سلام دوستان اسمم آرش هست 20 سالمه این داستانی که میخوام براتون بگم برای 1 سال پیش هست
سکس کردن با دوست دختر که چیز عجیبی نیست و داستانش گفتن نداره ولی این داستانی که میخوام براتون بگم داستان سکس با دختر داییم که 2 سال از خودم بزرگ تره هست.
دختر داییم اسمش مهشیده واقعا کونه خوبیه برنزه شکلاتیه رنگ پوستش سینه ها ایستاده بزرگ کون بشدت حشری کننده قلمبه هست اصلا یه چیزی خلاصه بریم سر اصل مطلب حاشیه نمیخوام برم و داستان رو طولانی کنم من 19 سالم بود و مهشید 21 سالش مجرد و یه دختری هم هست حیا نداره اینکه لباس پوشیده بپوشه و این حرفا باباشم زیاد بهش گیر نمیده
یکبار رفته بودم خونشون باباش هم نبود رفته بود ماموریت پسر داییم دوست دخترش زنگ زد نمی دونم چی گفت ازم معذرت خواهی کرد گفت زود بر میگردم و رفت بیرون مامانش هم رفته بود خرید کنه و قرار بود زود بیاد و فکر می کرد پسرش خونست پیش من هست و من با مهشید تنها نیستم از اونور پسر داییم فکر می کرد مامانش زود میاد و خیالش راحت بود منم فکر می کردم مامانش زود میاد ولی نگو حالا حالا ها بیا نیست !
خلاصه مهشید تو اتاقش بود من رفتم در اتاقش رو زدم گفت بله درو باز کردم دیدم دمر خوابیده رو تخت داره با دوست پسرش صحبت می کنه شلوار پاش رو دیدم آبم داشت میومد یک شلوار ورزشی تنگ تنگ طوری که خط کسش رو میشد دید کونش زده بود بیرون وااای داشتم میمردم رفتم بقل دستش نشستم کیرم کم مونده بود راست بشه خودم رو کنترل کردم چند دقیقه بعد حرفش تموم شد گفتم دوست پسرت بود ؟ گفت آره پسر خوبیه مامانش اینا در جریان بودن خلاصه گفتم میتونم برم فیسبوک گفت آره برو رفتم سر لپتاپش دیدم رو دسکتاپش دو تا فولدر هست AUDIO_TS و VIDEO_TS چون فیلم اهل فیلمم بودم گفتم بذار ببینیم چیه زدم با KMPLAYER پخش شد قیافه من 
من کسشعر نمیگم که 1 ساعت سکس کردیم و حرفا سر جمع تو 10 دقیقه ساک زدن آبم اومد ولی واقعا حس خوبی داشت دیگه بروش نیاوردم فقط چند باری موقعیت پیش میومد میمالوندمش …
نوشته: آرش
