سکس با راحله خانوم

 

سلام دوستان عزیز این ماجرایی که میخواهم برایتان تعریف کنم حدود نه ماه پیش برای من اتفاق افتاد و الانی که راحله خانوم از محلمان رفته اما باز به یاد آن ایام خوش یه کف دستی میرم . از بحث دور نشم و اول در باره راحله خانوم بگم . این راحله خانوم ما حدود 36 ساله بود با هیکلی گوشتی البته نه زیاد چاق ، محجبه کامل بدون آرایش که خداییش بدون آرایش خیلی خوشگل بود و مادر دو بچه که یکی یه پسر تخس و یه دختر ناز مامانی حدود 4ـــ 5 ساله بود و هر وقت تو محل پیداش می شد من تو کفش میشدم البته به خاطر این که من چند ساله پیش با پسرش یه دعوایی کرده بودم از من بدش می آمد اما من از اون……. به هر حال یه شب ساعت 10:30 ـ 11 که تو ساندویچی محل بودم که غذایی بگیرم بخورم راحله خانوم با شیلا ( اسم دخترش بود ) اومدند ساندویچی و سفارش غذا دادند و وقتی که غذایشان آماده شد به دستور شیلا خانوم تو کاغذ اضافی پیچیده شد که ببرند خونه از ساندویچی که اومدن بیرون یه موتوری که فکر کنم از طرف اوسا کریم اومده بود یه برخورد مختصری با شیلا پیدا کرد و شیلا نقش زمین شد و موتوری هم در رفت و راحله خانوم دیوانه وار پرید بیرون و من هم رفتم بیرون به سمت شیلا کوچولو که نقش زمین بود و شروع کردم به معاینه سرپایی

 

از اون (البته یادم رفت که بگم من دانشجوی پزشکی هستم ) معاینه کردم و فهمیدم که چیزی نشده و چند تا خراش کوچک سطحی برداشته و بیشتر به خاطر ترسش داشت گریه میکنه به هر حال شیلا رو برداشتم و به راحله خانوم گفتم خدا رو شکر چیزیش نشده بذارید ببرمش سمت خونتون و راحله خانوم با اشاره سر قبول کرد و به سمت خونشون راه افتادیم در همین موقع انگشت شصت من به کس کوچولوی شیلا خورد ( نمیدونم تا حالا به کس دختر بچه دست زدید یا نه ولی این رو بدونید که خیلی نرمه و سکسی است ) از مالوندن کس شیلا کمی راست کردم و یه لحضه به سراپای راحله نگاه خریدارانه ای انداختم و با کمال تعجب متوجه چاک دو پستون راحله شدم و ازش پرسیدم راستی آقا موسی سر کاره ؟ که راحله با ناراحتی گفت نه رفته شهرستان برای تشعیع جنازه یکی از بهترین دوستانش منم به این خاطر موندم که از اونها خوشم نمی اومد نرفتم و موسی با میثم رفتند شهرستان . که من یه فکر شیطانی تو سرم افتاد که به وصال راحله برسم که متوجه شدم راحله از من پرسید شما مطمعنید اتفاقی برای بچم نیفتاده ؟ گفتم آره فقط چندتا زخم کوچولو برداشته که اونم چیزی نیست من وسایل پزشکی دارم الان برای شیلا کوچولو می آرم که راحله گفت مگه شما دکتری ؟ گفتم نه من دانشجوی پزشکی هستم به همین خاطر فهمیدم شیلا چیزیش نشده .

 

