حمام
توی حموم بودم. در حموم باز بود. کسی خونه نبود. دوست داشتم خودمو تو آئينه گنده حموم نگاه کنم. از ديدن خودم با شامپو و کف صابون لذت می بردم. ياد عکسای توی مجله ها عکسای تبليغات شامپو و صابون و . می افتادم. تو عالم خودم ادای اونا را در مياوردم. پاهامو با ناز […]
