مخ زنی

سلام …. علی هستم 20 سالمه … میخوام بهترین مخ زنی و کسی که کردم رو تعریف کنم … من یه پسر خوشتیپو قد بلندم هیکل خیلی خوبی دارم که خیلی سکسیه .. این ماجرا بر میگرده به تابستون همین امسال که تازه داشت هوا گرم میشد . خونه حوصلم سر میرفت برای همین با دوستام میرفتم پارک و مشغول مخ زنی میشدم …. یه روز با پنج تا از رفیقای صمیمیم رفتیم پارک آب و آتش که اگه رفته باشید خبر دارید که پره کسه … بعد از نیم ساعت علافی تو پارک یه دختر خییییییلی خوشگل سکسی از جلومون رد شد .. سینه های درشتی داشت با یه کون خیییلی خوش فرم . داشت از جلومون رد میشد که یکی از رفیقام بهش گفت : بخورمت خشگله ….. منم که خواستم جلوی دختره یه خودی نشون داده باشم به دوستم چشمک زدم و گفتم : راحتش بزار مگه خودت ناموس نداری .

 

دختره یه نگاه ریزی به من کردو زود سرشو انداخت پایینو رفت …. با خودم گفتم چه هلوی نازیه حیفه رو زمین بمونه …. رفیقامو پیچوندمو رفتم دنبال دختره . چون نمیدونستم چی کار کنم که ناراحت نشه فقط نزدیک یه ساعت داشتم دنبالش میکردم … داشت میرفت خونشون فکر کنم که دوتا پسر اومدن سمتش . یکی شون سمت راست و اون یکی هم سمت چپ بهش تیکه انداختن و پسر سمت راستیه به کونش دست زد … منم که خودمو صاحب این هلو میدونستم قاطی کردم ….. رفتم جلو و تا جا داشتن زدمشون و یه دعوای حسابی را انداختم که دماغمم خونی شد.

بعد دعوا که خیلی داغون شده بودن فرار کردن ….. منم نشستم کنار جدول و الکی با دماغم ور میرفتم که بیشر خون بیاد .. دختره اومد سمتم و گفت : واقعا دستتون درد نکنه نمیدونم چطوری تشکر کنم . منم سرمو گرفتم بالا که ببینه دماغم داره خون میاد و گفتم : کاری نکردم وظیفه ام بود… از کیفش یه دستمال کاغذی در آوردو داد به من و گفت : بازم تشکر میکنم نمیدونم اگه شما نبودید چه بلایی سرم میومد بعدش گفتم : سالمی چیزیت نشده ? اگه بلایی سرت اومده بریم بیمارستان گفت : مرسی من سالمم ولی نگران شما هستم که بینی تون آسیب دیده .. گفتم : نه چیزی نشده به این چیزا عادت دارم .

 

گفتش حداقل بفرمایید داخل تا بینی تون رو بشورید …. منم دیدم خونشون چند قدم بالا تره گفتم ممنون میشم و رفیتم …. خونشون طبقه سوم بود … تا طبقه سوم فقط از دماغم خون چکه میکرد … رسیدیم و کلید انداخت و در رو باز کرد ….. خونه خالی بود رفتش تو و راهنماییم کرد سمت دستشویی … بعد از شستن دماغم از دستشویی اومدم بیرون که یهو شوکه شدم ….. باورم نمیشد .. با یه تاپ سفید و یه شلوارک جین واستاده بود جلوی من .. از شدت خوشحالی داشتم شاخ درمیاوردم .سینه های بزرگش و کون گندش داشت دیوونم میکرد ….. بهش گفتم : چه بدن زیبایی داری گفتش : لطف دارید بفرمایید بشینید یه چای یا آبمیوه براتون بیارم … منم که از خدا خواسته با کله رفتم سمت مبل . رفتش که چایی بیاره منم داشتم به اطراف نگاه میکردم ساعت 2 بعد از ظهر شده بود که خواستم برم .

