ادمین

گاییدن زن افسر نیرو انتظامی

سلام وقت همگی بخیر الان که این داستان رو مینویسم ۲۶ سالمه مشهدی هستم قدم۱۷۸ وزنم ۸۰ تقریبا ی ۵ تا ۷ کیلویی اضافه وزن رو دارم ولی از بابت چهره بد نیستم و دخترها و خانم ها زیاد توجه میکنن بگذریم من کاسبم تو بازار مشهد ی روز که داخل مغازه مشغول بودم که …

گاییدن زن افسر نیرو انتظامی ادامه »

کیر میخوام آقای نباتی

وقتی یه مدت سکس نداشتم تمام سلولهای بدنم ازم تقاضای کیر میکردن،خب من یه دختر سبزه و بسیار شهوتی ام! حالا سبزه بودن چه ربطی به شهوتی بودن داره؟؟ میگن سبزه ها آتیش شهوتشون بیشتره. حالا شما بمن بگید این درسته یانه؟! بگذریم… یه روز که کخِ کیر افتادِ بود به جونم و باعث خارش …

کیر میخوام آقای نباتی ادامه »

آن روی دیگر من

کیانوش آخرین کارتن رو هم بالا آورد و رو بقیه وسایل گذاشت و یه صندلی پیدا کرد و خودشو روش انداخت و نشست و گفت: آخ مردم از خستگی، آخه مگه خونه قبلی چش بود که گیر دادی بیاییم اینجا؟ منم در حالی که یه لیوان آب خنک به دستش میدادم گفتم: اولا الان دیگه …

آن روی دیگر من ادامه »

زنمو کردن واقعا حال داد

شهریور ماه سال گذشته از محل کارم واسم قرعه مشهد در اومد منم اومدم خونه به خانمم گفتم، قرار شد پدر و مادرم رو هم با خودمون ببریم.رفتم بلیط قطار رفت و برگشت گرفتم و خلاصه رفتیم مشهد و چند روز اونجا موندیم ،زیارت و گردش و خرید سوغاتی و … بالاخره وقت برگشتن به …

زنمو کردن واقعا حال داد ادامه »

میلفی به نام مریم

سلام من اسمم امیره و ۲۶ سالمه. چند ماه پیش با یه خانم به اسم مریم اشنا شدم که ۴۰ سالش بود. یه زن سفید و گوشتی با سینه های ۱۰۵ تاحالا تو عمرم سینه به این خوشگلی و جذابی ندیده بودم. مریم ازدواج نکرده بود ولی تا ۳۵ سالگی باکره بود و پردش رو …

میلفی به نام مریم ادامه »

نادیا به گا رفت

نادیا هستم یه خانوم متاهل ۳۰ ساله با اندام معمولی اما باسن درشت که به چشم میاد . اسم همسرم امیده . امید کارمنده و توی اداره اش یه همکاری داره به اسم مهدی که اونم متاهله و اسم خانومش نگاره …   ما با مهدی و نگار رفت و آمد زیادی داشتیم و تقریبا …

نادیا به گا رفت ادامه »

زندایی رو بکن

هنوز سکسمون شروع نشده بود که مهدی ارضا شد و کیرش شل شد و از کصم بیرون اومد. بهش گفتم: این چه وضعشه که گفت: دیگه چقدر میخوای سکس کنیم خب بسه نیم ساعته داریم سکس میکنیم. منم با عصبانیت گفتم: ببخشید که بیست و پنج دقیقه فقط با کیرت ور رفتم که از جاش‌ …

زندایی رو بکن ادامه »

تریسام جرات یا حقیقت

با ترفندی سوار ماشینم شده بود و با راست و دروغ موفق شده بود هم شمارمو بگیره هم پول بگیره ازم منم چون ادم داغی ام زود وا می دادم. اسمش فاطمه بود ۱۶ سالش بود ولی تا خودش نگفت سنشو باورم نمی شد کمتر از ۱۸ سال داشته باشه. دوستی ما محدود شده بود …

تریسام جرات یا حقیقت ادامه »

دعانویس بی شرف

سالهاست که بچه دار نمیشم از لحاظ قیافه و هیکل خیلی خوبم پوست سفید با قد و هیکل خوبی دارم عاشق شوهرم هستم ۵ ساله ازدواج کردیم و شوهرم عاشق بچه است ولی هر دوا درمانی که بگین رو کردیم ولی نمیشه که نمیشه شوهرم وضع مالی خوبی داره بازاری و خیلی کار میکنه و …

دعانویس بی شرف ادامه »

پرستو و پذیرایی از کیر من

سلام من حمید هستم 33 سالمه . این ماجرا که میخام براتون بنویسم کاملا واقعی هست . خب اول از خودم بگم مرجردم قدم 183 هست بدن تو پری دارم وزنم 102 کیلو و سایز التم 21 سانته یکمی به سبزه میزنه رنگ پوستم نه خیلی سبزه تیره . خب ماجرا از این قراره که …

پرستو و پذیرایی از کیر من ادامه »