جندگی به خاطر یه لپتاپ

اسمم شیماست والان 25 سال سن دارم. خاطره ای که میخوام براتون بگم برمیگرده به حدود ده سال پیش یعنی پونزده سالم بود. شاید دردناک باشه اما تا الان بجز یکی دوبار هیچ وقت سکس از روی علاقه نداشتم و ادامه مطلب جندگی به خاطر یه لپتاپ

کوس کن‌های بی‌ تجربه

با سلام خدمت تموم بچه ها  میخام خاطره ی اولین سکس خودم که جنده اوردیم و بگا رفتیم رو اینجا بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد *** اسمم مهرداد و سنم الان بیست و پنج سالمه این خاطره بر میگرده به پنج شش ادامه مطلب کوس کن‌های بی‌ تجربه

نیلو اوت کال

سلام دوستان. قبل از هر چیزی بگم که من از بد روزگار کارم به جایی رسیده که مجبورم با سکس و درآمدش زندگیمو بچرخونم. یه داستان عجیب برام پیش اومد. مینویسم همه بخونن. چند روز پیش یه آقایی مشتریم بود ادامه مطلب نیلو اوت کال

جنده ی حاجی

خاطره ی شب حجله ی شیرین *** عزیز همیشه میگفت؛ دختر كه رسید به بیست باید به حالش گریست، وقتی اخمام میرفت تو هم با خنده ادامه میداد حالا تو چرا اخم میكنی مادر تو كه شوهر داری. آره راست ادامه مطلب جنده ی حاجی

جندگی برای مامان جندم

سلام دوستان من مهدی هستم 22 سالمه در حال حاضر بیکارم ولی مدتی توی فروشگاه پیک موتوری بودم از بچگی روی پای خودم بودم و هیچکسی رو نداشتم که حمایتم کنه؛ پدر من عمرشو روی ویلچر گذروند و سه سال ادامه مطلب جندگی برای مامان جندم

یه مرد تو جنگل نامردا

سلام. *** من فروشگاه لوازم خانگی تویکی از نقاط خوب تهران دارم.وضع مالیم وزندگیم خداروشکر بدنیست.تنها مشکلم هات بودنمه.تواین مدت بادخترهای زیادی بودم اما هیچ کدوم اون چیزی روکه من میخواستم نداشتن.من هات بودن و انجام تمام چیزهایی که توفیلم ادامه مطلب یه مرد تو جنگل نامردا

قبیله ی لیلی های یک ساعته

خجالت مي کشيدم از زير پتو بيام بيرون. فقط يه رکابي کوتاه تنم بود با يه شورت باريک. بااينکه پرده ها کشيده بود اتاق روشن بود. فکر کردم سکس شب باشه خيلي بهتره. طرف آشپزخونه که راه افتادم سینه هام ادامه مطلب قبیله ی لیلی های یک ساعته

سکس با جنده ی قدیمی

سلام من فرزینم 18 سالمه قیافه و هیکل متوسط و سمت شمال تهران هستیم.زیاد این چیزا رو طول نمیدم مستقیم میرم سمت داستان (اسم ها و مکان ها ساختگی است). ما تو یه ساختمون 40-50 واحدی زندگی میکنیم که با ادامه مطلب سکس با جنده ی قدیمی

چرخنده‌ها و نامداری‌ها همه جا هستند

سلام خدمت بچه ها…..من گاهی وقتا که چشمم به داستان های سکس با محارم میخوره به شدت عصبانی میشم و نگران از این جامعه ی حشری…اما از کاری که با زنعموم کردم یک درصدم پشیمون نیستم. داستانم کاملا واقعی و ادامه مطلب چرخنده‌ها و نامداری‌ها همه جا هستند

اولین کوس در استانبول

اول از همه چی بگم این یک تجربه کاملا واقعی هست… من هیچوقت از این آدمهای لش و …. نبودم و تو زندگیم حتی یک دوست دختر نداشتم ..خوشتیپ و با شخصیت هستم ولی بدلیل شرایط سخت زندگیم نتونسته بودم ادامه مطلب اولین کوس در استانبول