 

یهو اومد چایی تعارف کردو نشست کنارم …. بعد از خوردن چایی خودمو میچسبوندم بهش که اونم مثل این که بدش نمیومد آروم آروم دستم رو از بالای مبل بردم سمت گردنش با گردنو گوشاش بازی میکردم که حشری بشه …. دیدم هیچ عکس العملی نشون نمیده و چشماشو بسته و لباشو گاز میگیره … از فرصت تمام استفاده رو کردم و دستمو بردم رو سینه هاش …. وااااااای اصلا باورم نمیشد که دستم روی همچین سینه هایی باشه یکمم ترسیدم که یچیز بهم بگه ولی دیدم نه …. براش میمالیدمو اونم چشماشو بسته بود و ناله میکرد آروم آروم بلوزش رو دراوردم پاشودم و کلمو کردم لای سینه هاش اونم که خییلی حشری شده بود کلمو فشار میداد ….. سرمو دراوردم و شروع کردم لب گرفتن ازش…  داشتم دیوونه میشدم خیییییلی نرم و بزرگ بود نزدیک بود آبم بریزه که پاشد و نشست روی زانو هاش شروع کرد از روی شلوار مالوندن کیرم از شدت حشر شلوارو شرتم داشت پاره میشد .

 

یه لبخند شیطانی روی لباش ظاهر شد و شروع کرد به دراوردن شرت و شلوارم .. انگار وحشی شده بود و فقط کیر من میتونست آرومش کنه . شرت و شلوارو دراورد و با یه کیر 20 سانتی کلفت مواجه شد … وحشی تر شدو همه ی کاراش تند شد و شلوارشو درارد به شرت رسید شرتشم دراورد ….. سریع قمبل کرد … اشک توی چشمام جمع شده بودو فقط داشتم به کون و کسش نگاه میکردم … سفیــــــــد سفیـــد تا حالا کون و کس به این خوش فرمی ندیده بودم میخواستم گریه کنم که یهو گفت چرا شروع نمیکنی …. رفتم جلو و آروم سر کیرمو مالیدم به کسش خییییلی داغ شده بودم از شدت حشر گوشام قرمز شده بود و چشمام میخواست منفجر شه …. با خودم گفتم این همه فیلم پورن دیدی و جلق زدی الان وقتشه که همه ی چیزایی که تو فیلما دیدی رو این هلو خالی کنی …. سریع تف زدم لب کونش و میمالیدم …. معلوم بود که داشت دیوونه میشد … داد زد و گف بکن تو دیگه انقدر ازیتم نکن … منم کیرمو آروم آروم کردم تو و یه آآآآآه طولانی کشید

 

خدا از این کسا سر راه همه قرار بده …. خیییلی گرم بود …. شروع کردم به تلمبه زدن … صدای شلپ شلوپش داشت روانیم میکرد .. محکم ترش کردم و هلوی من آخ و اوخش رفت هوا …. تلمبه رو سریع تر کردم که نزدیک بود آبم بیاد که کشیدم بیرون ….. برگشت و شروع کرد به ساک زدن …. وااااااای محشر بود با اون لبای بزرگش انگار میخواست کیرمو ببلعه … بعد از یکم ساک زدن داشت آبم میومد اونم که خیییلی حشری بود نزاشت کیرمو بکشم بیرون همه آبم ریخت تو دهنش … مثل فیلم های پورن میخندید ناز میکرد منم که داشتم بیهوش میشدم افتادم رو مبل اومد نشست روی شکمم خییلی حس خوبی بود … شروع کرد لب گرفتن … لباش هم که آب کیری بود همه ی دهنم مزه آب کیر گرفته بود …. مزش شور بود منم برای این که احساسی تر بشه آب خودمو خوردم …. بلند شد و گفت نوبت توعه از شکمم تا صورتم اومد بالا و منم پیچ و تاب بدنشو نگاه میکردم … نشست روی صورتم و کسشو کرد توی دهنم .. خیییلی بوی خوبی میدا شروع کردم به لیس زدن کسش …. خواستم براش سنگ تموم بزارم که گذاشتم … ارضا شد و اومد کنارم روی مبل دراز کشید .

 

جفتمون داشتیم بیهوش میشدیم . بهش گفتم اسمت چیه هلوی من با ناز گفت مهناز از هم لب گرفتیمو پاشدیم لباسامنو پوشیدیم و شماره هامون رد و بدل شد و رفتم … چند هفته بعد بهش زنگ زدم با هم دوست شدیم …. بازم حشری شده بود و التماسم میکرد که بازم بهش حال بدم منم که عمرا نه نمیگفتم چند بار با هم سکس کردیم و الانم با هم دوستیم .

و در آخر تشکر میکنم از اون دو تا مزاحم عزیز که این کس خوب از صدقه سر اونا بود… دمتون گرم

4 thoughts on “مخ زنی

  1. داستاناتون خوب بود ولی با این اوصاف چشم گوشم باز شد تازه گرفتم با وجود دیوثایی مثل شما چند نفر ممکنه تو کف هیکل وکون جنیفری من باشن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>