ساق های هوسناک زن داداش

 

سلام من بهنام هستم و مي خوام يك خاطره رو كه واسه خودم اتفاق افتاده براتون تعريف كنم
من پسر يك خانواده پنج نفري هستم يك برادر از خودم بزرگتر ويك خواهر از خودم كوچكتر دارم برادر بزرگترم با خانمش طبقه پايين زندگي ميكنند از همون روزاي اول كه تازه زنداداشم (شيدا)
اومده بود من خيلي ازش خوشمميومد و هميشه سعي مي كردم اندام اونو ديد بزنم البته شيدا پنج سال از من بزرگتر بود اما واقعا تيكه قشنگي بود اندام كشيده با پوست سفيد چشمهاي خمار و  سينه هاي سفت و ساق پاي سفيد و تپل كه هر كس ميديدش كيرش راست ميشد يه چيزي كه از همه بيشتر جلب توجه ميكرد ساق پاي خوش تراش و سفيدش بود كه هميشه هم بدون جوراب مي گشت و من هم كه خيلي زياد به ساق پا علاقه دارم با چنان ولعي اونا رو تماشا ميكردم كه خودش هم متوجه ميشد اما انگار نه انگار كه من دارم واسه اونا ميميرم و هميشه جوري مي نشست كه من پاهاشو ببينم من هم از كف اون ساق پا كارم شده بود جلق زدن

 

اين موضوع ادامه داشت و من گاهي به بهانه هاي مختلف به بدن و پاهاش دست ميزدم و شيدا هم هيچ اعتراضي نميكرد يه بار كه تو خونه تنها بود منو از بالا صدا زد و گفت كه برم و براش شيلنگ اجاق گاز رو عوض كنم وقتي رفتم تو ديدم كه يه دامن روي زانو وبدون جوراب ويه
پيراهن نازك پوشيده بود وقتي اونو ديدم بي اختيار كيرم بلند شد كه شيدا هم بلا فاصله شق شدن كيرم رو ديد من كه از پشت اون راه افتادم كه برم يهدفعه از پشت بغلش كردم كه شيدا با يه حالت شهوت انگيزي گفت : بهنام جون اينجوري نكن من يه جوريم ميشه اما تا خواستم لباشو كه حالا جلوي لبم بود ببوسم صداي باز شدن در اومد و برادرم از پله ها داشت ميومد بالا زود يه لب كوچولو ازش گرفتم وخودمو جمع و جور كردم و زنداداش هم زود
رفت توي اتاق ويه لباس مرتب پوشيد و من هم با دستپاچگي شيلنگ گاز رو درست كردم و از خونه اومدم بيرون از اون روز به بعد ديگه روز و شب نداشتم و منتظر فرصتي بودم كه دوباره با اون تنها باشم تا اين كه دو ماه بعد برادرم كه شغلش آزاد بود واسه كار به ژاپن رفت و از اون روز به بعد رفت و آمد زنداداش به خونه ما بيشتر شد و اكثر اوقات براي اينكه تنها نباشه ميومد طبقه بالا والبته هر بار هم از بس كه كوسش رو به من نشون ميداد
كار من شده بود جلق زدن و افسوس خوردن يه دو هفته اي كه گذشت ديدم كه خيلي با لذت داره منو تماشا ميكنه و معلوم بود كه حسابي دلش كيرميخوادمن هم با نشون دادن بر جستگي كيرم مي خواستم اونو متوجه بزرگي كيرم بكنم البته فراموش كردم بگم كه كير من اندازه متوسطی داره وبیشتردرازه تا کلفت باشه

 

