فاطمه اوپن شد

این اتفاق برای پنجشنبه هفته پیشه، آخرای تیر 98   آخرین بار که باهاش بودم بعد از نامزد کردنم بود و دیگه ندیده بودمش، فقط یکی دو بار تلفنی باهاش حرف زده بودم که اونم کاری بود. از همکلاسیای دوران ادامه مطلب فاطمه اوپن شد

زهرا دختری از جنوب شرق

سلام دوستان خاطره ای که واستون میگم برمیگرده به سه سال پیش زمانی که من دریکی از شهرستان های کوچیک جنوب شرق دانشجو بودم! عرفانم با قد ۱۸۱ چندماهی بود که با دوس دخترم کات کرده بودم و بعد اون ادامه مطلب زهرا دختری از جنوب شرق

حنا کصی از محله

سلام خدمت دوستای عزیز . زیاد حاشیه نمیرم چون واقعا یهویی بود،قبلش هم میدونم حنا میمالن به سر ولی توی کارت ملیش همینجور نوشته بود دیگه نمیدونم حنا درسته یا هنا… حنا اصلا زید من نبود ،من اصلا زید ندارم ادامه مطلب حنا کصی از محله

دکتر بازی دوران بچگی

حتماً اکثر شما تجربه دکتربازی دوران بچگی رو داشتین. تو کوچه مون من تنها پسر بزرگتر بودم و یه جورایی رئیس بچه ها وقتی جمع میشدیم برای بازی همه به حرف گوش می کردن. اما یه دختر بدقلق و جدی ادامه مطلب دکتر بازی دوران بچگی

کس تنگ دوست خواهرم

سلام من ارمان هستم 21 سالمه قدم بلنده هیکلم به قد میاد پسر سفید پوستی هستم بگذریم خواهرم ی دوست داشت اسمش بیتا بود دختری ریزه میزه سبزه باسینه های نقلی خواهرم بهم گفت ارمان امشب که (پنجشنبه یک اذر ادامه مطلب کس تنگ دوست خواهرم

لاپایی به دختر افغان

قصدم از نوشتن این داستان توهین به افغان ها یا تحقیر اونها نیست…   چندوقت بود که توتلگرام طلایی بامریم اشناشده بودم باهم چت میکردیم وگپ میزدیم تااینکه قرار شد برم ببینمش.اون بچه ماهدشت بود پس توپارک ماهدشت قرار گذشتیم.من ادامه مطلب لاپایی به دختر افغان

فقط کون دادن رو خوب بلد بود

سلام اسم من آرمان و الان ۳۱ سال سن دارم ۲۲ سالم بود یه دوست دختر داشتم به اسم مریم که ۱۷ سالش بود اون موقع کاردانی میخوندم ترم آخر مریم اینا همسایه ما بودن من تو درس ریاضی خیلی ادامه مطلب فقط کون دادن رو خوب بلد بود

لذت سکس با مهشید

داستان برمیکرده به هفت سال پیش که من بیست و سه سالم بود و دوست دخترم بیست و پنج سالش بود… *** رابطه نسبتا خوبی داشتیم‌ و چند سالی بود که با هم بودیم و هر از چندگاهی هم سکس ادامه مطلب لذت سکس با مهشید

تلمبه‌های نیمه شب

سلام.این چیزایی که مینویسم یه جور دلنوشته است… *** پسرم دوسالش بود و یه کیست پایین شکمش بود که باید عمل میکرد.بردیمش بیمارستان و بستری شد که شب عملش کنن. همسرم پیشش موند و من اومدم خونه… زنگ زدم به ادامه مطلب تلمبه‌های نیمه شب

کس لیسی‌ آخر عشقه

سلام فربد هستم، ۲۴ ساله. داستانی که میخوام بگم راجع به یکی از سکس هامه. اول راجع به خودم بگم ، قدم ۱۸۶ وزنم ۹۵ کیلو و چهارشونم ، صورتم قابل تعریف نیست ول بدقیافه هم نیستم. ترم ۵ پزشکی ادامه مطلب کس لیسی‌ آخر عشقه