دیگه رسیدیم دم درب خانه . راحله کلید رو چرخوند و در را باز کرد من هم سریع بچه رو بردم تو خونه و خوابوندمش تو تختش و به راحله گفتم : من الان می ایم و سریع اومدم بیرون و رفتم سمت خونه و جعبه کمک های اولیه را برداشتم و از اتاقم اسپری بی حس کننده را را برداشتم و کمی به کیرم زدم و خودم را آماده کردم وراه افتادم به طرف خونه راحله خانوم . آروم زنگ زدم و بالا رفتم تو این فاصله راحله چادرشو عوض کرده بود و منتظر من بود از جعبه کمک های اوله یه آمپول آرام کننده و خواب آور به شیلا زدم و زخمهاشو پانسمان کردم و منتظر شدم تا شیلا کمی آرامتر بشه که کم کم چشمان شیلا سنگین شد و آرام به خواب رفت و در حالی که درب جعبه کمک های اولیه را میبستم به راحله گفتم خب من کارم تمومه اگه اجازه بدین من میرم راحله کمی از من تشکر کرد و من هم به سمت درب راه افتادم که از راحله پرسیدم ببخشید من از شما یه سوال دارم اجازه هست بپرسم ؟ گفت بفرمایید . گفتم چرا تو این چند ساله شما از من بدتان می اومد مگه من چه کار کردم ؟ که گفت آخه شما بعد از اون دعوا که با میثم کردی من به خاطر موسی که گفته بود باهات صحبت نکنم با شما قهر کردم ولی از امشب با شما آشتی میکنم منم گفتم باعث خوش بختی منه و آروم به سمت درب راه افتادم که نا گهان برگشتم و راحله رو تو آغوشم گرفتم و گفتم پس بذار امشب من پیشت باشم بنده خدا راحله مثل جن گرفته ها شد و با ترس و اعتراض گفت : چه کار میکنی کثافت من شوهر دارم میدم پدرتو در بیاره که من گفتم ساکت بابا من فقط میخوام امشب داماد بشم همین و بادست شروع کردم به مالوندن راحله .

 

راحله داشت بهم فحش میداد اما من هیچیز حالیم نبود جز کردن را حله آروم راحله رو انداختم رو زمین و خودمو انداختم روش با یه دست دستاش رو گرفته بودم و با دست دیگه داشتم کس رو از روی شلوار می مالوندم و با یه حرکت شلوارشو جر دادم و با دستم کسش رو محکم گرفتم و راحله شروع کرد به دادو بیداد که آروم بهش گفتم اینقدر جیغ و داد نکن بچه الان بلند میشه تازه هم الان همه خوابن یا دارن زنشونو میکنن پس بیا خدایی تا صبح با هم حال کنیم و تو هم به یه جونه عذب حال میدی میدونی چقدر ثواب داره ؟ که راحله با گریه کمی سرش رو تکون داد و با گریه گفت پس اذیتم نکن باشه ؟ منم با خوشحالی سری تکون دادم و نشستم روی شکمش وبهش گفتم میخوام بهت تجاوز کنم که هم تو حال کنی هم من و با دو دست بالای پیرهنش رو گرفتم و با یه حرکت سریع تمام دکمه هاشو کندم و به کرستش رسیدم یه کرست توری سفید تنش بود به راحله گفتم امشب میخوام تمام لباساتو پاره کنم و اون کرستشو هم پاره کردم که یهو دیدم دو تا پستتون خوشگل که انگار از قفس آزاد شده بودند پریدند بیرون . پستوناش کمی سفت شده بود و من شروع کردم به خوردن اونها کردم خداییش پستونهای قشنگی داشت آروم به سمت پایین رفتم و شورتشو هم جر دادم و شروع کردم به نگاه کردن کس توپولوی راحله و شروع کردم به خوردن کسش و همزمان خودمو لخت کردم .

 

