2013

کون داغ مهسا

سلام این داستان رو که میگم خیلی با حال هستش من حمید 28 سال دارم و زن دارم من تو فامیل زنم پسر خوبی هستم / ی شب بود که تو شرکت سرکار بودم که به ذهنم رسید به مهسا اس بدم مهسا خواهر زاده خانمم هستش دختر بانمکی استیل استخونی داره ولی شهوت رو […]

کون داغ مهسا Read More »

خیانت در سالگرد ازدواج

بعد از دیدن اون صحنه ی لعنتی با عصبانیت و ناراحتی خیلی زیاد از خونه زدم بیرون و رفتم توی پارک نزدیک خونمون ، یه صندلی خالی گیر آوردم و نشستم روش ، شروع کردم به فکر کردن درباره ی چیزایی که دیده بودم . هرچی سعی کردم یه دونه، فقط یه دونه جواب قانع

خیانت در سالگرد ازدواج Read More »

کون دادن مامانم به رادیولوژیست

سلام من اسمم سعید و 18 سالمه و داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به سال قبل میشه که ما به ترکیه رفته بودیم برای مسافرت به کشور….. نمیگم به خاطر مسایل امنیتی وقتی ما رسیدیم ترکیه ما رو بردن برای برداشتن عکس پاسپورتی و آزمایشگاه و اما مامانم: مامانم اسمش نسترن 41

کون دادن مامانم به رادیولوژیست Read More »

من و زن عمو ثریا

سلام اسم من آرمان 22سالمه. تعریف از خود نباشه من یه کم خوشگلم و تو فامیل همیشه حرف من سر زبوناست. بابام خیلی پولدار ومن تنها بچش هستم، من یه عمو دارم که از همه عموهام کوچییکتره و دو سالهکه ازدواج کرده. اسم زن عموی من ثریا ست و خیلی خوشگل و بدن سکسی داره،

من و زن عمو ثریا Read More »

با زنم در پاساژ شهرک غرب

سلام دوستان. یکروز که حشرم بالا بود هوس کردم یکم شیطونی کنم به خانمم گفتم برو اماده شو بریم پاساژ گفت چی بپوشم گفتم همون لباسای کیر راست کن اونم خندیدو گفت پس حسابی دستمالی داریم امروز منم کلی حشرم زد بالاتر.هیکل خانم منو که تو عکساش دیدین کون گرد و قلمبه ای داره وقتی

با زنم در پاساژ شهرک غرب Read More »

حال اساسی با کیر دلخواه

سلام . من یه زن 25 ساله هستم که6 ساله ازدواج کردم اما تا حالاهیچ خیری از کیر شوهرم ندیدم .هم خیلی کوچک وهم خیلی زود آبش میاد. در ضمن وقتی تریاک مصرف میکنه زمانش طولانی تر میشه ولی چه فایده فقط خودش لذت میبره! 4 سال از زندگی با سرد مزاجی وسکس معمولی با

حال اساسی با کیر دلخواه Read More »

آرش و صدف

سلام به همگی بچه خوب بد باحال بی حال حشری غیر حشری خلاصه سلام به همتون من آرش بچه اصفهان 19 ساله میخوام داستان سکس با صدف دختر همسایه را براتون بگم من تا حالا داستان ننوشتم راستش علاقه نداشتم به داستان نویسی اگه بد نوشتم به بزرگی خودتون ببخشید راستش این داستان مال چند

آرش و صدف Read More »

غنچه

چند سالی میشد که باهاش دوست بودم، سکس های زیادی رو توی خیلی جاها باهمدیگه تجربه کرده بودیم. بهش میگفتم غنچه! البته نه اینکه کم سن و سال باشه، نه! سی و دو، سه سال داشت و هنوز هم خودشو طوری نگه داشته بود که چهره و مخصوصآ هیکلش عالی بود.   مجرد بودم و

غنچه Read More »

تجلی تلخ

صدای شرشر دوش آب لاله رو ازخواب بیدارکرد، عقربکهای ساعت رومیزی کوچیک روی میزآرایش ساعت هشت ونیم رو نشون میداد، بدن لختش روی تخت دونفره احساس کوفتگی میکرد، احساس کرختی وسرما، بسختی بلندشد ولباسهای زیرشو که گوشه تخت انداخته بود روپوشید و پس از شستن دست وصورتش در روشویی دستشویی به قصد روشن کردن اجاقی

تجلی تلخ Read More »

یکی از شبای داغ الهه و میثم

من الهه هستم. 21 سالمه زیاد قدبلند نیستم. (160 سانت) و 65 کیلو. یعنی در واقع دختر خیلی لاغری نیستم. شوهرمم میثم 23 سالشه. 175 سانت قدشه و حدود 78 کیلو وزنشه. دختر چشم و ابرو مشکی هستم و سینه های گوشتی و پری دارم که میثم عاشقشونه. کسم هم تپل و پنبه ایه. در

یکی از شبای داغ الهه و میثم Read More »

Scroll to Top