غلمان

تاریک | روشن

من پسر17ساله هستم از یه خونواده مذهبی و معتقد عاشق شوهرخالمم خیلی دوست داشتنی من یک روزرفتیم خونه مادربزرگم شوهرخاله غذای حرم گرفته بود اورد اونجا غذا رو که خوردیم گفت بریم یکی اشنای ببینم چقدر رفت ماشینونشون دادیم پسرخالم خوابش برد گذاشت جلو خودش اومدعقب دستشوگذاشت روپام اشاره کرد بمالون کیرمو منم مالوندم که رسیدیم کیرش شق شده بود

 

رفت تواتاق به منم گفت بیام که می خواستم برم تواتاق که زن دایی گفت برم ابمیوه بگیرم باعجله تمام رفتم گرفتم اومدم که بیا تواتاق شوهرخالم بلندشدگفت میرم نمایشگاه خالم گفت منم ببره سوارموتورش شدم دیدم داره میره خونه رفتم خونش درو قفل کرد روی مبل نشست منم شلوارشودراوردم شورتشو دراورد کیرش بادستم گرفتم مکیدم گفت بیا پایین مبل بشین تمیزبخورمنم پایین مبل نشستم خودم 30دقیقه خوردم گفت دوست داری بکنمت گفتم اره گفت بخوربلند بشه بکنمت منم مشغول شدم پشتمو کردم منوگایید کیرشوگذاشت توکونم روم درازکشیدبالاوپایین میداد که گفت بسه دیگه بریم نمایشگاه فردابیا پس فرداش خالم رفت جمعه بازار خونه تنهابود

 

بهش زنگ زدم بیام باخوشحالی گفت کجایی منم گفتم خونه مادربزرگم بعدگفت بیارفتم که پسرخالم هم خوابیده بود درازکشیده بود فیلم نگاه میکرد دستموگرفت کشوند جای خودش دستمو گذاشتم روی کیرش مالوندم بعدکشیدپایین پتواونورانداخت گذاشتم تودهنم بالا پایین میکردم گفت ابموبریزم تودهنت گفتم بریز بلندشد گذاشت تودهنم ابش اومد خوردم ابش شوربود مزه اهن میداد بعد دازکشیدم به پشت کیرشوگذاشت توکونم بهم می گفت خوبه منم سرمو میدادم پایین گفت دوست داری کیا روبکنم منو می گفتم هیچ کس فقط منو گفت یکی روب گو گفتم من گفت تو رو میکنم یکی رو بگو که میرم به همه میگم تااون موقع پسرش بیدارشد پتو انداخت روم شلوارمو کشیدم بالا گفت برومنم اومدم خونه مادربزرگم

 

یک مدت دیگه رفتم خونشون خالم هم بودصبح زود بلندشد گفت بخور منم تودهنم کردم نگاه می کرد به خالم که یک وقتی بلندنشه منو زیرپتوکرده بود براش می خوردم منو میمالوندازکونم گرفته تا گوشم بعد ابش اومد خوردم رفت حموم بعد رفت نماز خوند و خوابید یک مدتی که ندیدمش بعدش بچه خالم بدنیا اومدخونشون مهمون بود دیگه وقت نشد #منو #بکنه #خیلی دلم براش تنگ شده که منو باز بکنه نمیدونم کجا گیرش بیارم تنها باشه امیدوارم حضرت علی اصغر خودش کمکم کنه که بتونم #کیرشو تو کونم حس کنم

 

 

نوشته :#غلمان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *