کاکولد شدن امید

تاریک | روشن

سلام
من #سایه هستم و ۴۳ سالمه ، شوهرم امید ۴۷ سالشه و یه پسر ۱۹ ساله داریم بنام سروش . منو شوهرم با هم نسبت فامیلی داریم و توی سن خیلی کم با پیشنهاد خانواده ازدواج کردیم ، زندگی زناشویی ما بد نیست ، اما چون از وقتی خودمون رو شناختیم با هم بودیم و خیلی هم زود بچه دار شدیم ، هیچ وقت هیچ کدوم معنی داشتن دوست پسر و یا دوست دختر رو درک نکردیم . و این موضوع برای هردو مون مثل یک کمبود میمونه ، البته کمتر در موردش صحبت کردیم ، ولی گاهی در تخت خواب یه فانتزی هایی رو انجام میدیم که بنظرم بی ربط با این مسئله نیست ، به هر حال بعد از دو دهه زندگی مشترک با تعهد ، حرارت سکس کم میشه و معمولا زوج ها سعی میکنن با صحبت از فانتزی های سکسی تختخوابشون رو پر حرارت کنن ، خوشبختانه امید هم این موضوع رو درک میکنه و ما توی تختخواب منعی برای بازگو کردن فانتزی های ذهنیمون نداریم ، هرچند فردا صبحش همه چیز رو فراموش میکنیم و در عمل کاملا متعهد عمل می کنیم . خانم های متاهل ایرانی خوب میدونن که مردای ایرانی رفتار های عجیب و گیج کننده ای دارن ، بیشترشون دوست دارن زنشون لوند و سکسی باشه و مردای دیگه به داشتن همچین زنی حسودی کنن و در عین حال دوست دارن غیرتی باشن، از یک طرف رایج ترین و تحریک کننده ترین فانتزی این روز های زوج ها اینه که آقای شوهر عشق بازی و سکس همسرش رو با یه مرد دیگه تماشا کنه ، از طرف دیگه اگر خانم ذره ای با یه مرد غریبه گرم بگیره حسودی میکنن و دردسر درست میشه . خلاصه میتونم بگم مردای ایرانی کاکولد مخفی ترین مردای دنیا هستن:)) ، از بی غیرتی لذت می برن و دوست دارن به با غیرتی معروف باشن . امید هم دقیقا از همین نوع مرداست .

 

ماجرای خیانت من به امید و پس از اون تغییر سبک زندگیمون مربوط به ۲ سال پیشه که پسرمون ۱۷ ساله بود و قصد ادامه تحصیل در ترکیه رو داشت ، منو امید با این موضوع موافق نبودیم چون هم مدرک تحصیلی اون دانشگاه کم ارزش بود و هم هزینه هاش سرسام آور بود ، از طرف دیگه پسرمون بسیار شیطون و سر به هواست و نگرانش بودیم که نتونه زندگی خودش رو اونجا اداره کنه . اما چون دوتا از دوستاش اقدام کرده بودن خیلی اصرار داشت که اونم اونجا تحصیل کنه ، خلاصه با اصرار و فشار پسرمون ، امید که سرش خیلی شلوغ بود پیشنهاد کرد که من به همراه سروش به استامبول بریم تا در مورد دانشگاه و شرایط زندگی اونجا تحقیق کنیم ، اواخر بهار ۹۸ بلیط و هتل رو برای دو هفته رزرو کردیم ، من کلی آشپزی کردم تا امید بدون غذا نمونه ، شب سفر رسید و با امید تصمیم گرفتم یه سکس خوب و داغ داشته باشیم چون دیگه برای دو هفته هیچ خبری نبود …نمیدونم چرا اونشب اینقدر هیجان زده و حشری شده بودم ، از قبل از اومدن امید دوش گرفتم و مو هامو سشوار کشیدم ، حسابی آرایش کردم و ناخن دست و پامو با رنگ مورد علاقه امید لاک زدم دامن کوتاه و تنگ و کفش پاشنه بلندم رو پوشیدم اما یه لحظه یادم اومد که قراره به شوهرم بدماااا… اینجوی ممکنه بجای امید پسرمون سروش تحریک بشه ، و از اون خطرناک تر این که دوهفته با یه پسر نوجوان اتاق و تخت مشترک داشتن خودش فاجعست ، چه برسه به اینکه بخوای از این لوند بازیا در بیاری ؛)) . بقول ما خانما دیگه اگر شورتت از لوستر آویزون شد گردنه خودته.خلاصه اینجوری شد که آرایشم رو کم کردم و یه لباس مناسب تر پوشیدم تا قبل از خواب دوباره همین لباسارو برای امید بپوشم . سره میز شام از امید خواستم برای خودمون دوتا یکم شراب سرو کنه سروش خیلی هیجان داشت و یه شام مختصر خورد و رفت توی اتاق که چمدونش رو تکمیل کنه و زودتر بخوابه و برای سفر فردا پر انرژی باشه منم از فرصت استفاده کردم و رفتم دوباره آرایش کردم و همون لباس و کفش سکسی رو پوشیدم ، وقتی از اتاق اومدم بیرون امید داشت با چشماش منو میخورد ، یه لیوان پر از شراب رو سر کشیدم و چند تا از ظرف هارو از روی میز برداشتم و همزمان درگوشی به امید گفتم ، جیگر جان برو توی اتاق آماده شو الان دوستمون میاد .امید خوب میدونست منظورم چیه . میدونستم این محبوب ترین فانتزی امیده ، هرچند این فانتزی همیشه برای من یکم استرس آور بوده ولی راستش بهترین فانتزی منم هست ، زوج ها خوب میدونن که ( دوستمون ) یعنی چی . این دوستمون یه مرد خیالی و خوش هیکل خوش قیافه جنتل من و قوی هست که توی فانتزیامون هر بار با یک ماجرایی من باش آشنا شدم و ازش خوشم اومده و به شوهرم معرفیش کردم