يك روز كه اومدم خونه مادرم گفت كه بايد به خاطر آزمون دانشگاه آزاد خواهر كوچكترم برن به بروجرد و چون فاصله شهر ما شاهرود از بروجرد خيلي طولانيه براي گرفتن كارت ورود به جلسه و امتحان خواهرم 4روز بايد اونجا باشن همون شب قبل ا رفتن به زنداداشم شيدا سفارش كردن اين چند روز بياد طبقه بالا ونهار و شام درست كنه كه من هم تنها نباشم ديگه داشتم از خوشحالي منفجر مي شدم و تو كونم
عروسي بود وقتي فردا صبح پدرو مادر وخواهرم ساعت پنج صبح رفتن من ديگه خوابم نبردو از اينكه بهترين شانس زندگيم داشت اتفاق مي افتاد سريع رفتم و يه دوش گرفتم يه صفايي به خودم دادم نزديك ساعت 9 صبح بود كه با طبقه پايين تماس گرفتم و به زنداداشم
گفتم بياد بالا و اونم گفت كه الان ميادديگه داشتم از شدت شهوت منفجر مي شدم و كيرم داشت از تو شلوارم ميزد بيرون واسه احتياط كمي اسپري بي حس كننده استفاده كردم وقتي كه صداي زنگ در اومد د رو كه باز كردم از چيزي كه ميديدم حسابي شوكه شدم يه تاپ خيلي كوتاه رو ناقي و يه دامن كوتاه يك وجبي با جوراب سياه نازك شيشه اي پوشيده بود و حسابي ارايش كرده بود اومد تو و گفت صبحانه خوردي ؟ گفتم آره گفت پس من برم آشپزخونه واسه
نهار چيزي درست كنم راستي تو چي دوست داري ؟من هم گفتم خيلي چيزا كه شيدا گفت اي شيطون! رفت تو آشپزخونه ومن هم از كنار اوپن داشتم اندامشو ديد ميزدم و با يه دست كير خودمو ميماليدم بر گشت ومنو ديد و گفت بيا كمك كن يكمي برنج پاك كنيم من هم رفتم ودر طول كار چنان با شهوت نگاهم ميكرد كه از خود بي خود شدم بعد از اون بلند شد و گفت بهنام جون از توي كابينت بالا شيشه زرد چوبه رو بده دستم نميرسه من هم رفتم اما ديدم از جلوكابينت تكون نمي خوره از پشت سرش بلند شدم كه در كابينت رو باز كنم كه كيرم از پشت به كونش خورد اما ديدم هيچي نگفت و كونش رو داد عقب من هم كير شق شدم رو به در كونش ماليدم

 

 

وقتي به اون نگاه كردم ديدم چشمهاش رو بسته دستامو آوردم پايين و بغلش كردم بر گشت و لبامو بوسيد و من هم با تمام وجودم لباشو بوسيدم و با دستام دامنش روبالا زدم يه شورت سفيد پوشيده بود كه وقتي روي كسش دست كشيدم ديدم حسابي خيس شده شلوارمو تا نصفه كشيدم پايين و شورت اونو دادم كنار و ديگه در نياوردم از همون كنار شورتش كيرمو كردم توي كسش و شيدا چنان آه عميقي كشيد و ناله كرد كه شهوت منو چند برابر كرد دستاشو گذاشته بود لب كابينت و مي گفت : عجب كيري داري داره كسمو جر ميده منم گفتم آره عزيزم… خيلي وقته مي خوام كست رو جر بدم اونم گفت جووون ..منو بكن ..دارم… ديوونه ميشم خيلي كير دلم مي خواست ..وووي…گفتم الان جرت مي دم …پارت مي كنم ..وبا شدت تلمبه ميزدم ولي چون اسپري استفاده كرده بودم آبم نمي اومد كيرمو در آوردم واينبار همه لباسامونو در آورديم و باز هم به همون حالت ايستاد و من كمي از روغن مايع روي كابينت ريختم در كونش و سر كيرم روفشار دادم تو كونش اونقدر تنگ بود كه دردش اومد و گفت :..نه.. عزيزم نكن دردم مياد.. آخه تاحالا داداشت تو كونم نزاشته.. مي ترسم كونم پاره بشه…..
منم گفتم اشكالي نداره عزيزم من واست افتتاحش ميكنم بعد يكمي با انگشتم گشادش كردم و دوباره كيرم رو گذاشتم در سوراخش و يواش يواش كيرمو فرو كردم تو … اينبار تا نصفه كيرم رفت تو كونش و شيدا هم چنان دادميزد وميگفت آخ جر خوردم… آيييييي يواش .. آخه كير به اين كلفتي كي ميره تو سوراخ تنگ كونم ..دارم پاره ميشم ..درش بيار ….من هم كه شهوتي شده بودم هيچي حاليم نبودو چند بار كه تا نصفه تلمبه زدم

