وظیفه ی سگی

سلام من سهیل هستم داستانی که تعریف میکنم واسه چهار سال پیشه

من نامزد بودم و اسم نامزدم مرجان بود وتو یه شرکت وارد کننده لوازم کامپیوتر کار میکرد ویه روز خاله پدر زنم فوت وقرار شد برن سراب ومرجان هم قرار شد بیاد خونه ما ومن هر روز میبردمش محل کارش روز دوم بود که تو اتوبان نیایش یکی از دوستاشو که همکار ش بودو سوارش کردیم اسمش مینا بود خیلی دختر خاکی وصمیمی بود وقرار شد هر روز با ما بیاد بعد سه هفته خانواده خانومم از س اب برگشتن ومرجان به خونه خودشون رفت واینم بگم من تواین مدت خیلی داستانهای سکسی میخوندم مخصوصا ارباب برده ای بماند یه روز مینا رو تو خیابون دیدم که خیلی عجله داشت میخواست بره سرکار سوارش کردم گفت خدا تورو رسونده بعدش گفت تو تا بحال با مرجان سکس کردی گفتم نه در اون حد ولی حقیقتش علاقه دارم برده اش بشم واون ارباب ولی میترسم بهش بگم مینا گفت تا بحال برده بودی گفتم نه گفت میخوای توله سگ بشی من کارتو راه میندازم با خوشحالی گفتم تو بهش میگی گفت نه من خودم اربابت میشم جمعه غروب بیا خونه من به این آدرس منم قبول کردم آخه مینا دختر ی بود که تنها زندگی میکرد

بلاخره رفتم دیدم مینا با یه تاپ زردویه دامن لی کوتاه جلوم وایساد گفتم سلام بهم گفت سلام وکیر خر مگه توله ها مثل آ دم حرف میزنن حرومزاده از همون لحظه شروع کرد بهم گفت ببین زن جنده هرکاری بهت میگم فقط پارس میکنیو بی چونو چرا گوش میکنی فهمیدی گفتم اره که با طنابی که تو دستش بود محکم زد تو سرم گفت فقط پارس کن منم گفتم هاپ هاپ منو لخت کردو چهار دستوپای منو محکم بست شروع کرد به کشیدن سیگار وته سیگارو رو گردنم خاموش کرد پاهاشو کرد تو دهنم گفت بلیسش توله سگ منم لیسیدم بعدش شروع کرد بامشتو لگد افتاد به جونم میگفت خوشت میاد حرومزاده منم میگفتم هاپ هاپ جرات نداشتم اعتراض کنم بعدش بازم کرد وقلاده انداخت دور گردنم منو برد حموم گفت دراز بکش دهن کثیفتوباز کن منم باز کردم تومد شاش کرد تو دهنم گفت همشو بخور زن جنده منم مجبور بودم بخورم بعدش بلندم کرد سرم کرد تو توات فرنگی بعدش آبشو باز کرد داشتم خفه میشدم بالاخره بعد سه ساعت کارش با من تموم شد بهم گفت ازت فیلم دارم باید هرموقع بهت گفتم بیایی اینجا .و وظیفه سگیتو بجا بیاری وگرنه مرجان همه چیرو میفهمم ومن الان چهار ساله هم مرجانو میکنم وهم مینا منو میکنه

نوشته:سهیل

بازدید از تبلیغات و سایت وبکم سکسی یادت نره! ممنون

1 دیدگاه دربارهٔ «وظیفه ی سگی»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا