2013

اولین سکس با آبجیم

سلام به دوستای گلم که این داستان میخونن قبل از هر چیز ازتون خواهش میکنم جنبه داشته باشید و اگه از سکس با محارم خوشتون نمیاد نخونین اگه خوشتون اومد نظر بدید ممنون میشم و منتظر نظر های شما هستم من مانی ام 19 سالمه با قد 184 تقریبا لاغر به گفته دیگران خوشگلم هستم […]

اولین سکس با آبجیم Read More »

اولین تجربه گروپ سکس

سلام دوستان من همیشه داستانهای سکسی رو می خوندم و می خونم راست و دروغش هم جالبه و هم لذت بخش. من اولین باره می خوام یکی از خاطره های سکس خودمو بنویسم اگه استقبال شد بقیش رو هم می نویسم براتون امیدوارم از این خاطره لذت ببرید: بهار امسال به مناسبت تولد من با

اولین تجربه گروپ سکس Read More »

زن عموی حشری من

جریانی رو که میخوام بگم مال 10 سال پیشه ، من اونموقع 19 سالم بود و زنعموم 36، 7 سالش ، من برای دیدن اقوام پدریم رفته بودم اراک ، چند روزی رو خونه عموهام و عمه هام رفتم و دیدمشون اما خونه این زنعموم که اسمش اکرمه نرفتم چون بابام با عموم قهر بود

زن عموی حشری من Read More »

سکس با زن 60 ساله شوهر دار

  سلام دوستان و دشمنان خوبه من . خیلی با خودم کلنجار رفتم کدوم یک از ماجراهای سکسی خودم رو تعریف کنم و تصمیم گرفتم ماجرای خودم با زنی 60ساله رو تعریف کنم برام مهم نیست اینجا بعضی ها بگن با فسیل سکس کردی یا با بی بی سکس کردی یا هر چیزی . چون

سکس با زن 60 ساله شوهر دار Read More »

پیرمرد کونی در مسافرخانه

  من 30سالمه وای خاطره بر میگرده به سال 80 زمانی که من از سربازی تر خیص شدم من خدمت خاش بودم وبرای گرفتن کارت پایان خدمت باید میومدم زاهدان وقتی رسیدم زاهدان ساعت 3 بعد ظهر بود ونتونستم برم کارتمو بگیرم رفتم یه مسافر خونه پیدا کردم که یه دونه اطاق دیگه بیشتر نداشت

پیرمرد کونی در مسافرخانه Read More »

آرش جون و خواهر زن جنده

  سلام خدمت همه دوستای گلم. ماجرایی که میخوام براتون بگم بین من و خواهر زنم اتفاق افتاد. البته بهتره برا اینکه باورتون بشه داستان تخیلی نیست یه پیش مقدمه از خواهر زنم براتون بگم. البته ببخشید یکم طولانی میشه. اسم من ارش هست و اسم خواهر زنم شقایق. شقایق خانم چند سال پیش با

آرش جون و خواهر زن جنده Read More »

چطور توی هیئت کونی شدم

  داستان کون دادن من به پسر همسایه و … اسم من بهنام هست و 22 سالمه داستان من از 7 سال پیش شروع شد و هنوز هم ادامه داره تو همسایگی ما یه پسری بود به اسم کریم که سر کوچه مغازه ساندویچی داشتن و ما همیشه با هم بازی میکردیم بیشتر موقع هم

چطور توی هیئت کونی شدم Read More »

زهره خواهر زنم

  حدود چند سالي از ازدواج من با زنم ميگذشت.ايشون تو خونه سه تا خواهر ديگه هم داشت.دومي كه ازدواج كرده بود و اولي كه زهره بود هنوز مجرد بود.خيلي راحت بودن تو خونشون راحت لباس ميپوشيدن و بدون روسري.البته هميشه با بلوز و شلوار بودن نه اونقدر راحت.اونا هم مثه خانواده خودم بودن و

زهره خواهر زنم Read More »

تحفه فیس بوک

  پارسال حوالی تیرماه بود تو اداره بودم که یه اس ام اس اومد بیا منو بکن منم اهمیت ندادم یه ربع بعد بازم اس اومد بیا منو بکن ردش کردم دوباره اومد کیر طلا بیا منو بکن برداشتم به همون شماره زنگ زدم دیدم خاموشه اس دادم شما؟گفت تو منو نمیشناسی من دوست یکی

تحفه فیس بوک Read More »

عشق پرپر

  روز و شب فکرش از سرم بیرون نمی رفت دلم می خواست همیشه ببینمش واقعا عاشقش بودم ولی اون همون رفتاری را با من داشت . بابا و مامانم خیلی مذهبی بودند و ما هم اینجوری تربیت شده بودیم و این مسئله کار را سخت می کرد چون باید حفظ ظاهر می کردم .

عشق پرپر Read More »

Scroll to Top