کوس دادنای فرشته جون

تاریک | روشن

سلام خدمت همه
من احمد 38ساله از کرمانشاه یه داداش کوچیکم دارم به اسم حامد 29 ساله من 26 ساله بودم که ازدواج کردم 6 سال بعد طلاق دادم که بمونه اما این داداش گلم حامد سال 97 یه دختری به اسم فرشته که 19ساله از فامیل دور هم باشیم نامزد کرد این زن داداشم که دردش به جونم بشه واقعا فرشته بود که حتی احساس میکنم بابام هم تو کفش بود که ترتیبشو بده چون مامانم 2ساله که بدجوری مریض شده بود که بابام نمیتونست نزدیکی کنه و اما من اوایل زیاد دقت نکرده بودم بخاطر مشغله خصوصی تقریبا داشتم افسرده میشدم که با این سایت آشنا شدم دقیقا اولین داستانی که خوندم در مورد تجاوز به زن داداش بود اون شب تاصبح با اون داستان ور میرفتم خودمو جای اون میزاشتم

آخرش به خودم گفتم مگه من چی کم دارم تصمیم گرفتم مثل اون با قرص خواب کارش رو بسازم فردا که رفتم قرص بگیرم هیچ داروخانه ای بدون نسخه ندادن مجبور شدم برم دکتر گفتم که مدتی هست که خواب ندارم و….. گفتم قبلا دکتر برام دیازپام 10میلی تجویز کرده بود خوب شده بودم که ایشون هم نوشتن بعد این که گرفتم رفتم خونه دیدم زنداداش نازنینم خیلی ناراحت نشسته گفتم فرشته جون چیزی شده احساس میکردم داداشم رو گرفتن چون کار خلاف شده بود شغلش که گفت مامانم حالش بد شده بردن بیمارستان بستری کردن گریه میکرد منم مثل همیشه دلداریش میدادم برا اولین بار دستم خورد به بدنش مثل پنبه نرم اشکش رو پاک کردم چون اختلاف سنی مون زیاد بود شاید هیچ وقت به فکرش نمیرسید که فکرایی دارم براش دستم که خورد همون لحظه کیرم مثل فنر بلند شد ذهنم رفت به داستانی که خوندم اومدم آب خوردم گفتم شام چی داریم گفتم چیزی درست نکرده گفتم عزیزم ناراحت نباش بریم بیرون شام بخوریم قبول نکرد که رفتم گرفتم 2لیتر هم شیرموز گرفتم رسیدم که خونه زود 2تا از قرص خواب ها رو انداختم تو لیوان شام خوردنی 2تا لیوان پر کردم اونی که قرص ریخته بودم دادم به عشقم همراه شام خوردیم وجمع کردیم گفتم فرشته جون من میرم تو اتاقم بخوابم توهم نرو بالا همین جا تو حال یا تو اتاق بغلی بخواب گفت شاید حامد بیاد اگه نیاد چشم ویه خمیازه کشید تا زنگ زد به حامد گفت که فرشته چند روز نمیشه بیام خطر لو دادنم هست خوشحال شدم که حد نداشت

 

دیدم جلوی تلوزیون دراز کشیده کمکم خمار میشه منم از در نگاه میکردم از اندامش لذت میبرم بع 20دقیقه رفتم دسشویی عمدأ در رو محکوم کوبیدم دیدم خوابش برده بود اومدم صداش زدم فرشته فرشته جون رو زمین چرا خوابیدی؟ تکون دادم گفتم فرشته جون دیدم نه بابا انگاری بلند بشو نیست بغلش کردم بردم اتاق خواب خودم رو تختم گذاشتم پتو داشتم میکشیدم روش دیدم که زیر مانتو چیزی نداره جز سوتین صورتی همین برا دیوونه کردن من کافی بود زودی دکمه هاش رو باز کردم خدایا چی میدیدم یه بدن سفید با 2تا ممه کوچولو با شلوارچسبون سوتین صورتی رو باز کردم وشلوار وشرت صورتی که ست بودن درآوردم یه بدن ریزه ناناز جلوم بود خودم هم زود لخت شدم کنارش دراز کشیدم شروع کردم لب خوری وممه ها رو مالیدن کیرمم فقط آبش میریخت از هیجان اومدم گلوش رو خوردم تا رسیدم ممه های بلورین اونقدر که خوردم وگاز زدم باز رفتم پایین تر رسیدم به کوس کوچولو ک حتی یه مو هم نداشت چقد بوی گل می اومد اونقد خوردم ولیس زدم گفتم بزار ببینم چه مزه ای داره گاییدن زن داداش اول کیرمو گذاشتم جلو دهنش لباش رو باز کردم سرشو کردم تو دهنش 5دقیقه ای کردم گفتم فرشته جون بسه ساک نزن فداتشم کیرمو گذاشتم رو سوراخ کوسش خیسش کردم باور کنید هرچی فشارم دادم تو نمیرفت حدودا 4الی 5 دقیقه به کمک تف های لیز کیرکلفتمو نصفشو کردم تو داشتم تلمبه میزدم یه دفعه یه فشارم دادم محکم تا ته رفت توش 10 دقیقه ای داشتم میکردم که احساس کردم آبم میخواد بیاد خاستم بکشم بیرون اما وقتی آبم اومد بی اختیار فشارم رو زیاد کردم و افتادم روش فکر کردم هر چی تورگهام بود از کیرم خالی شد تو کوس فرشته جون

 

چند دقیقه ای روش خوابیدم بع کشیدم بیرون دیدم اصلا تکون نمیخوره دست وپام رو گم کردم لباس ها شو تنش کردم زنگ زدم اورژانس نزدیک ساعت 6 صبح بود رسیدم بیمارستان دکتر گفت چی مصرف کرده گفتم هیچی گفت اگه 2 دقیقه دیر میرسید قلبش از کار می افتاد گفتم حالا وضعش چطوره گفت هیچی به هوش آمده همش میگه منو بکن گویا خواب سکسی میدیده  رفتم بالا سرش و گفتم خدا رو شکر که خوبی بردمش #خونه و بهم گفت که میفهمیده #دارم میکنمش اما توان صحبت نداشته و خودشم میخواد دیگه انگار دنیا رو بهم دادن از اون روز توی هر فرصتی دارم #میکنمش که اگه #فرصت شد از کوس دادنای #فرشته #جون بازم براتون میگم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *