فرودگاه هوس

منتظرش بودم.میدونست واسه چی داره میاد پیش من. با هم از این قرارا میذاشتیم ولی نمیشه بگی معمولا. اون زیاد نبود تهران یا گاهی ایران. از این خلبانای تحصیل کرده ی امریکا بود. امریکای دهه هفتاد. تو جنگ در رفته ادامه مطلب

کوس و کونی‌ که باید میدادم

آقای مستوفی پول من خوردن نداره! پیرمرد لعین یه نگاه از بالای عینکش بهم کرد گفت:ببین دختر جان،بیا مهمونی آخر هفته من،به نفعته!اونجا پولتو کامل بهت میدم. میدونستم آخر هفته تو باغش یه گعده میگیره و چندنفر از دوستای مث ادامه مطلب

سکس ساناز با پیرمرد حشری

سلام. اسم من ساناز و 24سالمه. داستان من برمیگرده به 2 سال پیش که تو یه فروشگاه مواد غذایی کار میکردم… *** کنار فروشگاه یه عطاری بود چند بار دیده بودم یه پیرمردی میره عطاری عسل میخره و بعدم میومد ادامه مطلب