 

ظاهرا این تنها مردیه که امید باش هیچ مشکلی نداره ، 😂 تو داستانهای فانتزی ما ، امید یه روز برای اومدنش منو میبره آرایشگاه عروس ، یه روز دیگه توی سفر خارجی هتل رزرو میکنه ، یه بار برای دیدنش لباسای سکسی و رنگ لاک های منو رو انتخاب می کنه ، گاهی شب های جمعه مشروب مورد علاقه دوستمون رو سفارش میده ، اما چیزی که در تمام فانتزی های ما مشترکه اینه که همیشه این دوستمون که اسمش علیرضاست آخر شب جلوی چشمای شوهرم منو بغل میکنه و به تختمون میبره و امید هم پشت سرمون میاد ، اول امید کارای اداری رو انجام میده و بجز حلقه ازدواج و کفشای سکسی من بقیه لباسامو در میاره ، معمولا تمام این اتفاق ها وقتی میوفته که توی خیالمون من با دستام صورت علیرضا رو گرفتم و لباشو می مکم و شوهرم لباسامو در میاره تا لباشو روی کسم بذاره ، بعد از چند دقیقه جای لبامون عوض میشه و ایدفعه لبای امید رو لبای منه و علیرضا تمام وجودم رو لخت و مادر زاد در اختیار میگیره ،و اروم آروم امید فقط تماشاچی میشه و من فقط علیرضا رو صدا میکنم و در مورد کیرش با امید صحبت می کنم …
اما اون شب دلم میخواست فانتزی داغ تر و وحشی تر باشه ، ضمن اینکه میدونستم این فانتزی واسه امید زود انزالی میاره ، چند وقت بود حس میکردم وقتی توی فانتزی امید مجبور به بعضی کار ها میشه خیلی تحریک میشه ، میخواستم کاری انجام بدم تا امید دیونه بشه ، از توی یخچال یه خیار نسبتا درشت رو برداشتم و توی یه کاسه آب گرم گذاشتم ، رفتم جلو تر و آروم در گوشش گفتم دوس داشتی مال تو هم اینقدر بود ؟ داشت از تعجب و تحریک می مرد که ادامه دادم امشب میخوام ماله دوستت رو بخوری .. امید خیلی مضطرب شده بود ، دستم رو بردم بین موهاش و گفتم دوست داری دوستت آبش رو توی بدن من خالی کنه ؟ لبای امید رو بوسیدم و پرسیدم.. تو میخوریش ؟

 

