ضربدری در مسافرت

باسلام خدمت همه دوستان عزیز خدمت عزیزان عارضم که من الان 36 سالمه و اسمم ساسان وخانمم ساره 32 سالشه از مشهد هستیم قبل از ازدواج هیچ ارتباطی با جنس مخالف نداشتم و خانمم هم همینطور چون شناخت کاملی ازخانواده ادامه مطلب ضربدری در مسافرت

عجب صحنه‌ای بود

ما تو یه اپارتمان شخصی ساز ۴ واحده زندگی میکنیم هر طبقه دو واحد واحد روبه روی ما چند روزی بود که خالی شده بود طبقه پایین هم یه واحدش پر بود که اونا هم یه زوج جوان بودن ولی ادامه مطلب عجب صحنه‌ای بود

ضربدری با خواهر زن و باجناق

سلام .امیدوارم کیراتون راست باشه کس هاتون قلمبه رامین هستم الناز زنم خیلی خوشکله خیلی هم دوستش دارم ولی همه مردا میدونن بعد از یه مدتی زنت هر چقدر خوشکل باشه یه کم واست تکراری میشه مخصوصا چون نمیشه زن ادامه مطلب ضربدری با خواهر زن و باجناق

سکس ضرب در چهار

این همه شوخی و خنده رو دیگه نمیتونم تحمل کنم، اگه یک سال قبل بود عمرا اگه سر شوخی و کل کل کم میاوردم و اینجوری عصبی میشدم،‌اما الان من اون آدم قبل نیستم. اصلا دوست نداشتم شب چله مثل ادامه مطلب سکس ضرب در چهار

نجات زندگی‌ سکسی من و شوهرم

نمیدونم چن وقت بود که با شوهرم سکس نداشتم آخه چن ماهی میشد که سکس های ما با فاصله طولانی انجام می شد و این موضوع حسابی اعصابمو بهم ریخته بود دوس داشتم هرشب سکس کنم اما شوهرم اصلا اهمیت ادامه مطلب نجات زندگی‌ سکسی من و شوهرم

ضربدری عالی با زنامون

با عرض سلام من عاشق سکس ام اف ام هستم وضربدری برا همین یک داستان از خودم براتون میزارم … *** داستان از یک روز شروع شد که تو محل کار یکی از دوستان رو که همکارمه دعوت کردم خونمون ادامه مطلب ضربدری عالی با زنامون

لذت چهار نفری

سلام، نمیخوام زیاد طولانیش کنم من و خانومم لیلا به جایی رسیده بودیم که از سکس باهم لذت نمیبردیم در عین حال هر دو خیلی سکسی و داغ بودیم ولی…. نمیشد، هر کاری میکردیم اون لذت قبلی برنمیگشت، من با ادامه مطلب لذت چهار نفری

سکس ضربدری تو آنتالیا

سلام. من سامان هستم،٣٠ سالمه و ٥ ساله ازدواج كردم.اين اولين باره كه مي خوام راجع به سكس بنويسم… *** پارسال با زنم ميترا كه٢٩ سالشه و قد١٧٠ وزن ٥٨ و سينه ٨٠ رفتيم آنتالیا. روز اول كه باهم رفتيم ساحل ادامه مطلب سکس ضربدری تو آنتالیا

ضربدری ، لذت ، حسرت

سلام خدمت دوستای گلم من امیر هستم 30 ساله از تهران خانومم شیرین 27 ساله با پوستی سفید و اندامی سکسی یه دوستی داشتم با اسم سعید که سال 86 رفت آلمان و اونجا مسغول کار و تحصیل بود پارسال ادامه مطلب ضربدری ، لذت ، حسرت

سکس ضربدری من و خانومم با رامین و ندا

بارون ریز و قشنگی میبارید، پیاده که باشی قدم زنون بارون رو حس میکنی، یه چشمم به چراغهای روشن آپارتمانهای ساعت 2 صبحه تهران بود،یه چشمم به خیابونایی که شب و روزش شلوغند. مزه ی دوسیب لعنتی هنوز زیر زبونم ادامه مطلب سکس ضربدری من و خانومم با رامین و ندا