کص زنداداش شیرینی خاصی داره

تاریک | روشن

با زنداداشم 5 سال اختلاف سن دارم وقای عروس ما شد 18 سالش بود من 23 سال و داداشم 31 سال هر دو عاشق هم شدیم از 11 رور اول عروسیش که همش یکبار داداشم گاییده بود و پرده خیلی ضخیمی داشته کار به دکتر کشیده بود زمستان بود شب سر کرسی خوابیده بودیم پدرم که دو سال پیش فوت کرده بود مامانو شکیبا و منو داداش بودیم اون شب پسر داییم بعد شام اومد شب نشینی رفتنی سعید را هم با خودش برد به مامانم گفت عمه سعید را می برن با هم بریم تهران و بر گردیم من چشام شبا خوب نمی بینه اجازه دارم
گفت از شکیبا اجازه بگیر که اونم با خنده گفت اشکالی نداره کی میاین ؟
پسر دایی گفت سه یا چار روز دیگه

 

رفتن و ما هم ماهواره را دو تا سریال ترکی را تعقیب می کردیم از قضا تو سریال دوم پسره زنداداششو میگایید و حامله شده بود داستان بیشتر رو سکس ان دو میچرخید
منو شکیبا با چش و ابرو به هم نسبت میدادیم اخه من تو دوره نامزدیشون خیلی از رو لباس مالونده بودم
تا خوابیدیم مامان بالای کرسی من یه طرف و مقابلم شکیبا خوابید
تا مامان خوابش برد پایم را فرستادم سمت شکیبا که پاهاش باز کرد پام رفت لای پاش نگو شورتشم در اورده لخته بقدری کسش خیس و داق بودداول فکر کردم انگار انگشتم رفت تو دهنش ولی تا تکان دادم فهمیدم کصشه
مامانم تو این میان بیدار شد قطع کردم دیگه مامان خوابش نمی برد انگار فهمیده بود میخام زنداداشو بکنم
خوابم برد تا حس کردم دستی کیرمو گرفته مالش میده

 

تو پایه پایین بود یواش سر خوردم رفتم پیشش دیدم لخت مادرزاده منم گفت لخت شو میخام همه تنتو حس کنم لخت شدم و گفت بذار تو کونم نکنه پردم باز خون ریزی کنه البته دکتر گفته بود بعد ده دوازده روز با احتیاط شروع کنه قبل از گذاشتن به کونش گفت بذار بخورم خیس بشه بعد تا کیرمو خورد ابم داشت می اومد کشیدم بیرون گفت بریز تو دهنم تا دوام بیاری حالیم نشد دوام بیاری یعنی چه!!بقدری اب اومد تو دهنش که با زحمت قورتش داد گفت اندازه یک پارچ اب داشتی خیف شد کاش میریختی توم همدیگرو کمی خوردیم سینه هاشو گفت بخورم خوردم لب گرفت من ناشی بودم هر چند تو فیلمها زدیده بودم ولی همه چی انگار یادم نبود!
کیرم سفت تر شد گفتم میخام بکنمت بچرخ بیام روت گفت بذار تو کونم
کونشو با اب دهن و اب کصش خیس کردم رو شکمش خوابید رفتم روش من اولین بار بود میخواستم کص بکنم
خیلی احتیاط می کردیم گفت مواظب باش کونم تا حالا کیر توش نرفته. یواش یواش بکن بذار من شل کردم فشارش بده گفتم باشه واردم!! گفت چندبار سکس داشتی الکی گفتم خیلی
تا خوابیدم رو باسن نرم و داغ و درشت شکیبا انگار دنیا را بمن دادن کمی خودمو دادم بالا کیرمو به خیال خودم راست کونش کردم تا بگه نه نصف بیشترش رفته بود تو کمی خودشو زیرم پیچ داد با یه فشار تا ته رفت سفت بود و داغ ولی لیز ارام تکان تکان دادم طولی نکشید بدنش لرزید و دیتمو بوسید و ارام گازم گرفت بیشتر باسنشو داد بالا زیرشم بالش گذاشته بود حس کردم کیرم داغتر و روانتر شد تعجب می کردم گه کونش چرا اینهمه اب داره نکنه اسهاله و اینجوریه کلی بوی بدی نمی اومد شاید 10 دقیق بود می گاییدم باز دیدم بدنش لرزید دیگه منم داشتم به اوج می رسیدم که در حال پیچ و تاپ بدن زنداداش زیرم ابمو ریختم تو کونش خوابیدم روش گفت در نیار لذتم کامل بشه فدایت کیرت خیلی یواش پچ پچ می کردیم لباشو میخوردم گفت حامله بشم چی ؟!

 

گفتم گذاشتم تو کونت چطور حامله میشی
خندید گفت داهاتی کص ندیده ناشی اونجا کوصمه
بله کصشو گاییده بودم اون چند روز و شب را تا تونستیم سکس کردیم ولی ابمو یا بیرون می ریختم یا تو کونش چون تو همون شب اول کونشم گاییدم
از اون زمان شکیبا زن منه تا داداشم 5 ساله ازدواج کردن هنوز نمیخا بچه دار بشه تو یک خونه زندگی می کنیم منو مامان یه اتاق و شکیبا و داداش تو یه اتاق چندین دختر و جنده را گاییدم هیچ کدام مزه کص زنداداشمو نداره انگار مال اونا دروازه است ولی مال شکیبا فیت کیرمه کیر منو داداش هم اندازه است من ختنه نشدم بقول فامیل ختنه شده دنیا اومدم پیاممبر سنت میگن شکیبا میگه مال تو گوشت سرش زیاد خیلی مزه میده کلفتره ولی بدنه کیرمان میگه مثل همه

خواهر #شکیبا اسمش فریباس میگه #فریبا را بگیر هر دومونو بکن باهاش حرف زده قبول کرده فریبا از شکیبا هم زیباتره ولی هنوز #فقط حرفشو زدیم ولی #پیشنهاد خوبیه دارم روش فکر می‌کنم و البته مادر زن احتمالی آیندم رو هم زیر نظر #دارم چون اگه #خواهرزن و #مادرزن عاشق کیرت باشن تا آخر عمرت راحتی یادتون باشه #بدون کردن خواهرزن یا مادرزنتون اصلا به ازدواج فکرم نکنین

1 دیدگاه دربارهٔ «کص زنداداش شیرینی خاصی داره»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *