نقشه زن عمو برای سکس گروهی

چن وقتی میشد که گاه و بیگاه تلفن شوهرم زنگ میخورد وباگفتن نه آقا اشتباه گرفتی اونو قط می کرد هربارهم می پرسیدم کی بود می گفت آقایی بود که اشتباه گرفته بعضی وقتها هم بعداز حوالپرسی می گفت نه ادامه مطلب

شصت و نه با طعم کون

سلام اسم من علی و این خاطره ای که میخوام براتون بگم برمیگرده به دو سال پیش یعنی زمانی که من ١٧ سالم بود… ***   من و رضا از بچگی تو یه مدرسه درس میخوندیم و با هم دوست ادامه مطلب

از دستمالی تا کردن کون خواهرم

ی روزصبح بااینکه عجله داشتم ومیخواستم برم سرکار امدم تواتاق خواهرم که ی وسیله ای بردارم که خواهرم رو شکمش خوابیده بود و دامنش زده بود بالا زیر دامن فقط شرت بود که بادیدن این صحنه قفل شدم و بعد ادامه مطلب

از رو کنجکاوی کارم به کون دادن کشید

خب، من امیر هستم و این اولین داستان منه و کاملا واقعی. پس اگه کم و کاستی داشت، ببخشید دیگه. برای شروع باید بگم که من فول گی نیستم ولی چون مثل اکثر دوستان بیست چهار ساعته از دختر نمیگم، ادامه مطلب

ضربدری با پریسا و دانیال

سلام دوستان این داستان واسه 3 ساله پیشه … *** من آرشم 32 ساله 177 قدمه 80 کیلو وزنم پرستو خانمم 165 قد و 57 کیلو وزن با سینه های 75 هیکله خوش فرمی داره کلا تمام خانوادشون کون گرد ادامه مطلب

کون دادم به اونی‌ که دوسش داشتم

سلام شایان هستم الان نزدیک نوزده سالمه ولی خاطره ای که میخوام بگم ماله دو سه سال پیشه *** من تو دوره راهنمایی تقریبا جثه لاغری داشتم و ضعیف بودم اما چون قیافم بد نبود و به اصطلاح بچه خوشگل ادامه مطلب

کس‌های خیس

اسمم هلما ست دو ماهه دیگه هفده سالم‌ میشه از مشخصاتم بگم: پوستم گندمیه ،چشم و ابروم مشکیه و همینطور رنگ موهام ، دهنم کوچیکه و لبهام بنا به تعریف دیگرون غنچه ای وخوشکله ،در کل بجز بینی گوشتیم که دوسش ادامه مطلب

کیری برای پریناز

سلام من پریناز هستم ۳۱ سالمه و ساکن تهران هستم.تو ۲۲سالگی ازدواج کردم و شوهرم تو یه تصادف بعد یک سال فوت کرد برای همین هیچوقت از یه سکس کامل لذت نبرده بودم.داستانی که میخام بگم مربوط میشه به سه ادامه مطلب

نیم پرده

سلام من یه دخترم با اندام معمولی و قیافه معمولی ،تا زمانی که مدرسه میرفتم نه با پسری دوست شده بودم نه حتی همکلام بیشترم سرم با درس گرم بود و چون خواهرام درس خون و خوب بودن منم تا ادامه مطلب

باشگاه اوشگولا

تو باشگاه بدنسازی یه دوستی داشتیم که درواقع بوفه دار باشگاه بود بعدش باهاش دوست شدیم . از اون نخاله های روزگار بود . یه پسر خیلی لاغر با سیبیل باریک و قیافه بشدت موذیانه . همیشه خدا دنبال سوژه ادامه مطلب