شاید توی این یکی دو سالی که این فانتزی رو شروع کرده بودیم این اولین باری بود که تا این حد از امید میخواستم تسلیم یه مرد دیگه بشه ، هردو مون مضطرب بودیم
هردو نگران بودیم که سروش از اتاقش بیاد بیرون ، امید لیوان شرابش و سر کشید و رفت توی اتاق خوابمون منم زود چراغ هارو خاموش کردم و خیار رو برداشتم و رفتم توی اتاق ، هردومون حس میکردیم فانتزی امشب با همه فانتزی ها فرق داره ، شاید هردومون حس میکردیم که امشب واقعا دوست داریم یه علیرضای واقعی کنارمون باشه، از امید خواستم اصلا با خودش ور نره امید یه کاندوم باز کرد و کشید روی خیار ، انگار میدونست چه اتفاقی قراره براش بیوفته ، شورتمو در آوردم و انداختم دور گردن امید و مو هاشو گرفتم و سرش رو بردم بین پاهام ، با چنان اشتهایی کسمو میخورد که دردم گرفت ، خیار رو آوردم جلو چشماش و بعد مالیدن به لباش ، دقیقا فهمید که من چی میخوام ، چند دقیقه کس منو میلیسد و مثلا واسه علیرضا رو ساک میزد تا اینکه لنگامو باز کردم و امید سره الت دوستمون رو فرو کرد توی کسم، خیاره اینقدر بزرگ بود که یه لحظه نتونستم ، یادم اومد به اولین شب که پردم پاره شد ، امید سر خیار رو کرد تو دهن خودش و دوباره امتحان کرد ، این بار فرو رفت توی کسم ، امید بصورت ۶۹ اومد روی من و همزمان که چوچولمو میلیسید اون رو توی کس من عقب جلو میکرد و گاهی هم واسه دوستمون ساک میزد ، هر دو مون مست بودیم ، به زحمت ناله هامو کنترل می کردم ، فکر کنم اونشب سروش تو اتاقش یه خود ارضایی خوب کرد ، . انگشتمو توی سوراخ کون امید فرو کردم و شاید ۳۰ ثانیه براش ساک زدم که به شدت ارضا شد . امیدم کس منو حسابی خورد تا ارضا شدم ، حیف که پسر جون توی خونه داشتیم ، وگرنه کلی جیق میزدو و حرفایی میزدم که امید دوست داره از سایزه نفر سوم بشنوه . اونشب چیزی که واقعا متفاوت بود این بود که در طی ای سال ها نه هیچ وقت امید در فانتزی هامون برای کسی ساک زده بود و نه من انگشتمو توی کونش فرو کرده بودم . نمی دونم چرا ولی انگار اونشب خیلی به واقعیت نزدیک شده بودیم ، چند دقیقه بوس بوس کردیم ، من همیشه چند دقیقه بعد از سکس دستم رو اروم میبرم لای پای امید و شومبولو نوازش میکنم ، حس خوبی بش میده ، اونشب بود که بالاخره اون سوالی که هر زن و شوهری که این فانتزی رو دارن از هم میپرسن پیش اومد ،
از امید پرسیدم واقعا میتونی منو با یه مرد دیگه ببینی ؟

 

منتظر هر جوابی بودم غیر از اون جوابی که امید داد ، حس کردم کیرش به سرعت داره راست میشه ، با تردید گفت ؛ باید یه آدم خیلی مطمئن پیدا کنیم ، توی ایران نمیشه ، دیگه شک نداشتم که امید داره من و خودشو واسه این کار آماده میکنه دوباره امید شوع کرد به لیسیدن لای پاهام و بلافاصله #کیرشو تا ته کرد توی کسم که البته بخاطر اون #خیار #بزرگ حسابی شل و خیس شده بود در گوشش گفتم دوستتون قبلا حسابی همسرتون رو با کیره کلفتش #گاییده اقا #امید .. اونم خیلی زود ارضا شد

 

فردا صبح که می رفتیم فرودگاه هردو مون یه جورایی به ماجرای دیشب فکر می کردیم موقع خدافظی امید با یه حالت عجیبی بم گفت ؛ سعی کن خیلی بت خوش بگذره ، تقریبا هردومون میفهمیدیم منظورش چیه ، ادامه داد شاید بعدا دوتایی رفتیم ،حدود ۴ بعد از ظهر رسیدیم استامبول توی داستان بعدی براتون تعریف میکنم این سفر چجوری زندگی مارو تغییر داد

1 دیدگاه دربارهٔ «کاکولد شدن امید»

  1. خانم مطلقه مجرد یا متاهل برا دوستی تلگرام پی بده
    یا اقا بی که نفرسوم میخواد پی بده
    محمد31هستم
    خوشحال میشم اگه درخواستمو قبول کنین
    [email protected]

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *