ماجراي كون دادن زنم شيوا

سلام من رضا هستم ، چند مدت پیش خواهر زنم با یک پسر ه دوست می شه به نام وحید که باشگاه سوار کاری داشتند. بعد از مدتی که از دوستیشون می گذره توسط زنم متوجه می شم که شادی (خواهر زنم ) داره اسب سواري ياد مي گيره . زنم شيوا قد بلند هست و باسن و پاهاش خيلي ورزيده و سكسي اند ، سينه هاش انگار مال اين هيكلش نيست ، از بس كه بزرگ هستند دگمه مانتوهاش همش بازند. شيوا بعد از مدتي گفت كه با شادي ميخواد بره سوار كاري . من هم پذيرفتم . يك هفته ايي گذشت يك روزغروب از پنجره ديدم ،زنم، شيوا و خواهرش شادي از يك لگزوز دم در آپارتمان پياده شدن و اومدن بالا اما يارو نرفت و همونجا منتظر موند. شيوا و شادي كه اومدن بالا شيوا گفت كه وحيد دوست شادي _هموني كه پيشش كلاس مي رفتن _،رسوندتشون و منتظر كه شادي يه دوش بگيره و برن با هم شام بيرون . من هم گفتم پايين كه خوب نيست ميرم دعوت كنمشون بيان بالا .

 

 

يكدفعه شيوا گفت آخه يكي از دوستاش هم باهاشه . گفتم خواب چه اشكالي داره اونم مياد بالا و يك شربتي ، ميوه ايي مي خوره تا شادي اماده بشه. نزديك ماشين كه شدم صداي صحبت مي امد.. شنيدم كه يكي شون داشت مي گفت : وحيد چه كسيه اين شيوا ؟ ببين كيرم چيجوري واسش شق شده ؟ وحيد هم گفت : از تو اييبنه حواسم بهتون بود . ديدم داري سينه هاشو مي مالوني …../ مهدي (اسم دوستش): عجب سينه هايي داشت بزرگ و سفت …جون مي ده كيرت رو در بياري بكني لاش…. وحيد : خوش بحال شوهر كس كشش..!!! كم كم جلو رفتم و دعوت كردمشون بالا . اونها هم پذيرفتن و اومدن . موقع پياده شدن كير مهدي رو ديدم شق شده بود واز شلوارش معلوم بود .رفتيم بالا و نشستيم . شادي حموم بود . زنم هم كه با يك تاپ و يك شلوارك تنگ و چسب همش به بهونه پذيرايي كردن خم ميشد جوري كه سينه ها و كونش رو مهدي خوب بتونه ببينه . مهدي هم يك پسر 33 _34 ساله با هيكل اندامي و دستها و بازوهاي كلفت كه انگار ساخته شده بودند واسه گاييدن زنه من . بعد از اينكه شادي اومد بيرون گفت : خسته ام و امشب نمي يام بيرون .

 

 

وحيد هم گفت عزيزم هر جور تو مايلي . كه با اسرار من و شيوا ثرار شد شام دور هم تو خونه ي ما باشيم كه شادي هم بتونه با وحيد بيشتر باشه .من بعد از كمي تعارف رفتم كه از بيرون شام بخرم . تو راه همش فكر برگشتن بودم و دلم مي خواست گلييده شدن زنم رو ببينم. زود شامو خريدم و برگشتم كه ديدم كسي تو سالن و پذيرايي نيست . صداي اب حموم ميومد . يه كم ديگه متوجه شدم كه شادي و وحيد توي اتاق خواب هستن اهسته جلو رفتم ديدم اووووففففف اووووووووف…. وحيد روي تختخواب به پهلو دراز كشيده و شادي هم تو بغلش و وحيد هم داره تلمبه ميزنه و با سينه هاي شادي هم همزمان با تلمبه زدن بازي مي كرد . كيرم راست راست شد . اومدم در حموم از قفل در نگاه كردم ديدم جوووون …. مهدي با دوتا دستاش از پشت شونه ها و موهاي سر شيوا رو گرفته ، و كيرش رو از عقب كرده تو كس زنم شيوا و داره تلمبه هاي ضربه ايي به داخل كوس شيوا مي زنه و جوري كه وقتي كيرش رو با ضربه تو كس زنم مي كرد برخورد رونهاي پاش با رونهاي پاي زنم شژصداي عجيبي مي داد . كون زنم رو كاملا در بر گرفته بود و به سمت كير خودش مي فشرد و زنم رو مي گاييد و مي گفت : “جوون.. مي كنمت .. جلوي شوهرت هم مي كنمت …شيوا جووون” . مهدي خم شد روي شيوا در همون حالت و با دودست محكم سينه هاي زنم رو مي فشرد ، دقيقا مثل يك نفر كه روي اسب سوارشده و دار ه با سرعت به جلو مي تازه.

 

 

در همين حال يكدفعه مهدي با يك حركت خيلي آروم آخرين ضربه رو تو كس زنم زد و نعره ايي كشيد. شيوا هم كه چشمهاشو از شدت لذت به هم نزديك كرده بود يك آهي كشيد . و گفت :” آب كيرت رو توي كسم خالي كن عزيزم” …مهدي هم همونطور قوي زنم رو محكم به خودش فشار مي داد و دو طرف باسن بزرگ زنم رو محكم گرفته بود ، در حالي كه تمام آب اون كير وحشت ناك بزرگش رو توي كس زنم خالي مي كرد ، مي گفت : ” …چشم …حتما … تمومش رو توي كوس نازت مي ريزم ….آخ…” من هم داشتم صحنه گاييده شدن زنم رو مي ديدم ، كه با ديدن رگهاي دست و سينه ها و بدن لخت مهدي كه از شدت لذت گاييدن زنم داشتن بيرون مي زدن ، يك لحظه آبم با شدت تمام پاشيد توي شورتم و اونو خيس خيس كرد …… چه حالي كردم … اروم رفتم بيرون و بعد از 20 مين ، برگشتم خونه كه ديدم همه چي مرتبه . من هم به روي خودم نياوردم . الا ن يك ماه و اندي از اون ماجرا كي گذره و همچنان زنم رو ، مهدي مفصل مي كنه من هم لذت مي برم . البته خودم و به نفهميمي زدم ، شيوا هم اصلا نمي دونه من خبر دارم كه مهدي كون و كس زنم رو حسابي مي كنه .

پايان…..

14 Replies to “ماجراي كون دادن زنم شيوا”

  1. سلام
    من میلاد هستم منم خیلی دوست دارم جلو من یکی زنمو بکنه البته بیشتر دوست دارم ضربدری باشه کاش با هم دوست بودیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*