به امید ورود کیرتان به کونم

تاریک | روشن

سلام به دوستانی که عاشق کون هستن و درود به دوستانی خوب می‌کنند خیلی ممنون که داستانهای منو پخش میکنید

داستانو از اول زندگی براتون خلاصه تعریف میکنم تا شناختی از من داشته باشین من توی خانواده که به دنیا اومدم که پدرم الکلی و مادرم که ازش خبر ندارم به قول بابام که می‌گفت تو نا خواسته به دنیا اومدم چون وقتی بابام مست بود میگفت معلوم نیست تو از تخم منی یا یکی دیگه چون اینا چند تا از دوستاش مست بودن مادر منو بلند می‌کنند میبرن بکنند که پلیس اونا میگیره مادرم می افته گردن پدرم مجبور میشه بل ازدواج کنه مامان من معلوم نیست به چند نفر دیگه داده بلاخره بعد از سه سال از هم جدا شدند و منو سپردن به مادر پدرم من تاسن نه سالگی حموم عمومی زنونه میبردن که بعد از اون دیگه منو دیگه حمام عمومی راه ندادن ناگفته نمونه که من یه عمو داشتم یه عمه من خیلی از اینا کتک می‌خوردم وقتی منو به حمام عمومی راه ندادن منو عمه ام حموم می‌برد اون مجرد بود هر وقت میرفتیم حموم کاملا لخت میشد درسته من بچه بودم ولی می‌فهمیدم که چقدر شهوتی بود منو میخوابوند بعد مینشست روم کوسشو می‌مالید به مال من بعد طوری رو به دیوار وایمیستاد رو به دیوار شروع میکرد به مالوندن کسش و باسنشو می‌مالید به آرنج من تا آبش میومد این یه چند وقتی ادامه داشت تااینکه عمم از شهرستان اومد تهران وعموم هم اونجا نبود هر دو معلم بودن ولی جای دیگه درس میدادن منو می‌سپردند دست پسر همسایه که هف هشت سالی از من بزرگتر بود منو ببره حموم منو بشوره هر وقت می‌برد حموم می خواست پشت منو بشوره منِه سفید و کون گنده رو حوس می‌کرد که اونو بزاره لای پام هم پشتم بشوره هم لاپایی حال می‌کرد منم حال میکردم تا چند سالی گذشت اون پسره هم رفت تهران من با یه پسر همسن خودم اونم سفید خوشگل بود باهم عوض و بدل میکردیم ولی نمی تونستیم خوب همو بکنیم

 

یه روز باهم به هوای درس خوندن پیش هم بودیم داشتیم بازی میکردیم نوبت من بود که زیر بخوابم برای اولین بار بالای رخت وخواب بودیم پرده هم کشیده بود قشنگ کرد توش داشتم حال میکردم بهش گفتم بزار بمونه توش در نیار اونم در نیاورد بعد از چهار پنج دقیقه یهو پرده کنار رفت مادر بزرگ رفقیم بود مار رو از خونه انداخت بیرون کلی دری وری گفت دیگه برام عادی شده بود حتی کار به جایی کشیده بود که رفقیم یه خواهر کوچکتر داشت می‌بردیم یه جای خلوت شلوار روشو می‌کشیدیم پایین کونش بازی میکردیم خلاصه دو سه سالی گذشت من به سن ۱۶ سالگی رسیدم عموم لومد پیشمون بعد هم ازدواج کرد عموم هم معلم بود هم یه جای دیگه کار می‌کرد یه روز عموم ميخواست بره خونه مادر زنش من تنها تو خونه مونده بودم به همکارش سپرده بود بیاد خونه ما تا من تنها نمونم شب که شد همکار عموم که پسره ۲۳ ساله بود اومد خونمون خواستیم بخوابیم شروع کرد به صحبت کردن از سکس و کار که یهو به من از ختنه کردن صحبت کرد گفت تو ختنه کردی کفتم بچه بودم ختنه کردم گفت میتونم ببینم من اون یه خورده ناز کردم منو بقل کرد وبه من گفت نترس نشون بده ببینم با هر زحمتی بود شلوارمو کشید پایین تا دودل منو ببینه بعد اینکه دید گفت چقدر قشنگ بریدن شروع کرد باهاش بازی کردن یه خورده که باهاش بازی کرد ما من راست شد شروع برام جق زدن گفتم نکن حالم خراب میشه گفت میخوام ببینم چقدر طول می‌کشه تا آبش بیا بعد از چند دقیقه بازی کردندن آبش اومد پاشید بیرون گفت خوب کمری داری برگرد ببینم منو برگردوندن دراز بکش ببینم منم دراز کشیدم تا کمرو ببینه که یهو بهم گفت اجازه هست زیر این شلوار ببینم منم چیزی نگفتم

 

شلوارمو کشید پایین اون کون گنده من افتاد بیرون داشت به به چه چه می‌کرد گفت چقدر قشنگه اجازه باهاش یه کاری بکنیم منم که از خدام بود شروع کرد اول یه تف گنه انداخت دم سوراخ کونم شروع کرد با لپام بازی کردن بعد یه کم بازی کرد اون کیر کلفت کرد توش نمیدونم چرا برای اولین بار بود که کیر به این کلفتی می‌رفت توم اصلا درد نداشتم باز ده دقیقه تلمبه زدن همه آبشو خالی کرد توبدنم ویه خورده با کونم بازی کرد بلند شدم رفتم دستشویی خودمو خالی کردم و شستم اومدم دیگه خوابم نمی اومد همش تو فکر بودم یه جورایی #حالم #خراب #بود که نصفه شب خوابم برد صبحم خواب موندم دیگه بعد از اون ماجرا دیگه شده بودم #کونیه #اون #آقا هر جا می‌رسید منو می‌کرد یه بارم رفته بودیم خونه شون کار کنیم من خودمو سرتا پا کثیف کرده بودم به من گفت برو حمام رفتم حمام خونه شون همه رفته بودن اومد حموم #حسابی #سگی #منو #کرد خلاصه چند سالی که اونجا بودم هم می‌کرد هم خرجمو میداد امیدوارم خوشتون بیاد در قسمت‌های بعد داستان‌های دیگمو یعنی کون دادن مو براتون تعریف کنم به امید ورود کیرتان به کونم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *