شکلات

 

یه ماهی بود تو یه هتل کار میکردم،تو همون مجتمع یه خونه بهم داده بودن.خیلی جای تر و تمیزی نبود،وقتی تحویلش گرفتم کلی بهش رسیدم تا یه ذره شکل گرفت.چون به خودم قول داده بودم تو محل کار جدید خیلی شیطونی نکنم،سرمو به کار گرم کرده بودم.نه به مهمونا کاری داشتم نه خانومای همکار.از طرفی صاحب هتل یه جورائی غیرمستقیم گفته بود که الواتی ممنوع،اینجا شهر کوچیکیه،مردم نظر تنگی داره،نذار برات حرف در بیارن و از این چیزا.

 
اما کم کم داشت حوصله ام سر میرفت،کم کم بی کسی اومده بود سراغم.به خودم گفتم میکنم اما با احتیاط،این بود که کم کم رفتم تو نخ اطرافیا،2-3 تا جیگر خوب تو همکارا بود.مدیر یکی از رستورانای هتل و 2 تام از سوپروایزرای خونه داری.شماره 2تاشونو گرفتم و اس ام اس بازیو شروع کردم باهاشون.رومو با یکیشون که خیلی فاز میداد باز کردم.حسابی رفتم تو کارش. رسوندم موضوع رو تل سکس.خیلی حشری بود.دقیقاً تیپی که من دوس داشتم.سبزه،باریک با کون رو فرم.دروغ چرا؟اسمش یادم نیس.از این به بعد بهش میگن مریم.رفتم رو مخش که بیاد خونه،میترسید،خوب مسیر خونه یه جوری بود که ممکن بود بچه های حراست هتل ببینن.بعد کلی آبروریزی میشد.بعد کلی شل و سفت و نقشه کشیدن قرار شد عصر حدود ساعت 7 بیاد.یادم رفت بگم،این خونه بغل شهربازی مجتمع بود،برای همین قرار شد که خیلی عادی بلیط شهربازی رو بگیره،بیاد سمت قسمت مسکونی،چون از پنجره مسلط بودم میتونستم راهنمائیش کنم یه جوری بیاد که کسی نبینه.

 
خلاصه با کلی آرتیست بازی اومد تو،از بس از قبل اس ام اسی و تلفنی همه چیزو به هم گفته بودیم،خجالتی بینمون نبود،تا اومد تو بغلش کردم،لباشو کشیدم تو دهنم،روسریشو پرت کرد یه طرف،مانتوشو درآورد،بغلش کردم بردمش سمت اتاق خواب،پرتش کردم رو تخت،خودم به جز شلوارک چیزی تنم نبود،درش آوردم،شلوار جین اونو هم باز کردم از پاش کشیدم بیرون،خیلی حشری بودم،اونم داغون بود اینقدر که نشستم رو تخت مستقیم رفتم سراغ شورتش،یه ذره خیس بود،درش آوردم.تنش بوی حموم میداد معلوم بود قبل اومدن دوش حسابی گرفته،یه ذره مو رو کسش نبود.بهش قول داده بودم بار اول با خوردن ارضاش کنم.پاشو باز کردم،یه ذره عشوه اومد که خجالت میکشه.حرف نزدم به زور پاشو باز کردم لبمو بردم پائین.بوسیدم،بو کردم،انگشتمو آوردم تو بازی.زبون میزدم به لبه های کسش انگشتمم کم کم با آب کس خیس کردم فرو کردم تو.صداش دراومده بود.اینقدر صدای شهربازی زیاد بود که اگه 100 تا جیغ هم میزد به گوش کسی نمیرسید.انگشتو میاوردم بیرون زبونمو فرو میکردم و برعکس،بعد دو سه دقیقه حس میکردم کاملا دیوونه شده،جیغ میزد،کیر میخواست،نمیدم بهش،مرد و قولش.
برش گردوندم با دستام کونشو باز کردم،شروع کردم به زبون زدن به کسش.با زبونم آب کسشو میاوردم بالا،رو سوراخ کونش.میخواستم انگشتمو بکنم تو کون نازش،گفت تو رو خدا نکن،دوس ندارم.بی خیال شدم.یه دقیقه بعد اومد،خوشگل ارضا شد تو دهنم.چونه و لبام حسابی خیس شده بود.شل شد اما من ول کن نبودم.نمیخواستم به کسش استراحت بدم.تو همون حالت کیر در حال انفجارو محکم کردم تو کس مریم.جیغ زد ولی من موجود وحشی هستم با همون محکمی شروع کردم به کردن کسش.داد میزد که:پاره شدم،مردم،بکن..بکن….محکمتر

 
کردم … کردم… کردم… نمیدونم چرا ارضا نمیشدم.شاید استرس اومدن این دختر اینجوریم کرده بود.دوباره ارضا شد.کیرمو کشیدم بیرون افتادم پهلوش.اونم خودشو جمع و جور کرد اومد تو بغلم.گفت چرا تو نمیای گفتم خسته شدی آخه،پاره شدی
گفت میخوااااااااااااااااااااام.نشستم کیرمو کردم تو دهنش.شروع کردم به کردن دهنش،اما بازم نمیومدم گفتم مریم بیا رو.باید بمکی کیرمو که بیام گفت آبتو نمیخورم،نشست روم شروع کرد مکیدن،لیسیدن خوب میخورد،بلد بود،صدامو درآورده بود،داشتم میومدم که پرتش کردم کنار،نشستم پهلوش،آبمو ریختم رو سینه اش و شیکمش….

 

نوشته: حسام

One Reply to “شکلات”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*