تجاوز برادرم به من

من مهسا هستم 20 سال دارم.دانشجوی معماری هستم یه داداش دارم به اسم مهدی.مهدی خیلی روی من غیرتی بود نمیزاشت زیاد بیرون برم یا خیلی بیش از حد رو من حساس بود.داداشم خیلی درشت هیکله و خوش اندامه باشگاه پرورش اندام میره.من خیلی تو کف سکس بودم دوستداشتم با یکی سکس کنم با دوستام زیاد لز میکردم ولی دنبال یه سکس واقعی بودم.یه بار داداشم داشت از باشگاه میومد دوستش همراش بود اسمش سعید بود بی شرف خیلی خوشگل و خوش هیکل بود لامسب داشتم میمردم…

 
بلاخره از سعید خیلی خوشم اومده بود دوستداشتم باهاش سکس کنم یه روز نونوایی بودم دیدم داداشم با سعید داره میاد دلم ریخت ازترس داشتم میمردم.داداشم اومد نزدیک گفت اینجا چیکار میکنی؟ گفتم اومدم نونوایی خوب >چپ چپ نگام کرد گفت زود بیا خونه منم گفتم چشم داشتن میرفتن سعید برگشت نگام کرد یه چشمک زد دلم ریخت دیدم یه کارتی انداخت روی زمین شمارش روش بود.نون گرفتن یادم رفت رفتم خونه باهزار شوق رسیدم دم در خونه داداشم منو دید گفت نونت کو مونده بودم چی بگم گفتم صف طولانی بود طول میکشید نموندم زود اومدم سعیدم جلو در بود منتظر داداشم بود تا دوباره برن بیرون زود رفتم داخل.شب شد. بهش اس دادم معلوم بود اونم ازم خوشش اومده مدت ها طول کشید تا رومون جلو همدیگه باز شد حرفای سکسی میزدیم.تا اینکه تو پارک قرار گذاشتیم رفتیم یه جای خلوت نشستیم دیدم داره مست نگام میکنه کم کم لباشو گذاشت رو لبام خیلی گرمو شیرین بود با دستای مردونش سرمو گرفت هی فشار میداد به سمت لباش منم همراهیش میکردم که دیدم داداشم یهو پیداش شد منو اونو با هم دید خیلی عصبی شد داد زد ومثل وحشیا حمله کرد به سعید> سعید بیچاره هیچی نمیگفت مهدی تا میخود سعیدو زد الهی بمیرم از سرو صورتش خون میومد مهدی برگشت سمت من حمله کرد سمتم یه کشیده محکم خوابوند توصورتم.

 

دستمو گرفت کشون کشون بردم خونه هیشکی خونه نبود گفتم الانه که منو بکشه خیلی عصبانی بود گفت با اون مرتیکه چیکار میکردی منم گفتم دوسش دارم مهدیم یه سیلی دیگه زد در گوشم منم عصبی شدم گفتم مهدی منم یه نیازایی دارم که باید برآورده بشه گفت چه نیازی منم در کمال پرویی گفتم {سکس} با تعجب نگام کرد گفتم منم جوونم سکس میخوام نمیدونم از دهنم پرید گفتم میتونی خودت نیازمو براورده کن واقعا دیگه به جایی رسیده بودم دیگه حالیم نبود به کی دارم این حرفو میزنم دیدم عصبی شد دوباره زد تو گوشم گفت عوضی هرزه کیر میخوای خودم بهت میدم عوضی دیدم داره لباساشو در میاره ترسیده بودم دیدم حمله کرد سمتم منم فرار کردم تو اتاقم اونم اومد پاشو لای در گذاشت گفت مگه کیر نمیخواستی درو هل داد اومد تو بهم حمله ور شده لباسامو بازور تو تنم پاره کرد

 
منم مقاومت میکردم دیوونه شده بود حالیش نبود اوفتاد روم میخواست بازور بهم تجاوز کنه دوباره زد تو گوشم از حرفم پشیمون شده بودم اخه اون خیلی قوی هیکله بدن سنگین وپر مویی داره کیرشم خیلی پزرگ بود دستامو گرفت تو دستش دیگه نمیتونستم تکون بخورم منو به پشت خوابوند کمرمو اورد بالا حالت سگی بود با یه دستش منو گرفته بود نمیتونستم تکون بخورم کیر بزرگشو دم سوراخم گذاشت داشتم از ترس میمردم فشار دادش کلش رفت داخل همش بهش التماس میکردم که ولم کنه داشتم از درد میمرد یهو با یه فشار کیرشو که اندازه ساق دستم بود تا ته رفت داخل نفسم بند اومده بود حتی نمیتونستم داد بکشم ناخونای دستم تو تشک تختم فرو رفته بود اشکم در اومده بود انگار کیرش داشت از دهنم میزد بیرون نفسم باز شد شروع کردم به داد کشیدنو گریه کردن بدنمو صاف کرد رو تخت همونجوری که کیرش تو کونم بود درازکشید روم داشتم له میشدم سرمو تو تخت فشار میداد که صدای جیغو فریادم بیرون نره دیگه کم کم داشت برام عادی میشد که دیدم داخل کونم اتیش گرفت ابشو داخل ریخته بود از روم بلند شد نای بلند شدن نداشتم سوراخ کونم هنوز باز بود و میسوخت داشتم گریه میکردم ولی حال داده بود از درد نمیتونستم تکون بخورم رفتم دوش گرفتم اومدم بیرون تا ده روز میلنگیدم راه میرفتم ولی اولین سکسم با داداشم خیلی حال داد با اینکه خیلی بی رحم منو کرد منم از روی پر رویی یه بار دیگه بهش گفتم سکس میخوام وبا هم سکس کردیم بعد سکسمون بهش گفتم مهدی گفت چیه گفتم هرکاری خواستی برات کردم ومیکنم ولی بزار منو سعید با هم باشیم خیلی دوسش دارمو اونم همینطورمهدی گفت باشه

 

الان منوسعید با هم دوستیم وعاشق همیم سه بار تا حالا سکس کردیم دفع بعد قصه جالب اولین سکس منو سعیدو میزارم ممنون که به داستانم گوش کردین درسته داداشم بهم تجاوز کرده ولی اجازه هم نمیدم بهش توهین بشه پس بهش فوش ندین خواهشا ممنون از شما.

نوشته: مهسا

One Reply to “تجاوز برادرم به من”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*