مارس 2013

رقیه خانم شهوتی

  : سلام اسی هستم.داستان من راجب سه تاخواهرهستش.ولی داستان رقیه خانم شهوتی رو میگم.من یه دوست دارم که اسمشونمیگم.البته شرمنده به خدا.من همیشه به خونه اشون میرفتم حتی همسایه ابجی بزرگم بودن.من همیشه بادوستم خونه اشون میرفتم.تایه روزبه سرم زد شماره ابجیش رقیه روبردارم.که موفق شدم .چندوقت گذشت میترسیدم بهش بزنگم.درواقع من ابجی کوچکترشودوست […]

رقیه خانم شهوتی Read More »

شبِ داغِ زمستونی

  زمستون بود و من میزبان دوستی بودم که چهار سال بود همدیگه رو میشناختیم و چند ماهی بود همو بیشتر میدیدم. شاید چون کم کم داشتم بهش علاقه مند می شدم این طور به نظرم می رسید اما اون شب خیلی خوشکل شده بود، اونقدر که در طولِ شب چند بار بهش گفتم: دختر،

شبِ داغِ زمستونی Read More »

همسايه جديد

داستان از اونجا شروع شد كه شهناز و شوهرش از شمال اومدن و شدن همسايه عمه پير من. اسمم سيامكه و دوستام بهم ميگن سيا.از نظر ظاهر هميشه جلب توجه ميكردم. بيشتر رنگ سفيد پوستم با چشماي سياه و صورت خوش تركيب و قد بلندم نظر زنها و دخترا رو فورا جلب ميكنه اما بازم

همسايه جديد Read More »

گی با دایی کیرکلفت

سلام دوستان گی داستانی که میخوام براتون بگم مربوط میشه به چهار ماه پیش من یک پسر تو پر قد 170 کون خوش فرم داستان از اینجا شروع میشه ی روز که ما می خواستیم بریم خونه پدر بزرگم پدر مادرم تمام خالهام اونجا بودن دایم هم طبق معمول اونجا بود چو تک فرزند بود

گی با دایی کیرکلفت Read More »

مهسا دوست قدیمی

  سلام دوستان  اميدوارم از خاطره اي كه ميخونيد خوشتون بياد!!! من اسمم ونداد31سالمه و 180قدو وزنم هم84 كيلو هستش خاطرم براي سه ماه بيشه يه روز سر كار يه كي به كوشيم زنك زد تا برداشتم قطع كرد بعد يه اس داد كفت كه منو دوست داره خيلي كنجكاو شده بودم ببينم كيه براي

مهسا دوست قدیمی Read More »

عاشقی ناکام من

  سلام من اولین بار که داستان مینویسم خوب هیچ دلیلیم ندارم که دروغ بگم و بخوام چرت بنویسم اسمم ساراست 17 سالمه به گفته ی خیلی ها بدن خوبی دارم یعنی یه دفعه یکی از همسایه ها تو اف بی گفت از چشمات آب کیر میاد خلاصه میگن حتی راه رفتنم هم حشریه.کلا دختر

عاشقی ناکام من Read More »

سکس با دخترخاله 15 ساله ام

  سلام دوستان .نمی دونم بعد از خوندن این داستان من درمورد من و داستانم چه فکری میکنید؟! فقط میتونم قسم بخورم که داستان من برخلاف اکثر داستانهایی که خوندم عین حقیقته…قبل از هرچیزی بگم که من اسمم آرشه و الان 24 سالمه و این داستان مربوط میشه به 7 سال قبل که من 17

سکس با دخترخاله 15 ساله ام Read More »

مهرداد و خاله جون

سلام من مهردادم 20سالم و تنها فرزند خانواده و از بچه هاي شيرازم . داستاني كه مي خوام براتون تعريف كنم بر مي گرده به امسال عيد ، ما هر سال عيد و تابستون مي ريم ويلاي پدربزرگم . مادر من دو تا خواهر ديگه غير خودش داره كه خاله بزرگم كه سر زندگي خودشه

مهرداد و خاله جون Read More »

وظایف همسری امین

  من و امین چند ماهی بود که دوست بودیم ، هیچ وقت از حد عشقبازی و مالیدن و خوردن و لیسیدن جلوتر نرفته بودیم تا اینکه یه روز امین زنگ زد بهم و گفت شام رو بریم بیرون منم که کلا عاشق این بودم که یه لحظه بیشتر باهاش باشم سریع آماده شدم و

وظایف همسری امین Read More »

گاییدن دختر خوشگل و حشری خالم

  سلام اسم من علی 25 سال سن دارم. این مطلبی رو که براتون مینویسم مربوط به پنج سال پیش میشه موقعی که هنوز مجرد بودم. من یک دختر خاله داشتم به اسم فرناز که تقریباً 10 سالی از من کوچکتر بود و این موضوع باعث شده بود که همیشه مثل یک دختر بچه بهش

گاییدن دختر خوشگل و حشری خالم Read More »

Scroll to Top