 

 

دو طرف باسنش رو گرفتم وبا تمام قدرت و با آخرين ضربه كيرمو فرستادم تو كونش كه تا ته كونش رفت ولي چنان جيغي كشيد كه فكر كردم پاره شد اما ديگه كيرم
رفته بود توش و شيدا هم كونش گشادتر شده بوداما هرچقدر تلمبه ميزدم ارضا نميشدم فكر ميكنم در مقدار اسپري زياده روي كرده بودم به پيشنهاد اون رفتيم روي تخت و من دوباره شروع كردم به ليسيدن بدن شيدا و از ساق پاهاي سفيد وزيبايش شروع كردم واونقدر اونارو مكيدم كه تمام ساق پاش سرخ شد سفيدي و زيبايي ساق پاش آنچنان منو شهوتي كرده بود كه بلافاصله اونو بر گردوندم وپاهاشو بلند كردم وشروع به گاييدن كسش كردم اون براي دومين بار به ارگاسم رسيده بود ومن از آه خفيفي كه كشيد فهميدم اما من هنوز مانده بودم اونو برگردوندم و كيرمو كردم تو كونش كه حالا گشادتر شده بود وشروع به تلمبه زدن وحشيانه اي كردم شيدا به من گفت ديگه كونم داره پاره ميشه زود باش آبتو بده بخورم .. آييييييي كونم داره مي سوزه ..مگه تو چه كمري داري كه آبت نمياد ..من هم به جر دادن كونش ادامه دادم حسابي
گاييده بودمش و اون بي حال افتاده بود روي تخت من هم كه ديگه داشت آبم ميومد گفتم شيدا جون آبم داره مياد ..وكيرمو از
كونش كشيدم بيرون و اون برگشت و كيرمو گرفت توي دهنش وبا چنان ولعي داشت ساك ميزد كه ناگهان آبم اومد وريخت
توي دهنش و اون هم تا قطره آخرش رو خورد بي حال كنارش دراز كشيدم و مشغول لب گرفتن شديم شيدا با چشماي خمار گفت :مرسي بهنام جون.. اميدوارم باز هم از اين محبت ها بكني .

 

من هم گفتم در خدمت هستم من كه اين چندسال از عشق كست ديوونه شدم حالا بايد تو اين مدت تلافي كنم شيدا گفت اتفاقامن هم از همون روزاي اول برجستگي كيرتو كه ديدي همش دلم ميخواست بهت كس بدم از اين به بعد منو بكن .. بعد از چند دقيقه كه بلند شدم ديدم كه زنداداش هنوز بي حاله و با ديدن پاهاي سفيد و ران كلفتش روش دراز كشيدم و كم كم دوباره كيرم بلند شد ولي اينبار فقط از كس گاييدمش بعد از حمام كردن و خوردن نهار دوباره تا شب يك سكس ديگه داشتيم و اون چهار روز اونقدر به ما خوش گذشت و من از كس و كون اونو گاييدمكه حسابي حال كرديم از اون روز به بعد زحمت گاييدن زنداداش افتاده گردن من ومن حسابي دارم بهش خدمت ميكنم …
منتظر داستانهاي بعدي من و زنداداشم باشيد….
میدونم الان بعضی ها میگن خیانت کردی ولی باور کنید کسی که میده رو باید گایید واگر من نمیکردمش میرفت به یکی دیگه میداد پس چه بهتر که خودم بکنمش به هر حال دوری از کیر برای زنی که طعم کیر رفته زیر زبونش خیلی سخته

نوشته: بهنام

4 thoughts on “ساق های هوسناک زن داداش

  1. خیلی عالی بود بهنام جون اگه یه سری به اینجا زدی بیا باهم یه کم حرف بزنیم که درد تو درد من هم هستش . مرسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>