رابطه داریم خالم 38 سالشه و یه کون سفید وگنده داره کسشم خیلی نازه فقط سینه هاش یه خورده کوچیکه ولی خیلی باهاله هر وقت که شوهرخالم سر کاره من به بهانه ی دانشگاه رفتن میرم خونشون و یه حال اساسی با هم میکنیم

کون سفید خالم Read More »

داداش جونم

سلام به همه کسانی که عاشق سکس خانوادگی هستن خودمو معرفی کنم من مریم 28ساله 2ساله که ازدواج کردم از یکی از شهرهای ایران. داستانو بنویسم که حوصلتون سر نره من یه داداشی دارم خیلی پسر خوش هیکل وخوشگل هست شوهرم خیلی موقع یخاطر کارش به بیرون شهر میره یه بار زنگ زد که 2شب

داداش جونم Read More »

يك فرشته نجات ، يك عجوزه پير

ساچمه پولوي سگي را كه كوفت كردند بساط عرقشان را پهن كردند. من چپيدم كنج ديوار و يك سيگار آتش زدم ، با تماشاي آدمهاي بيچاره و درب و داغان و از ياد رفته حال خوشي به آدم دست نميداد ، انگار نه انگار كه يكيشان امروز از طبقه چهارم زمين خورده بود و مغزش

يك فرشته نجات ، يك عجوزه پير Read More »

هدیه سعید جون

سلام خيلی وقت بود بخاطر مسائلى ترجيح ميدادم تنها باشم. دوستام با دوست دخترهاشون خوب وخوش بودن و چندبار بهم پيشنهاد دادن يه نفر جور کنن تا از تنهايى بيام بيرون. اما هرکاري ميکردم ته دل راضی نبودم. يروز دوستم سعيد اومد گفت دارم با مهناز بهم ميزنم چون شرايطمون باهم جور نيست.پرسيد دلت ميخاديمدت

هدیه سعید جون Read More »

سکس با پرنسس دانشگاه

سلام به روی ماه همه من حامد هستم 23 ساله.بدون حاشیه میرم سر اصل مطلب.داستان من برمیگرده ب سال 91 برج 10.بهمن ماه بود مثل هروز صبح با احمد دوستم راهی دانشگاه شدیم. احمد پرستاری میخوند و من شیمی،نزدیک دانشگاه که شدیم چشمم روی یه پرنسس قفل شد از بس خوشگل و خوش اندام بود

سکس با پرنسس دانشگاه Read More »

گی بازی در 30 سالگی

سال 87 بود که پرهام به من زنگ زد ….. سلام کامی … چطوری !؟ ..می یای باهم بریم دبی ؟! من: آره پایه هستم اما کی !؟ پرهام : برا اواخر شهریور …خوبه من : آره ….بزن بریم.   اینو براتون تعریف کنم که ما هردو از دختر بازای توپ محل بودیم اون زمان

گی بازی در 30 سالگی Read More »

نقشه مادرم برای سکس بامن – فصل دوم

بعد ازصحبتم با دوستم بهروز دراین اندیشه بودم که امشب چه خواهد شد . ساعت از8 گذشته بود که بهروزقصد رفتن کرد مامان هم ازخرید ورفتن به فروشگاه شهروند آمده بود که کلی با خوراکی های خریداری شده ازمن وبهروز پذیرایی کرد. مامان به بهروزگفت: خب چرا میری شام پیش ما باش برات که تهیه نمی

نقشه مادرم برای سکس بامن – فصل دوم Read More »

بهترین اردو

سلام من حسینم و الان 26 سالمه. حدودا 16 سالم بود و به دبیرستان می رفتم ما توی دبیرسان همیشه طی سال دو تا اردو داشتیم که ی دونم توی ماه اذر بود یکی هم توی اسفند. اردویی که توی اسفند اون سال برگزار شد اردویی به مشهد بود. با قطار به مشهد حرکت کردیم

بهترین اردو Read More »

Scroll to Top