صدای ناله های راحله رو شنیدم که میگفت جون بخورش خوشم میآد وییییییی ز خوردن کسش که فارغ شدم بلند شدم و گفتم الان نوبت توهه که کیرمو بخوریش دقت که کردم راحله کامل نبود و دوست داشتم با آرایش ببینمش . بهش گفتم راحله خانوم به خاطر من یه کار میکنی ـ چه کاری ساک برات بزنم ؟ ـ نه بابا دوست دارم کمی خودتو درست کنی یعنی آرایش کنی . میشه ؟ با کمی تردید قبول کرد و به سمت اتاق خوابش رفت ومنم دنبالش راه افتادم و اون نشست پشت میز توالت و منم رو تختش نشستم و مشغول دید زدنش شدم با اینکه من آرایش خیلی از زنها رو دیده بودم مثل مادرم . خواهرام . خالم . عمه و دختراشون اما آرایش راحله یه چیز دیگه بود . انگار زن خودم داشت آرایش میکرد . آرایشش که تموم شد شده بود مثل فرشته ها و من اصلا باورم نمیشد این همون راحله خانوم باشه تو دلم چندین بار موسی رو لعنت کردم که این حوری بهشتی رو از کجا پیداش کرده . بلند شد و اومد رو تخت کنار من نشست و من هم شروع کردم به گرفتن لبش . بعد از چند دقیقه بلند شدم و کیرمو که مثل باتوم سفت شده بود رو به راحله دادم . چقدر قشنگ ساک میزد انگار که داره پستون مادرشو میخوره که یهو آب خوشی من اومد از ترس این که اسپری من اثر نکرده باشه کیرمو از دهنش بیرون کشیدم و راحله رو خوابوندم پاهاشو بالا گرفتم و کیرمو به سمت کس خوشگلش کردم و آروم توش کردم . از اونجایی که راحله اولین تجربه سکسی من بود همین که توش کردم انگار کیرم تو کره داغ فرو کردم . کسش خیلی داغ بود و شروع کردم به تلمبه زدن و ناله های راحله هم در اومده بود .

 

به چندین روش مختلف کردمش البته توی همین فاصله راحله چندین بار ارضا شده و از این که من تا حالا آبم نیمده بود تعجب کرد و گفت تو خیلی قوی هستی موسی بعد از چند تا تلمبه آبش می اد منم تو دلم بهش خندیدم و گفتم منم دست کمی از موسی ندارم ولی اسپری نمیذاره جنده من سریع راحله رو برگردوندم که که کونش رو دیدم و بهش گفتم راحله میخوام بکنم تو کونت که وحشت زده بر گشت و گفت نه ترو خدا نه درد زیاد داره من به موسی کون هم نمیدم گفتم نمیتونم از این کون بگذرم تورو خدا قرار شد حال بدی و منتظر جوابش نشدم سریع برگردوندمش با دو دستم دو کفل رو باز کردم تفی زدم در کونش و کیرم رو راهنمایی کردم به طرف سوراخش کیرم با سختی رفت تو کونش و راحله هم داشت دست و پا میزد و نزدیک بود شهید بشه و بالاخره کیرم رو تا آخر تو کونش کردم و بعد از چند ثانیه مکث شروع کردم به تلمبه زدن . از کونش هم در آوردم سوراخ کونش به اندازه یه دو تومانی باز شده بود بر گردوندمش و دوباره کیرمو کردم تو کسش . وقتی حس کردم داره آبم میاد بهش گفتم راحله آبم داره میاد چیکار کنم ؟ اونهم آروم گفت بریز تو کسم من لوله هامو بستم منم از خدا خواسته تا آخرین قطره ابم رو خالی کردم تو کسش . از روش بلند شدم . و ازش تشکر کردم یه لحظه یاد شیلا افتادم راستی بذار یه سر به شیلا بزنم ببینم چطوره حالش ؟ و از اتاق بیرون اومدم و رفتم پیش شیلا . حیونی تو خواب خوبی رفته بود که یه لحظه یاد کس کوچولوش افتادم آروم خم شدم روش و دامنشو بالا زدم. شورت شو در آوردم و راحله رو صدا زدم . وقتی راحله اومد با تعجب من نگاه کرد و گفت عوضی دخترمم میخواهی بکنی ؟ ــ نه چون اگه بکنم تو کسش پدرش در می اد فقط میکنم تو لاپاش چون خیلی نرمه اجازه میدی؟ گفت پس مواظب باش . دست راحله رو گرفتم و کیرمو تو دهنش کردن تا برام ساک بزنه یه مقدار که سفت شد درش اوردم و کردم لا پای شیلا خیلی حال میداد کمی تلمبه زدم تا آبم اومد . تخلیه که شدم بلند شدم کمی شیلا رو تمیز کردم و با راحل تو آغوش هم خوابیدیم تا صبح ….

نوشته: eminem3

One Reply to “سکس با راحله خانوم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*