مارس 2013

آمپول تقویتی

  سلام به دوستان سکسی . من حمید هستم 30 سالمه و این خاطره مال 10سال پیش واسم اتفاق افتاد اگه از گی خوشتون نمیاد لطفا نخونید . بر سر اصل ماجرا من یه پسر قد بلند سفید کون متوسط و تک پسر خانواده که اتاق شخصی تو خونه داشتم و همیشه با خودم ور […]

آمپول تقویتی Read More »

مشروب دارین؟

سلام من پژمانم. ۲۷ سالمه و توی یه مجتمع نسبتاً بزرگ تنها زندگی میکنم. قضیه از این قراره که یه دختری بود از همسایه‌های ما (بعداً فهمیدم متولد ۶۹) که من هردفعه توی پارکینگ میدیدمش و به مرور بعضی وقتا یه سلامی هم بینمون رد و بدل میشد. یه شب طرفای ساعت ده دیدم در

مشروب دارین؟ Read More »

بچه مثبت بودم

دو تا خواهر بودیم، تو یه خانواده تحصیل کرده بزرگ شدیم. پدرم استاد دانشگاهو مادرم وکیل. خانواده ای که با خودش کنار نیومده بود، فکر می کرد خیلی روشن فکره اما مادرش حتی به بچه ش ذره ای از مسایل مربوط به جنسیت یاد نداده بود و فکر میکرد با ممانعت از ورود ماهواره به

بچه مثبت بودم Read More »

خدا هیچوقت نبخشدشون

سلام.اتفاقی این سایت و پیدا کردم.من از سکس بیزارم و هیچوقت دنبال سایتای سکسی نمیرم.اما ازداستانای این سایت خوشم اومد وقتی داستان رها رو خودنم (اتفاق بد برای من و مامانم) خواستم تجربه ی تلخ خودمو بنویسم.12سالم بود.اونروز مامانم تلفن کرد به مدرسه و از مدیرمون خواست به من بگه بعد مدرسه برم خونه بابابزرگم

خدا هیچوقت نبخشدشون Read More »

در حسرت یک اشتباه

نمیدونستم چرا اومده بودم اون خونه شاید میخواستم بهش بفهمونم منم میتونم بد باشم اما دیگه زیادی تند رفته بودم . من آدمی نبودم که به سحر پا بدم. اصلا سحر رو آدم نمیدونستم. سرم درد میکرد.سیگارمو روشن کردم صدای پای سحر میومد. -به به آقا سامان. قدم رنجه فرمودین. منور کردین هیچی نگفتم.۱کام دیگه

در حسرت یک اشتباه Read More »

شماره ناشناس و اولین سکس من

  ساعت 2 شب بود که گوشیم زنگ خورد . از خواب پاشدم . یه شماره ناشناسبود منم یه اس دادم ،شما؟؟؟؟؟؟؟ جواب اسش این بود اسمم آژین 18 سالمه از شهر… از اونجا شروع شد ،هر روز بهم زنگ میزد . به قول خودش شمارمو شانسی گرفته بود یکی دو ماه گذشت که رابطه

شماره ناشناس و اولین سکس من Read More »

آرامش

  بعده اعلام نمرم از طرف استاد ها و تشویق همه بعد از قیام کردن از پله ها داشتم پایین میومدم و رو به نازنین میرفتم همه داشتم بهم تبریک می گفت نازنین رو به من دوید و خودش رو انداخت تو بغلم از خوشحالی نگین های اشک رو چهرش جاری شده بودم خودم هم

آرامش Read More »

داستان بردگی من

داستاني که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط به سه سال پيش ميشه اون موقع من اصلا با ميسترس و از اين چيزها آشنا نبودم خيلي نياز جنسي داشتم ، تو اينترنت دنبال يه مورد تک پر واسه سکس بودم ايميل هر خانمي رو که ميديدم بهش اسميل ميزدم اهل سکس هستي؟ اونم يا فوش و

داستان بردگی من Read More »

سفر به ترکیه با زنم

  تابستون سال 90 بود . این اولین سفرمون به یک کشور خارجی بود . بعد از تحقیق در مورد کشور ترکیه و پرسو جو از دوستان و آشنایان قرار شد که با هواپیما بریم استانبول . خیلی دلشوره داشتم . سارا هم از اینکه میخواست تجربه ای تازه داشته باشه خوشحال بود . بالاخره

سفر به ترکیه با زنم Read More »

کلاس موسیقی

  حدود یه ماه پیش قرار بود با دو تا از دوستام واسه تمرین یه ترانه واسه خوندن،بریم یه کلاس موسیقی…آخه اونجا اتاق کرایه می داد…هنوزم میده.خلاصه،من و علی و آرتین یه روز با دو تا گیتار و یه کیبورد رفتیم اونجا.ساعت کرایمون ده صبح بود و هنوز کسی جز منشی نمیومد؛چه مدیر اونجا،چه شاگرداش…پس

کلاس موسیقی Read More »

Scroll to Top